
Khabar Khush خبر خوش
760 episodes — Page 14 of 16

Ep 110سرود پرستشی رهبرم اوست
سرود پرستشی رهبرم اوست برنامه هفتگی پادکست خبر خوششنبه: تحقق پیشگوی های عهد عتیق که در مورد عیسی مسیح است یک شنبه: موعظه یا در از دیگر استادن دوشنبه: فصلی از کتاب جان پایپر سه شنبه: سرود پرستشیچهار شنبه: پنج شنبه: فصلی از کتاب جان پایپرجمعه:

Ep 109برای باطل کردن قوانین دینی که بر ضد ما بود
چه نابخردانه و احمقانه است که خیال کنیم بالاخره روزی پله ترازوی کارهای خوب ما بر پله ترازوی کارهای بد ما سنگینی میکند. از توازن کارهای خوب و بد ما نجات بدست نمی آید. تنها راه نجات این است که آن بدهکاری توسیه شود. برنامه هفتگی پادکست خبر خوششنبه: تحقق پیشگوی های عهد عتیق که در مورد عیسی مسیح است یک شنبه: موعظه یا در از دیگر استادن دوشنبه: فصلی از کتاب جان پایپر سه شنبه: سرود پرستشیچهار شنبه: پنج شنبه: فصلی از کتاب جان پایپرجمعه:

Ep 108میزمکاشفه فصل چهارم - نیما علیزاده و ادوارد عیسی بیک - اثبات خدا بودن عیسی در انجیل یوحنا
میزمکاشفه فصل چهارم - نیما علیزاده و ادوارد عیسی بیک - اثبات خدا بودن عیسی در انجیل یوحنابرنامه هفتگی پادکست خبر خوششنبه: تحقق پیشگوی های عهد عتیق که در مورد عیسی مسیح است یک شنبه: موعظه یا در از دیگر استادن دوشنبه: فصلی از کتاب جان پایپر سه شنبه: سرود پرستشیچهار شنبه: پنج شنبه: فصلی از کتاب جان پایپرجمعه:

Ep 107مسیح از نسل ابراهیم است
خداوند وعده برکت ابراهیم و نسل او را در پیدایش باب ها ۱۲ و ۲۲ میدهد و این وعده را در شخص عیسی مسیح به کمال میرساند اینکه ابتدا مسیح از نسل ابراهیم است و دوم اینکه توسط قربانی مسیح باعث برکت همه جهانیان میشود همانگونه که به ابراهیم وعده داده شده بود و شجره نامه مسیح در متی ۱: ۱ و اظهارات پولس در رومیان ۹: ۵ نشان میده که خدا این وعده را به کمال رسانید. برنامه هفتگی پادکست خبر خوششنبه: تحقق پیشگوی های عهد عتیق که در مورد عیسی مسیح است یک شنبه: موعظه یا در از دیگر استادن دوشنبه: فصلی از کتاب جان پایپر سه شنبه: سرود پرستشیچهار شنبه: پنج شنبه: فصلی از کتاب جان پایپرجمعه:

Ep 106برای نشان دادن محبت خودش به ما
مرگ مسیح تنها نشان دهنده محبت خدا به ما نبود(انجیل یوحنا ۳: ۱۶) همچنین محبت فراوان خود مسیح برای تمام آنهایی که آن را مانند گنجی دریافت می کنند نیز بود. تمام مسیحیان اولیه که برای نام مسیح شکنجه شدند به این حقیقت قابت شده فکر می کردند که: مسیح «مرا محبت نمود و خود را برای من داد» آنها می گفتند:« او مرا دوست داشت و خود را بخاطر من فدا کرد.»برنامه هفتگی پادکست خبر خوششنبه: تحقق پیشگوی های عهد عتیق که در مورد عیسی مسیح است یک شنبه: موعظه یا در از دیگر استادن دوشنبه: فصلی از کتاب جان پایپر سه شنبه: سرود پرستشیچهار شنبه: پنج شنبه: فصلی از کتاب جان پایپرجمعه:

Ep 105سرود پرستشی ستایش
سرود پرستشی ستایش برنامه هفتگی پادکست خبر خوششنبه: تحقق پیشگوی های عهد عتیق که در مورد عیسی مسیح است یک شنبه: موعظه یا در از دیگر استادن دوشنبه: فصلی از کتاب جان پایپر سه شنبه: سرود پرستشیچهار شنبه: پنج شنبه: فصلی از کتاب جان پایپرجمعه:

Ep 104برای نشان دادن اوج محبت و فیض خدا به گناهکاران
میزان محبت خدا به ما با دو چیز نشان داده شده است. اول میزان بهایی که برای قربانی پرداخت تا بدین وسیله ما را از گناهان نجات دهد. دوم میزان عدم شایستگی و سزاورار نبودن ما٬ درست در زمانی که ما را نجات داد. برنامه هفتگی پادکست خبر خوششنبه: تحقق پیشگوی های عهد عتیق که در مورد عیسی مسیح است یک شنبه: موعظه یا در از دیگر استادن دوشنبه: فصلی از کتاب جان پایپر سه شنبه: سرود پرستشیچهار شنبه: پنج شنبه: فصلی از کتاب جان پایپرجمعه:

Ep 103میزمکاشفه فصل چهارم - نیما علیزاده و مهرداد فاتحی - چگونگی تفسیر اصولی کتاب مقدس
میزمکاشفه فصل چهارم - نیما علیزاده و مهرداد فاتحی - چگونگی تفسیر اصولی کتاب مقدسمیزمکاشفه فصل چهارم - نیما علیزاده و مهرداد فاتحی - چگونگی تفسیر اصولی کتاب مقدسبرنامه هفتگی پادکست خبر خوششنبه: تحقق پیشگوی های عهد عتیق که در مورد عیسی مسیح است یک شنبه: موعظه یا در از دیگر استادن دوشنبه: فصلی از کتاب جان پایپر سه شنبه: سرود پرستشیچهار شنبه: پنج شنبه: فصلی از کتاب جان پایپرجمعه:

Ep 102مسیح از یک باکره به دنیا خواهد امد
در اشعیا ۷:۱۴ پیگوی تولد مشایخ است که قرار است از باکره ای به دنیا بیاید٬ و اگر نگاهی بیندازیم به متی ۱: ۲۲ - ۲۳ و لوقا ۱: ۲۶ - ۳۱ می بنیم که مریم مادر عیسی باکره بود که امروزه حتی اسلام هم به این باور دارد. برنامه هفتگی پادکست خبر خوششنبه: تحقق پیشگوی های عهد عتیق که در مورد عیسی مسیح است یک شنبه: موعظه یا در از دیگر استادن دوشنبه: فصلی از کتاب جان پایپر سه شنبه: سرود پرستشیچهار شنبه: پنج شنبه: فصلی از کتاب جان پایپرجمعه:

Ep 101برای فراگیری اطاعت از پدر و کامل شدن
مرگ مسیح٬ اینطور نبود که او رستاخیز خود را جلوتر و یا یکدفعه ای بدست آورد. بلکه مزدی بود که او آن را کسب نمود بود. درست به همین دلیل است که عبرانیان ۱۳: ۲۰ میخوانیم که خدا او را از مردگان برخیزانید. برنامه هفتگی پادکست خبر خوششنبه: تحقق پیشگوی های عهد عتیق که در مورد عیسی مسیح است یک شنبه: موعظه یا در از دیگر استادن دوشنبه: فصلی از کتاب جان پایپر سه شنبه: سرود پرستشیچهار شنبه: پنج شنبه: فصلی از کتاب جان پایپرجمعه:

Ep 100سرود پرستشی دستها را بر افرازید
سرود پرستشی دستها را بر افرازید برنامه هفتگی پادکست خبر خوششنبه: تحقق پیشگوی های عهد عتیق که در مورد عیسی مسیح است یک شنبه: موعظه یا در از دیگر استادن دوشنبه: فصلی از کتاب جان پایپر سه شنبه: سرود پرستشیچهار شنبه: پنج شنبه: فصلی از کتاب جان پایپرجمعه:

Ep 99برای فراگیری اطاعت از پدر و کامل شدن
اگر پسر خدا از ظهور در جسم انسانی خود مستقیما به صلیب می رفت بدون اینکه در جسم وسوسه و رنج و عذاب ببیند تا بدینگونه نیکی مطلق و محبت خود را آزمای کند٬ او نمی توانست نجات دهنده ای مطلوب برای انسان سقوط کرده در تاریکی گناه باشد. درد و عذاب او نه تنها خشم خدا را بر خود گرفت. همچنین انسان شدنش را کامل نمود تا بدین وسیله بتواند ما را برادران و خواهران خود بخواند. برنامه هفتگی پادکست خبر خوششنبه: تحقق پیشگوی های عهد عتیق که در مورد عیسی مسیح است یک شنبه: موعظه یا در از دیگر استادن دوشنبه: فصلی از کتاب جان پایپر سه شنبه: سرود پرستشیچهار شنبه: پنج شنبه: فصلی از کتاب جان پایپرجمعه:

Ep 98میزمکاشفه فصل چهارم - نیما علیزاده و مهرداد فاتحی - چگونگی تفسیر اصولی کتاب مقدس
میزمکاشفه فصل چهارم - نیما علیزاده و مهرداد فاتحی - چگونگی تفسیر اصولی کتاب مقدسبرنامه هفتگی پادکست خبر خوششنبه: تحقق پیشگوی های عهد عتیق که در مورد عیسی مسیح است یک شنبه: موعظه یا در از دیگر استادن دوشنبه: فصلی از کتاب جان پایپر سه شنبه: سرود پرستشیچهار شنبه: پنج شنبه: فصلی از کتاب جان پایپرجمعه:

Ep 97مسیح در بیت لحم یهودیه به دنیا می آید.
در کتاب میکاه ۵:۲ میخوانیم که پیشگوی مکانی است که نجات دهنده قرار است در انجا به دنیا بیاید. و تحقق این پیشگوی را در متی ۲: ۱ میخوانیم که مسیح عیسی ان منجی است که خداوند در موردش بارها و بارها پیشگوی کرده است. برنامه هفتگی پادکست خبر خوششنبه: تحقق پیشگوی های عهد عتیق که در مورد عیسی مسیح است یک شنبه: موعظه یا در از دیگر استادن دوشنبه: فصلی از کتاب جان پایپر سه شنبه: سرود پرستشیچهار شنبه: پنج شنبه: فصلی از کتاب جان پایپرجمعه:

Ep 96برای خشنود کردن پدر آسمانی
آه٬ که تا شاید ما شگفتی محبت تسناک خدا را پرستش کنیم! ظریف و ملوسانه نیست. ساده نیست. خدا کاری غیر ممکن بخاطر ما انجام داده: او خشم خود را بر پسر خود ریخت - کسی که به دلیل اطاعت و تسلیم بودنش به خدا اصلا سزاوار و شایسته آن نبود٬ اما با این حال او از طیب خاطر و با کمال میل آن خشم را بر خود پذیرفت و این سبب شد که به چشم خدا بی نهایت ارزشمند و گرانبها شمرده شود. پس به آن کس که خشم خدا را بی شکایتی بر خود گرفت برای ابد صاحب محبت گشت. برنامه هفتگی پادکست خبر خوششنبه: تحقق پیشگوی های عهد عتیق که در مورد عیسی مسیح است یک شنبه: موعظه یا در از دیگر استادن دوشنبه: فصلی از کتاب جان پایپر سه شنبه: سرود پرستشیچهار شنبه: پنج شنبه: فصلی از کتاب جان پایپرجمعه:

Ep 95سرود پرستشی قدوس قدوس
سرود پرستشی قدوس قدوسبرنامه هفتگی پادکست خبر خوششنبه: تحقق پیشگوی های عهد عتیق که در مورد عیسی مسیح است یک شنبه: موعظه یا در از دیگر استادن دوشنبه: فصلی از کتاب جان پایپر سه شنبه: سرود پرستشیچهار شنبه: پنج شنبه: فصلی از کتاب جان پایپرجمعه:

Ep 94برای پذیرفتن خشم خدا بر خود
اگر خدا عادل نبود هیچ اجباری برای پسرش نبود که رنج ببیند و بمیرد. و اگر خد آنقدر مهربان نبود برای پسرش آن میل و اشتیاق نبود که رنج بکشد و بمیرد. اما خدا هر دوی آینها یعنی عادل و مهربان است. بنابراین محبت او مشتاقانه میل دارد تا با عدالت او ملاقات نماید. برنامه هفتگی پادکست خبر خوششنبه: تحقق پیشگوی های عهد عتیق که در مورد عیسی مسیح است یک شنبه: موعظه یا در از دیگر استادن دوشنبه: فصلی از کتاب جان پایپر سه شنبه: سرود پرستشیچهار شنبه: پنج شنبه: فصلی از کتاب جان پایپرجمعه:

Ep 93میزمکاشفه فصل چهارم - نیما علیزاده و روبرت آسریان - اثبات خدا بودن عیسی در انجیل متی
میزمکاشفه فصل چهارم - نیما علیزاده و روبرت آسریان - اثبات خدا بودن عیسی در انجیل متیبرنامه هفتگی پادکست خبر خوششنبه: تحقق پیشگوی های عهد عتیق که در مورد عیسی مسیح است یک شنبه: موعظه یا درسی از دیگر معلمین دوشنبه: فصلی از کتاب جان پایپر سه شنبه: سرود پرستشیچهار شنبه: پنج شنبه: فصلی از کتاب جان پایپرجمعه:

Ep 92تحقق پیشگوی پیدایش ۳: ۱۵
در کتاب پیدایش ۳: ۱۵ وعده نجات دهنده ای را داریم که قرار است از نسل زن بیاید و در اناجیل میخوانیم که عیسی مسیح از نسل زن تولد میشود و او همان منجی و نجات دهنده ای است که خداوند در موردش صحبت کرده است.متی ۲: ۱ و همچنین غلاطیان ۴:۴ از جمله آیاتی هستند که بیان میکنند مسیح از نسل زن تولد یافته است. برنامه هفتگی پادکست خبر خوششنبه: تحقق پیشگوی های عهد عتیق که در مورد عیسی مسیح است یک شنبه: موعظه یا درسی از دیگر معلمین دوشنبه: فصلی از کتاب جان پایپر سه شنبه: سرود پرستشیچهار شنبه: پنج شنبه: فصلی از کتاب جان پایپرجمعه:

Ep 91معرفی پنجا دلیلی که چرا عیسی به دنیا آمد تا مصلوب شود
جان پایپر میگوید «من بر طبق نوشتجات عهد جدید پنجاه دلیل را جمع آوری کرده ام که چرا مسیح رنج و عذاب کشید و مرد. نه پنجاه علت مرگ. بلکه پنجاه دلیلبرنامه هفتگی پادکست خبر خوششنبه: تحقق پیشگوی های عهد عتیق که در مورد عیسی مسیح است یک شنبه: موعظه یا درسی از دیگر معلمین دوشنبه: فصلی از کتاب جان پایپر سه شنبه: سرود پرستشیچهار شنبه: پنج شنبه: فصلی از کتاب جان پایپرجمعه:

Ep 90چرا مسلمانان به صلیب عیسی مسیح باور ندارند
صلیب عیسی مسیح یک واقعه تاریخی است که نه تنها در اناجیل ثبت شده بلکه اندک کتب تاریخی وجود دارد که در خصوص واقعا صلیب نوشته اند. اما با ظهور اسلام این واقعا تاریخی که توسط شاهدان عیسی بیان شده بود٬ زیر سوال برده شده که پیروان مسیح دروغ میگویند مسیح هرگز مصلوب نشده است و اسلام دو جنبه مهم مسیحت را زیر سوال برد. الوهیت عیسی مسیح و صلیب او که اساس و بنیاد مسیحیت بر این دو استوار است. اما هرگز پیش از ظهور اسلام صحبتی در خصوص اینکه واقعا صلیب هرگز اتفاق نیافتاده است نشده است. بلکه بحث های در مورد الوهیت مسیح بود اما همه پیش از اسلام به این باور بودند که اناجیل حقایق را بیان کرد در خصوص مرگ و قیام عیسی مسیح. و این خود مانعی شده برای مسلمانان که نتوانند به تاریخی بودند صلیب شدن مسیح باور کنند . هر پنج شنبه ساعت ۵ صبح منتظر پادکست جدید ما باشید

Ep 89فخر ما تنها در عیسی مسیح است
به عنوان یک مسیحی تنها باید به صلیب عیسی مسیح فخر کنیم چون در صلیب عیسی مسیح است که ما ازادی بدست آوردیم. ازادی از گناه و بندگی شیطان و در صلیب است که ما فرزندان خدای خالق میشویم که ما را خلق کرده است. پس هرگز نباید نظر خود را از صلیب برگردانیم چون بدون صلیب مرده هستیم. هر پنج شنبه ساعت ۵ صبح منتظر پادکست جدید ما باشید.

Ep 88۱۰ نکته مختصر در باره رستاخیز عیسی
به اطلاع خوانندگان میرساند، مطالب ذیل، بیان فشرده ای دربارۀ شواهد حقیقی و تاریخی دربارۀ واقعیتِ رستاخیز عیسی مسیح است.۱. چهار زندگینامۀ باستانی دربارۀ عیسی موجود است. این چهار زندگینامه به وسیلۀ شاهدان عینی و یا با گواهی شاهدان عینی نوشته شده است. همۀ این زندگینامهها اعتراف میکنند که عیسی از مرگ رستاخیز کرد. تمامی این زندگینامهها دارای نامههای ضمیمهای هستند که به وسیلۀ شاهدان عینی نوشته شده است و این شاهدان در زمان نوشتن این نامهها زنده بودهاند. این نامههای تاریخی ادعا میکنند که عیسی بر روی صلیب مُرد و در روز سوم رستاخیز کرد.۲. هم نویسندگان یهودی و هم نویسندگان مُشرِک نوشتهاند که مسیحیان باور داشتند که عیسی از مرگ رستاخیز کرده است.۳. بسیاری از شاهدان اصلی رستاخیز عیسی به دلیل ادعای رستاخیز عیسی کشته شدند. اگر این افراد رستاخیز عیسی را انکار میکردند، احتمالاً در مکانهای مختلف پراکنده میشدند. این نکته بسیار مهمی است. زیرا ما میدانیم که افراد به دلیلی میمیرند و این مردان و زنان هم به دلایل خاصی میمیرند. آنها به این دلیل کشته شدند که حقیقتِ به صلیب رفتن و رستاخیز عیسی را بیان میکردند.۴. روایت شاهد عینی از زبان یوحنای رسول بسیار مهم است. امروزه بسیاری معتقدند که داستان یوحنا (مانند دیگر داستانهای شاهدان عینی) نوعی داستان سمبلیک و استعاری است. در حالیکه ما میدانیم که یوحنا به وضوح تفاوت یک داستان تاریخی و داستانی مملو از نماد و استعاره را به خوبی میدانست. چرا؟ چون یوحنا دو کتاب نوشت و در یکی از این کتابها یوحنا مدعی است که یک داستان تاریخی مینویسد و ما این داستان را با عنوان “انجیل یوحنا” میشناسیم، و کتاب دیگر تماماً دربارۀ نمادها و استعاره هاست و ما این کتاب را با عنوان “کتاب مکاشفه” میشناسیم. بنابراین، یوحنا شاهدی مهم برای مرگ و رستاخیز عیسی است.۵. شواهد تاریخی نشان میدهد که قبر عیسی خالی بود. تکههای پارچۀ کفن تا شده و در جای سر عیسی به کناری گذاشته شده بود و عیسی هرگز در قبر پیدا نشد. از قبر عیسی توسط سربازان رومی محافظت میشد و تا به حال کسی مدعی دزدیدن جسد عیسی نشده است. وجود پارچههای کفن بسیار مهم است، چون تکههایی به کفن دوخته شده بود که ارزش زیادی داشت. اگر کسی جسد عیسی را برای منفعت و یا از روی بدجنسی یا شیطنت میدزدید، او را کفن پیچ دزدیده و سر فرصت تکه پارچههای ارزشمند را جدا میکرد. در واقع، ترتیب قرار گرفتن قطعات پارچه کفن عیسی، یا برای مثال، کنار رفتن سنگ قبر، دلایلی کاملا متناسب برای رستاخیز عیسی هستند، تا یک علت انسانی.۶. اگر ظاهر شدن عیسی بر پولس را به شمار نیاوریم، عیسی یازده بار بر افرادی ظاهر شد که شهادت دادند، او رستاخیز کرده است. ظاهر شدن عیسی شامل ظاهر شدن بر مردان، زنان، افراد، زوجها، گروهها، و حداقل یک جمعیت بود. ظاهر شدن عیسی در داخل قبر، بیرون از قبر، در مکانهای مختلف و زمانهای متفاوت از روز بود. عیسی بهطور جسمانی لمس شد، با چشم دیده شد، و در حضور شاهدان غذا خورد. هیچ کدام از این افراد قبل از اینکه عیسی رستاخیز کند، باور نمیکردند که او رستاخیز خواهد کرد. این شاهدان عینی، عیسی را قبل از مرگ میشناختند، بنابراین، میدانستند که او همان عیسی است که بر روی صلیب مرده بود.۷. در همان مکانی که عیسی مُرد و دفن شد، انفجار گستردهای در رشد جنبش مسیحی روی داد. دلیل این رشد انفجار گونه این بود که قبر عیسی خالی بود و عیسی حقیقتاً رستاخیز کرده بود. این رشد عظیم جنبش مسیحیت فقط چند هفته پس از مرگ و رستاخیز عیسی و در مکانی روی داد که عیسی مُرده بود. این رشد خیلی سریع در شرایط خصومت و مخالفت و اعدام رهبران دینی و مردمی شکل گرفت.۸. مرگ و رستاخیز عیسی یک رویداد اتفاقی نبود. عیسی پیش بینی کرده بود که بر روی صلیب میمیرد و دفن میشود و از مرگ برمیخیزد. این پیش بینی عیسی دربارۀ مُردن بر روی صلیب، اهمیت بسیار زیادی دارد. او کنترلی بر آن نداشت. به صلیب کشیده شدن، ابزار مقامات امپراطوری روم برای مرگ بود. بنابراین، عیسی بهطور منطقی، ادعا کرد که مرگ او بر روی صلیب و رستاخیزش در روز سوم “نشانهای” است که عیسی کیست، چه چیزی را تعلیم داد و با مرگ و رستاخیزش چه چیزی را به کمال رساند.۹. مرگ و رستاخیز عیسی همچنین در یک بستر تاریخی طی قرنها پیشگویی و نبوت که وعده داده بودند مسیح از سوی خدا میآید و میمیرد و از مرگ بر میخیزد. عیسی خود نیز ادعا کرد که مرگ و رستاخیز او تحقق این وعدههای است که پیشگویی شده بود.۱۰. شواهد بسیار بیشتری وجود دارد. مرگ و رستاخیز عیسی در یک داستان عالمگیر و تاریخی اتفاق میافتد که بینش عمیق و قدرتمندی به وضعیت انسان میدهد. زندگی، مرگ و رستاخیز عیسی در مجموعهای از متون قرار گرفت که با گذشت هزاران سال و با توجه به عقل و بینش انسانی مورد تأیید قرار گرفته است. این متون مبنای توسعۀ علمی، حقوق بشر و حکمرانی خوب بوده است. زندگی، مرگ و رستاخیز عیسی در بافت یک دیدگاه جهانی روی داد. داستانی که در وسعت، عمق، هماهنگی، انسجام و اقتدار عاطفی و عقلانی، بهترین است.دوستان، بدانید که عیسی خدای به صلیب کشیده شده، رستاخیز کرده، نجات دهنده و دوست داشتنی است، پس با فروتنی و تواضع به سوی او بیایید.https://kanoneenjil.com/10-concise-pieces-of-evidence-for-the-resurrection/معرفی پادکست ۰:۰ ده نکته مختصر در مورد رستاخیز عیسی مسیح ۰: ۵۲ ۱: چهار زندگی نامه در باره عیسی موجود است ۱: ۰۷ ۲: نوشته های تاریخی بر رستاخیز عیسی موجود است ۱: ۵۴ ۳: بسیاری از شاهدان عیسی به دلیل شهادت بر رستاخیز او کشته شدند ۲: ۱۰ ۴: روایت شاهد عینی از زبان یوحنای رسول مهم است ۲: ۴۷ ۵: شواهد تارخی نشان میدهد که قبر عیسی خالی بود ۳: ۵۲ ۶: عیسی ۱۱ بار بر شاگردان ظاهر شد ۵: ۹ ۷: مسیحیت در همانجای رشد که مسیح دفن شد بود ۶: ۱۴۸: مرگ و رستاخیز عیسی یک رویداد اتفاقی نبود ۶: ۵۴۹: مرگ و رستاخیز عیسی در یک بستر تاریخی گذشت

Ep 87۴ دلیلی برای اینکه قبر عیسی خالی دیده شد
آیا قبر عیسای ناصری بعد از به صلیب کشیده شدنش خالی شده بود؟ اگر چنین نباشد، مسیحیت بزرگترین دروغ تاریخ است. پولس رسول میگوید “اگر مسیح از مردگان قیام نکرده باشد، ایمان شما بیهوده است و همچنان در گناهانتان هستید (اول قرنتیان ۱۷:۱۵). درحالیکه جنبه تاریخی قبر خالی به تنهایی رستاخیز را اثبات نمیکند، اما در اینکار نقش مهمی دارد.شواهد به کجا اشاره میکنند؟۱. اعتقاد به قبر خالی از اناجیل و حتی نوشتههای پولس قدمت بیشتری دارد.در اول قرنتیان ۳:۱۵-۷ پولس اولین اعتقادنامه شناخته شده کلیسای مسیحی را بیان میکند:«آنچه را كه به من رسیده بود یعنی مهمترین حقایق انجیل را به شما سپردم و آن این است كه مطابق پیشگوییهای تورات و نوشتههای انبیا، مسیح برای گناهان ما مرد و مدفون شد و نیز بر طبق کتابمقدّس در روز سوم زنده گشت و بعد خود را به پطرس و پس از آن به دوازده رسول ظاهر ساخت و یکبار هم به بیش از پانصد نفر از پیروان دیگر ظاهر شد، كه اغلب آنها تا امروز زندهاند ولی بعضی مردهاند. بعد از آن یعقوب و سپس تمام رسولان او را دیدند.»کلمات “رسیده” و “سپردم” نشان میدهد که پولس متکی بر یک سنت شفاهی بوده است. او این نامه را در میانه دهه پنجاهم نوشته است. بنابراین این اعتقادنامه باید قدمت بیشتری داشته باشد. اگر عیسی در حدود سال سی درگذشته باشد، قدمت این عقیده حداکثر به ۲۵ سال بعد از مرگ عیسی برمیگردد. علاوه بر این، شواهد خوبی وجود دارند که نشان میدهد پولس این اعتقادنامه را از رهبران کلیسا در اورشلیم در دهه سیام دریافت کرده و این مبادله در غلاطیان ۱۸:۱-۲۰ ثبت شده است. بسیاری از مورخان عهد جدید مانند بارت ارمن[1]، جیمز دان[2] و گرد لودمان[3] تاریخ ایجاد این اعتقادنامه را بین دو تا پنج سال پس از مرگ مسیح میدانند. گرد لودمان چنین میگوید: “عناصر موجود در سنت متعلق به دو سال یا حداکثر سه سال اول پس از به صلیب کشیده شدن مسیح میباشد… تشکیل سنتهای ظهوری در اول قرنتیان ۳:۱۵-۸ در فاصله زمانی بین سالهای ۳۰ تا ۳۳ میلادی جا میگیرند.”در طی سه سال پس از مرگ مسیح، کلیسای اولیه اعتقادنامهای مبنی بر تایید رستاخیز جسمانی مسیح از مردگان را منتشر کرد. و شما نمیتوانید رستاخیز جسمانی را تایید کنید مگر قبر خالی را تایید کنید.۲. پیکر عیسی در اورشلیم به خاک سپرده شد.چه اهمیتی دارد؟ این نکته چگونه به ما کمک میکند؟ فکرش را بکنید که مسیحیت از کجا آغاز شده است؟ از اورشلیم.شاگردان رفتند و پیام مسیح قیام کرده را در همان شهری که عیسی در برابر عموم به صلیب کشیده شد و دفن گردید موعظه کردند. این حرکت ماهیگیران یاغی را به سادگی میشد با رفتن به قبر عیسی و بیرون کشیدن پیکرش و دروغگو خواندن پیروان عیسی از میان برد. هم رومیان و هم یهودیان از این گروه جدید پیروان عیسی متنفر بودند و در صورت خالی نبودن قبر به راحتی میتوانستند بقایای بدن عیسی را برای دفع جنبش مسیحی ارائه کنند.ولی هرگز چنین اتفاقی رخ نداد. پیکر عیسی هرگز برای تضعیف جنبش پیروان عیسی از قبر بیرون کشیده نشد و هیچ روایت عکسی مبنی بر اینکه پیکر همچنان در قبر باقی مانده بود نیز وجود ندارد.۳. قبر عیسی برای اولین بار توسط زنان خالی یافت شد.برای درک کامل این واقعیت، بیایید نگاهی به نگرش نسبت به زنان در قرن اول میلادی در فلسطین داشته باشیم.جوزیفوس[4] میگوید: ولی اجازه ندهید که شهادت زنان به خاطر سبکسری و جسارت جنسیشان و شهادت خادمان به خاطر نادانی روحانیشان جایی پذیرفته شود. چرا که احتمالا یا به امید جلب توجه و یا ترس از مجازات حقیقت را نگویند.براساس تلمود (روش هاشانا[5]): شهادتی که یک زن میدهد اعتباری ندارد، همچنین پیشنهاد زنان به نوبه خود معتبر نیستند. این یعنی کسی که از نظر خاخام دزد شناخته میشود به اندازه یک زن صلاحیت شهادت دادن دارد.براساس تلمود (سوتاه[6]): بگذارید قبل از اینکه کلامی از قانون به زنان برسد، در آتش بسوزند.کلماتی بسیار تند. در فلسطین قرن یکم کسی روز بینالمللی زن را جشن نمیگرفت.زنان شاهدان معتبری محسوب نمیشدند. آنها را از لحاظ فکری و اخلاقی ناقص میدانستند. پس چرا نویسندگان انجیل زنان را به عنوان اولین شاهدان قبر خالی و مسیح برخاسته اعلام کردهاند؟ نویسندگان انجیل میخواستند پیام خود را با دلیل و مدرک اثبات کنند، آنها میتوانستند پطرس یا یوحنا و یا برخی دیگر از شاگردان برجسته را به عنوان اولین شاهدان ذکر کنند. قطعا انتخاب هر کدام از شاگردان از برگزیدن این زنان بهتر بود. چرا آنها زنان را به عنوان اولین شاهدان انتخاب کردند؟ زیرا میخواستند تا جای ممکن داستان را واقعی و همانطور که بود بازگو کنند.شرم استانداردی است که تاریخدانان از آن به عنوان معیار تاریخی یک رویداد ثبت شده استفاده میکنند. اگر نویسندهای تصمیم بگیرد واقعیت شرمآوری را ذکر کند که سبب بدنامیاش شود، آنگاه احتمال اینکه داستان ساخته و پرداخته خودش باشد بسیار پائین میآید. در حقیقت ذکر اینکه زنان اولین شاهدان قبر خالی بودند جزئیاتی شرمآور محسوب میشد که نشان میدهد احتمال ساختگی بودن روایت قبر خالی بعید است.۴. یهودیان مدعی بودند که شاگردان جسد را دزدیدهاند.متی ۱۱:۲۸-۱۵ میگوید:«وقتی زنان در راه بودند، بعضی از نگهبانان به شهر رفته، آنچه را كه اتفاق افتاده بود، به سران كاهنان گزارش دادند. سران كاهنان پس از ملاقات و مشورت با مشایخ پول زیادی به سربازان دادند تا اینكه آنها بگویند: «شاگردان او شبانه آمدند و هنگامیکه ما در خواب بودیم، جسد را دزدیدند.» و نیز افزودند: «اگر این موضوع به گوش فرماندار برسد، ما خودمان او را قانع میکنیم و نمیگذاریم كه شما به زحمت بیفتید.» پس نگهبانان پول را گرفته طبق دستور آنان عمل كردند و این موضوع تا به امروز در بین یهودیان شایع است.»اگر قبر عیسی خالی نبود چرا یهودیان داستان دزدیدن جسد عیسی را پخش کردند؟ چرا نویسنده انجیل متی میگوید این دروغ بین مردم پخش شد اگر او م

Ep 82هر آنچه درباره روزهای آخر زندگی مسیحی باید بدانید ۲
چهارشنبهدقیقا معلوم نیست عیسی و شاگردان در روز چهارشنبه مشغول به چه کاری هستند. احتمالا به خاطر خستگی این روز را استراحت کردند و خود را برای عید پِسَح آماده میکردند. عدهای باور دارند یهودا همچنان در این روز بر علیه عیسی مشغول ملاقات با یهودیان است.پنجشنبهروز پنجشنبه شام آخر را داریم که یک صحنه بسیار تلخ و غم انگیزی است اما در عین حال یکی از صحنههای بینظیر عهد جدید.از همان بیت عنیا عیسی پطرس و یوحنا را میفرستد تا برای شام عید پسح تدارک مکان و بقیه چیزها را ببینند.مسیح در این روز پای شاگردان شست. درس بزرگ محبت و فروتنی. کلام خدا خیلی زیبا به تصویر میکشد و میگوید: عیسی که میدانست پدر همه چیز را به دست او سپرده است و از نزد خدا آمده و به نزد او میرود، از شام برخاست و ردا از تن به در آورد و حولهای برگرفته، به کمر بست. سپس آب در لگنی ریخت و شروع کرد به شستن پاهای شاگردان و خشک کردن آنها با حولهای که به کمر داشت. (یوحنا ۳:۱۳-۵)خیلی مسیحیان در این روز پاهای یکدیگر را میشورند.و سپس خود شام را داریم که در انجیل لوقا ۲۲ از آیه ۱۵ تا ۲۰ نوشته شده: «اشتیاق بسیار داشتم پیش از رنج کشیدنم، این پِسَخ را با شما بخورم. زیرا به شما میگویم که دیگر از آن نخواهم خورد تا آن هنگام که در پادشاهی خدا تحقق یابد.» پس جامی برگرفت و شکر کرد و گفت: «این را بگیرید و میان خود تقسیم کنید. زیرا به شما میگویم که تا آمدن پادشاهی خدا دیگر از محصول مو نخواهم نوشید.» همچنین نان را برگرفته، شکر کرد و پاره نمود و به آنها داد و گفت: «این بدن من است که برای شما داده میشود؛ این را به یاد من به جا آرید.» به همینسان، پس از شام جام را برگرفت و گفت: «این جام، عهد جدید است در خون من، که بهخاطر شما ریخته میشود.اتفاقی که در حال رخ دادن است این است که کل داستان عید پسح که در همه این سالها از زمان موسی و بیرون آمدن اسرائیل از مصر شروع شد و هر ساله به حکم خدا اجرا میشد قرار بود که در مسیح به کمال برسد. تمام این سالها سایهای بودند از آنچه در مسیح باید محقق میشد. یعنی چیزی که خدا در زمان موسی و بیرون آمدن قوم اسرائیل از مصر بهعنوان نشانه نجات و بازخرید به آنها داده بود الان در مسیح انجام میشود. او ناجی حقیقی قوم خداست!این اولین عشای ربانی است که توسط خود مسیح انجام میشود.عشای ربانی چیست؟عشای ربانی مستقیم به صلیب اشاره میکند. هر وقت کسی نان و شراب را در مراسم عشای ربانی در دست میگیرد، اولین چیزی که باید به یادش بیاید جسم پاره پاره شده و خونین عیسی روی صلیب است. عهدی که خدا در خون خود با برگزیدگان خود بسته است. ما این مراسم را به شکل آیین مقدس مسیحی نگاه میداریم چون به نوعی آن برای ما تمدید و تجدید عهد فیض است. هر بار یک مسیحی شام خداوند را میخورد عملا عهد الهی را که روی صلیب بسته شد با نهایت شکرگزاری تایید میکند و به یاد میآورد. هر بار که مسیحی شام خداوند را دریافت میکند، از سفرهای که خداوند برای او مهیا کرده است فیض دریافت میکند. این میز مقدس خدا همان سفره فیض اوست!در همین بالا خانه است که مسیح انکار پطرس را هم پیشگویی میکند.بعد از شام، مسیح و شاگردان آن محل را ترک میکنند و به باغ جتسیمانی میروند، جایی که مسیح با شدت دعا میکند تا جایی که عرق او به خون تبدیل میشود. بخاطر فشاری که روی او بود در همین جاست که دعا میکند که اگر راه دیگهای وجود دارد او چنین دردی را نکشد. اما راه دیگری نبوده و اراده خدای پدر این بود تا مسیح له شود. (اشعیا ۱۰:۵۳ ؛ لوقا ۴۲:۲۲)همان شب یهودا با افسران سر میرسد و به بوسهای مسیح را لو میدهد و مسیح دستگیر میشود و شاگردان همه فرار میکنند.همه اتفاقات روز پنجشنبه را در انجیل مرقس فصل ۱۴ میتوانید مطالعه کنید.جمعهروز جمعه، روز محاکمه، کتک و شلاق زدن، صلیب، مرگ و دفن کردن عیسی است.روز جمعه تاریکترین و وحشتناکترین روز در هفته مقدس است.یهودای خائن خودش را در همین روز میکُشد. مسیح مسخره میشود، به صورتش آب دهان میاندازند، بر علیه او شهادت دروغ میدهند، او کتک میخورد و برای تمسخر او که این است پادشاه یهود، تاج خاری بر سرش میگذارند. عیسی تنهای تنها مانده بود!بعد از چند محاکمه نادرست عیسی محکوم به مرگ با صلیب میشود که از بدترین انواع مرگها است. اتفاقا صلیب اختراع ایرانیان قدیم بوده است که رومیان هم از این نوع اعدام در امپراتوری روم استفاده میکردند.او را به سمت جُلجُتا در بیرون شهر میبرند تا مصلوبش کنند. مسیح به صلیب کشیده میشود و ۷ بار روی صلیب لب به سخن باز میکند:۱. پدر اینها را ببخش چون نمیدانند چه میکنند.۲. به یکی از دزدها میگوید: امروز با من در فردوس خواهی بود.۳. مریم و یوحنا را به هم می سپاره.۴. خدایا خدایا چرا مرا ترک کرده ای.۵. تشنهام.۶. تمام شد.۷. ای پدر، روح خود را به دستان تو میسپارم.و مسیح نفس آخر رو میکشد و میمیرد.شب همان جمعه نیقودیموس و یوسف (که هر دو جز شورای سنهدرین بودند) بدن مسیح را تحویل میگیرند و در قبر میگذارند. به نظر آنها بهطور مخفی پیروان مسیح شده بودند.اتفاق مهمی که با قربانی شدن مسیح رخ میدهد این است که سیستم قربانی یهود هم به پایان خود میرسد. زیرا قربانی کامل داده شد!همه این اتفاقات را در انجیل متی فصل ۲۷ میتوانید مطالعه کنید.شنبهروز شنبه که سَبَت بود مسیح در قبر است و نگهبانان رومی دور تا دور قبر هستند تا اینکه شاگردان مسیح جسد او را ندزدند.یکشنبهو اما روز یکشنبه قیام!اوج هفته مقدس و مهمترین واقعه در مسیحیت و بزرگترین اتفاق بشریت در همین روز رخ میدهد. مسیح زنده میشود!صبح زود روز یکشنبه چند زن، مریم مجدلیه و چند زن دیگر به سراغ قبر میروند اما سنگ را کنار رفته و قبر را خالی مییابند. آنها با فرشتهای مواجه میشوند که به آنها میگوید: هراسان مباشید! میدانم که در جستجوی عیسای مصلوب هستید. او اینجا نیست، زیرا همانگونه که فرموده بود، برخاسته است.مسیح قیام کرده
Ep 86عید قیام
عید پاک خدا گفت: « روشنای باشد٬» روشنای شد. آن نور حقییقی که به هر انسانی روشنایی می بخشید٬ براستی به جهان می آمد. او عیسی مسیح بود که در روز جمعه مصلوب شد چون شرارت انسان نیکوی خدا را رد کرد٬ در روز شنبه در قبر یوسف خوابید٬ اما روشنای که قرار بود بعد از تاریکی این روز شنبه بیاید هرگز خاموش نخواهد شد چون این نور٬ نور آدمیان که در تاریکی می درخشت اما تارکی هرگز بر آن چیره نمیشود. بعد از نوشیدن جام مرگ٬ تاریکی روز شنبه روشنای روز یک شنبه امید از دست رفته را به دلهای بازگردانید.صبح زود روز یكشنبه، درست بعد از طلوع آفتاب، به سر قبر رفتند. آنها به یكدیگر میگفتند: «چه کسی سنگ را برای ما از جلوی قبر خواهد غلطانید؟» وقتی خوب نگاه كردند، دیدند كه سنگ بزرگ از جلوی قبر به عقب غلطانیده شده است. پس به داخل مقبره رفتند و در آنجا مرد جوانی را دیدند كه در طرف راست نشسته و ردای سفید بلندی در برداشت. آنها متحیّر ماندند. امّا او به آنان گفت: «تعجّب نكنید، شما عیسای ناصری مصلوب را میجویید. او زنده شده، دیگر در اینجا نیست، نگاه كنید اینجا، جایی است كه او را گذاشته بودند. مرقس۱۶: ۲_۶عیسی مسیح از مردگان قیام کرده. به راستی او از مردگان برخواسته است. با قیام خود از مردگان هر آنچه را که ادعا کرده بود به ثبوت رسانید. او واقعا راه راستی و حیات است. او آب حیات و نان حیات است. در او آزادی از شرارت و بندگی شیطان است. او مسیر هموار ما به سمت خدای خالق است. او رابط ما و خدا است. صلیب او فخر ما است چون بدون صلیب و مرگ او قیامی در کار نبود و بدون قیام نجاتی وجود نداشت و این نجات امروز به ما اجازه میدهد که فرزندان خدا باشیم چون مسیح از مردگان قیام کرده است.قیام او پنهانی نبود که خود را از نظر دیگران پنها بسازد بلکه او زنده خود را به دیگران اشکار ساخت همانگونه که پولس رسول شهادت میدهد.آنچه را كه به من رسیده بود یعنی مهمترین حقایق انجیل را به شما سپردم و آن این است كه مطابق پیشگوییهای تورات و نوشتههای انبیا، مسیح برای گناهان ما مرد و مدفون شد و نیز بر طبق کتاب مقدّس در روز سوم زنده گشت و بعد خود را به پطرس و پس از آن به دوازده رسول ظاهر ساخت و یکبار هم به بیش از پانصد نفر از پیروان دیگر او را دیدند، كه اغلب آنها تا امروز زندهاند ولی بعضی مردهاند. بعد از آن یعقوب و سپس تمام رسولان او را دیدند.آخر همه، خود را به من كه در برابر آنها طفلی نارس بودم، ظاهر ساخت.اول قرنتیان ۱۵: ۳ _ ۸صلیب و قیام مسیحی واقعی تاریخی است که در بعضی از کتب تاریخی ثبت شده است و تمام کتاب های عهد جدید و نامه های رسولان بر رستاخیز عیسی مسیح از مردگان شهادت میدهند و ما میتوانیم به شهادت انها اعتماد کنیم چون خود انها شاهد های عینی بودند که همه این واقیع را به چشم خود دیده و شنیده بودند. اما هدف اصلی این است که بدانیم مرگ٬ شیطان و هیچ نیروی تاریکی نمی توانست عیسی مسیح را شکست بدهد چون او شاهزادهی داودی هست که قرار است تا به ابد پادشاهی کند. او مرد تا جریمه گناهان انسان را پرداخت کند جریمه ای که انسان توان پرداختن آن را نداشت.امّا در حقیقت، مسیح پس از مرگ زنده شد و اولین كسی است كه از میان مردگان برخاسته است. زیرا چنانکه مرگ به وسیلهٔ یک انسان آمد، همانطور قیام از مردگان نیز به وسیلهٔ یک انسان دیگر فرا رسید. اول قرنتیان ۱۵: ۲۰ _ ۲۱و پطرس رسول چنین شهادت میدهد «ای مردان اسرائیلی به این سخنان گوش دهید. عیسای ناصری مردی بود، كه مأموریتش از جانب خدا به وسیلهٔ معجزات و شگفتیها و نشانههایی كه خدا توسط او در میان شما انجام داد، به ثبوت رسید، همان طوری که خود شما خوب میدانید. شما این مرد را، كه بر طبق نقشه و پیشدانی خدا به دست شما تسلیم شد، به وسیلهٔ كفار به صلیب میخكوب كردید و كشتید. امّا خدا او را زنده كرد و از عذاب مرگ رهایی داد. زیرا محال بود، مرگ بتواند او را در چنگال خود نگه دارد.اعمال رسولان ۲: ۲۲ _ ۲۴ما بر شهادت خود مسیح بر قیامش٬ شهادت خداوند ٬ شهادت روح القدس٬ فرشتاگان٬ زنان که قبر خالی را مشاهده کردند٬ رسولان و ایماندارن اولیه اعمتاد میکنم. چون آنها خود عیسی را به چشم دیده و لمس کردند بعد از قیام او از مردگان.بعد از هشت روز، وقتی شاگردان بار دیگر با هم بودند و توما هم با آنان بود، با وجود اینكه درها بسته بود، عیسی به درون آمد و در میان آنان ایستاد و گفت: «سلام بر شما باد.» و بعد به توما گفت: «انگشت های خود را به اینجا بیاور، دستهای مرا ببین، دست خود را بر پهلوی من بگذار و دیگر بیایمان نباش بلكه ایمان داشته باش.»توما گفت: «ای خداوند من و ای خدای من.»عیسی گفت: «آیا تو بهخاطر اینكه مرا دیدهای ایمان آوردی؟ خوشا به حال کسانیکه مرا ندیدهاند و ایمان میآورند.»یوحنا ۲۰: ۲۶ _ ۲۹بله عیسی مسیح شخص تاریخی است که در روی این کره خاکی زندگی کرد٬ تعلیم داد و معجزه کرد٬ اما چون شرارت بر زمین حکم فرما است نیکوی خدا را نتوانست تحمل کند پس این نیک مرد خدا را محکوم به مرگ کرد ولی غافل از آنکه هیچ قدرتی قادر به نابودی و از بین بردن او نیست او مرد ولی در مردگان باقی نماند بلکه از مردگان قیام کرد و زنده شده که تا به امروز زنده است و در دست راست خدای متعال نشسته است. او زنده شد تا امیدی باشد برای انکه میخواهد امیدوار زندگی کند. راهی باشد برای انکه میخواهد به خدا برسد. حیاتی باشد که تا به ابد استوار است. او زنده شده تا هر آنچه را ادعا کرده بود را به اثبات برساند. چون مرده کجا تواند به من زنده وعده حیات دهد اگر خود زنده نباشد.
Ep 85شنبه تاریک
شنبه تاریکدر روز جمعه عیسی مسیح در کنار دو گناهکار دیگر به صلیب کشیده شد، یکی از این دو به عیسی ایمان آورد و وارد پادشاهی خدا شد اما دیگری او را رد کرد.همین گونه انسانهای که پای صلیب بودند، عده ی به او ایمان آوردند و عده ی او را رد کردند. از جمله آنهای که به او ایمان آوردند یوسف شخص نیک نامی بود که بعد از جان سپردن عیسی جسد او را گرفته و در قبری گذاشت که برای خود کنده بود. انسان های که دستور قتل عیسی را داده بودند در روز شنبه از دولت روم و رهبران آنجا درخواست مهر و لاک کردن قبر عیسی را کردند.روز بعد، یعنی صبح روز سبت، سران كاهنان و فریسیان به طور دسته جمعی نزد پیلاطس رفته گفتند: «عالیجناب، ما به یاد داریم كه آن گمراه كننده وقتی زنده بود گفت كه من پس از سه روز از نو زنده خواهم شد. پس دستور بفرما تا روز سوم، قبر تحت نظر باشد، وگرنه امكان دارد شاگردان او بیایند و جسد او را بدزدند و آنگاه به مردم بگویند كه او پس از مرگ زنده شده است و به این ترتیب در آخر كار مردم را بیشتر از اول فریب دهند.» پیلاطس گفت: «شما میتوانید نگهبانانی در آنجا بگمارید. بروید و تا آنجا كه ممكن است از آن محافظت كنید.» پس آنها رفته قبر را مُهر و مُوم كرده، پاسبانانی در آنجا گماردند تا از قبر نگهداری كنند. متی ۲۷: ۶۲-۶۶عیسی یگانه منجی عالم در روز شنبه در قبر مهر و لاک شده خوابید. اما در این زمان چه بر سر شاگردان و پیروانش گذشت. یک بار باید خود را به جای شاگردان قرار داد که مدتی همسفر و یار عیسی بودند. معجزات او را دیدند. تعالیم او را شنیدند و تازه امید رهای از اسارت در انها جوانه زده بود که ناگهان شاهزاده آزادی خواهشان در روی صلیب جان داد. چقدر سخت و دشوار بود برایشان این روز. در غم و اندوه بسر بردند. امید به نا امیدی تبدیل شد. شادی به غم. وجود به سرخوردگی و شکست. حتی دیگر توان بلند شدن را نداشتند. این شنبه تلخ ترین تاریک ترین و سردترین شنبه زندگی شاگردان و همه جهان بود. همه چیز از بین رفته بود. دیگری کلامی نبود که بتوان ان را توصیف کرد. تنها سکوت بود و بس. بدن بی جان مسیح در قبر یوسف خوابیده بود. اما این تاریکی دوام دارد نبود چون بعد از هر تاریکی روشنای است.همان روز دو نفر از آنان به سوی دهكدهای به نام عَمواس كه تقریباً در دوازده کیلومتری اورشلیم واقع شده است میرفتند. آن دو دربارهٔ همه این اتّفاقات گفتوگو میكردند. همینطور كه سرگرم صحبت و مباحثه بودند، خود عیسی سر رسید و با آنان همراه شد. امّا چیزی جلوی چشمان آنها را گرفت، به طوری که او را نشناختند. عیسی از آنان پرسید: «موضوع بحث شما در بین راه چیست؟» آنها در جای خود ایستادند. غم و اندوه از چهرههای ایشان پیدا بود. یكی از آن دو كه نامش كلیوپاس بود جواب داد: «گویا در میان مسافران ساكن اورشلیم تنها تو از وقایع چند روز اخیر بیخبری!» عیسی پرسید: «موضوع چیست؟» جواب دادند: «عیسای ناصری مردی بود كه در گفتار و كردار در پیشگاه خدا و نزد همهٔ مردم نبیای توانا بود، امّا سران كاهنان و حكمرانان ما او را تسلیم كردند تا محكوم به اعدام شود و او را به صلیب میخكوب كردند. امید ما این بود كه او آن كسی باشد كه میبایست اسرائیل را رهایی دهد. از آن گذشته الآن سه روز است كه این كار انجام شده است.لوقا ۲۴: ۱۳-۲۱
Ep 84جمعه نیکو
جمعه نیکودر ابتدای خلقت همان لحظه ای که آدم و حوا گناه کردن و از جلال خداوند محروم شدند. خداوند نقشه نهایی خود را بیان ساخت. اما عملی ساختن این نقشه زمان زیادی برد٬ چون خداوند میخواست به این انسان گناهکار فرصت توبه و بازگشت را بدهد. نه اینکه انسان توبه نکرد و به سوی خدا باز نگشت بلکه به شرارتش ادامه داد. خدا هنوز هم نقش احیای آفرینش را در سر داشت. احیای دوباره که تنها در قربانی کامل فرزند یگانه به کمال میرسید چون شرارت انسان بر علیه قدوسیت و عدالت خدا بود.پولس رسول برای ما می گوید که نقشه خدا از قبل تعیین شده بود. هنگامی که ما هنوز ناتوان بودیم٬ مسیح در زمان مناسب به خاطر بی دینان جان داد. چون خداوند سال ها پیش توسط نبی خود چنین فرموده بود. « این اراده من بود که او متحمل چنین رنجی بشود. او برای آوردن بخشش و آمرزش قربانی شد، به این دلیل زندگی او طولانی خواهد بود. »اشعیا ۵۳ در جایجای کتاب مقدس ما پیشگوی های را داریم از رنج و مرگ تنها نجات دهندهی خداوند که قرار بود برای بی دینان جان دهد حتی خود او نیز سه مرتبه به این رنج و درد و مرگ خود اشاره کرد.و این شد که حدود ۲۰۰۰ سال پیش یگانه منجی عالم٬ راه راستی و حیات٬ یگانه امید بشریت برای بازگشت به سوی خداوند٬ تنها رابط میان خدا و انسان عیسی مسیح به دست انسان های شریر سپرده شد تا بخاطر این شرارت انسان ها بر صلیب میخ کوب شود. صلیب بی رحمانترین٫ درد آورترین و سخترین نوع اعدام در آن زمان بود. اما مسیح آن را بر جان خرید تا آزادی انسان را از این شرارتی که دامنگیرش شده بود بازگیرد. عیسی مسیح مصلوب شد. او که به دیگران جان میداد و همه چیز از او نشعت گرفته بود و جان گرفته بود، حالا بر روی صلیبی بیجان مانده بود. با مرگ او همه امید ها از بین رفت. عیسی مسیح در روز جمعه مطابق به خواست و اراده خداوند بر روی صلیب بخاطر رهایی و آزادی انسان های که به او ایمان دارند جان داد تا آنها را برای خداوند بازخرید کند. عیسی در آخرین لحظه ی زندگی خود فریاد بلندی زد و گفت: «ای پدر، روح خود را به تو تسلیم میكنم.» این را گفت و جان داد.لوقا 23 : 46

Ep 81هر آنچه درباره روزهای آخر زندگی مسیح باید بدانید
هفته پایانی زندگی مسیح هفتهای پر از اتفاقات مهم و حیاتی برای کل بشر است. اتفاقاتی که درک هر یک از آنها برای هر انسانی از حیاتی که الان دارد حیاتی تر است چون به حیات و هلاکت ابدی آن شخص مربوط میشود.قبل از اینکه به این هفته بپردازیم اشارهای کوتاه داشته باشیم به ایامی که مسیحیان در طی تاریخ، قبل از این هفته انجام میدادند.لِنت – (اِنابَت)از اوایل قرن چهارم میلادی، مسیحیان چهل روز قبل از عید پاک به نوعی به پیشواز این عید میرفتند. این چهل روز معروف به لِنت یا در کلیساهای سنتی ایرانی معروف به ایام اِنابَت است که به معنی ایام توبه و برگشتن از گناه میباشد. ایامی که متمرکز بر روی مرگ و رنج مسیح برای گناهان بشر است. در دنیا صدها میلیون مسیحی لِنت یا همان اِنابَت را هر ساله انجام میدهند. طبق سنت، در این ایام از یک کاری و یا یک چیزی بد دست میکشند تا آن عادت بد را ترک کنند و از آن توبه کنند. این سنت بین انگلیکنها، کاتولیکهای روم، اُرتُدکسهای شرق، لوتریها و مِتُدیستها رایج است. و حتی خیلی از کلیساهای اصلاحشده و مشایخی (پرزبیترین) هم ایام اِنابَت را محترم میشمارند و در این ایام با توبه و روزه به پیشواز مرگ و قیام مسیح میروند.اما مفهوم اصلی لنت برای این نبوده است که ما صرفا به شکل مذهبی و نمایشی از کاری برای مدتی دست بکشیم بلکه در ایام لنت ما هر ساله رابطه خود را با خدا بررسی میکنیم و در رابطه خود با خدا عمیق میشویم. در این ایام ما خود را به خدا میدهیم و همانطور که به مرگ و قیام مسیح نزدیک میشویم خود را بررسی میکنیم تا در روند قداست پویا باشیم. لِنت برای آمادسازی ما است برای روز خداوند!چهارشنبه خاکسترشروع این ایام از روز چهارشنبه است که معروف به “چهارشنبه خاکستر” است. چهارشنبه خاکستر یادآور این نکته است که ما همه از خاک هستیم و به خاک بر میگردیم. هر ساله برگهای نخل نگهداری میشود تا در سال بعد سوزانده شود و خاکستر آن را به پیشانی خود به علامت توبه بزنند. علامت صلیبی که بعضا با این کلمات همراه است: “توبه کن و به انجیل ایمان داشته باش” و یا از خاکی و خاک بر خواهی گشت”. بعد از این ۴۰ روز، هفته مقدس یا هفته مصائب شروع می شود. هفته ای که از روز یکشنبه نخل یا همان روز ورود آخر مسیح به اورشلیم شروع می شود تا روز یکشنبه که مسیح زنده میشود و از مردگان بر میخیزد. (متی ۱:۲۱-۱۱) خیلی از مسیحیان ایام اِنابَت را به جا نمیآورند. خیلی اصلا نمیدانند چنین ایامی وجود دارد. هر چند کتاب مقدس اشاره مستقیمی به این موضوع نمیکند و حکمی برای اجرای آن نیست اما شایان ذکر است که ایام اِنابَت بسیار برای مسیحی که در امر شاگردی جدی است میتواند مفید باشد. مرگ مسیح و قیام او برای ما و گناهان ما بود و هیچ زمانی یادآوری گناهکار بودن ما و تشویق برای توبه و پاکسازی بد نیست. همچنین باید در نظر داشت که انجام دادن اِنابَت در این ایام باعث امتیاز الهی نمیشود و به همین سان انجام ندادن آن نیز امتیازی را از ما کم نمیکند. سوال مهمتری که مطرح است این است که آیا هر روز در اِنابَت و توبه و پاکسازی هستیم و یا صرفا چهل روز قبل از یادآوری مرگ و قیام مسیح به بهانه این ایام صرفا این کار را انجام میدهیم؟ خطر بزرگ، تبدیل کردن یک سنت خوب به شریعتی بی فایده است که باید مواظب بود وگرنه ایام اِنابَت اتفاقا میتواند برای زندگی روحانی هر مسیحی بسیار مفید باشد.یکشنبه نخلدر ادامه به “یکشنبه نخل” که موضوع اصلی این مقاله است بپردازیم.عیسی مسیح در پایان خدمت زمینی خود به اورشلیم بر میگردد. جایی که قربانگاه او بود. مسیح میدانست که باید برای گناهان بشر جان خود را بدهد. او اساسا برای این مرگ به این زمین آمده بود (مرقس ۴۵:۱۰).شاگردان مسیح طبق درخواست او الاغی را فراهم میکنند تا مسیح سوار بر آن وارد اورشلیم، قربانگاه خود شود. چیزی که زکریای نبی پیشگویی کرده بود (زکریا ۹:۹). در فرهنگ یهود و دنیای شرق باستان، پادشاهان در زمان صلح، سوار بر الاغ وارد شهر میشدند و در مقابل برای جنگ، سوار بر اسب و به شهر میتاختند. همچنین پادشاهی که از جنگ با پیروزی وارد شهر میشد، بجای الاغ، سوار بر اسب سفید میبود و این نشان بر غالب آمدن پادشاه در جنگ بوده است. مسیح در این مقطع زمانی با صلح و فیض وارد اوشلیم میشود. ولی زمانی خواهد آمد که او سوار بر اسب سفید (مکاشفه ۱۹: ۱۱) بعنوان فاتح و داور برای داوری دنیا میآید. عمل رخت گسترانیدن جمعیت و نهادن شاخههای نخل زیر پای مسیح در مسیر او اشاره به مقام پادشاهی مسیح دارد (دوم پادشاهان ۹: ۱۳) و جمعیت آن را درک کرده مسیح را ملوکانه و شاهانهوار بدرقه میکنند. جمعیت فریاد میزدند: هوشیعانا پسر داوود. مبارک باد کسی که به اسم خداوند میآید! هوشیعانا در اعلی علیین!» که عملا تکرار مزمور ۱۱۸: ۲۵-۲۶ است. معنی کلمه هوشیعانا یعنی “نجات بده”. عبارت “پسر داوود” طبق پیشگوییها، اشاره به مسیح دارد که باید از نسل داوود میبود. این لقب عیسی تاییدی بر مسیح بودن اوست. به نظر میرسد جمعیت درک کردهاند که عیسی همان مسیح و پاشاه الهی است. اما در ادامه داستان میبینیم که همین افرادی که فریاد میزدند “هوشیعانا” و مسیح را مثل شاه بدرقه میکنند برای مصلوب شدن او فریاد بلند میکنند و میگویند “مصلوبش کنید”! دلیل اینکه نظر جمعیت اینطور عوض میشود آن است که آنها مسیحی را میخواستند که امپراتوری روم را در هم بکوبد و مقام و قدرت از دست رفته اسرائیل را به آنها برگرداند. آنها مسیحی جنگجو و فاتح و داور میخواستند تا آنها را از قدرت و سیاست دنیوی نجات دهد. آنها همچنان دنبال ملکوت زمینی بودند در حالیکه مسیح برای آماده کردن راهی بود تا آنها به ملکوت آسمانی راه پیدا کنند. مسیح در این زمان پر از فیض است که برای نجات روحانی ایشان قرار است روی صلیب برود. و خبر بد برای همه این بود که از مسیح فاتح و داور خبری نیست و برای مسیح فاتح باید منتظر بازگشت ثانویه او بود.احتیاج همه م

Ep 80چرا عیسی کشته شد و از مردگان برخیزانیده شد؟
رومیان ۴:۲۲-۲۵و از این جهت برای او عدالت محسوب شد و لکن اینکه برای وی محسوب شد نه برای او فقط نوشته شد، بلکه برای ما نیز که به ما محسوب خواهد شد، چون ایمان آوریم به او که خداوندِ ما عیسی را از مردگان برخیزانید، که به سبب گناهانِ ما تسلیم گردید و به سبب عادل شدنِ ما برخیزانیده شد.ابتدا، قصد دارم چند پرسش مطرح کنم:۱. چرا هم در مورد ابراهیم و هم در مورد ما، ایمانمان برایمان عدالت محسوب میشود؟ واژۀ «از این جهت» در ابتدای آیۀ ۲۲ به چه معنا است: «از این جهت، [ایمان] برای او [ابراهیم] عدالت محسوب شد».۲. چه نوع ایمانی برای ابراهیم و برای ما عدالت محسوب میشود؟ آن هنگام که خدا در ابتدا با ابراهیم سخن گفت و به او فرمود سرزمین اور کلدانیان را ترک نماید، آیا آن ایمان برای او عدالت محسوب شد؟ یا آن زمان که در پیدایش ۱۵:۶ خدا به او وعده داد ذرّیتش را چون ستارگان زیاد نماید؟ یا در پیدایش فصل ۱۷ که با وجود کهنسال بودن ابراهیم و ناباروریِ ساره خدا به او وعده داد سال آینده صاحب پسری خواهند شد؟ یا ایمانی که در پیدایش فصل ۲۲ پسرش اسحاق را به منظور قربانی نمودن تقدیم کرد؟ آیا ما با ایمانی که در لحظه نشان میدهیم عادل شمرده میشویم یا با ایمانی که در طول زندگی از آن برخورداریم؟۳. آن ایمان چطور به حساب ابراهیم و به حساب ما گذاشته میشود؟ آیا این واقعیت که ایمانْ عدالت محسوب میگردد بدین معنا است که آن ایمان خودش نوعی عدالت است که بهجا میآوریم و خدا آن را به قدری خوب و عالی به حساب میآورد که ما را شایستۀ عادل شمرده شدن بداند؟ گویی بهای عادلشمردگی پنج میلیون دلار باشد، ولی من فقط توانایی پرداخت یک میلیون دلار را داشته باشم و خدا نسبت به من رحیم و بخشنده باشد و یک میلیونِ مرا پنج میلیون به حساب آورد و بقیه را از قلم بیندازد. آیا عادلشمردگی به معنای واقعی این است که خدا عدالت خویش در مسیح را به حساب من میگذارد؟ اگر چنین است، پس این به چه معنا است که میگوییم ایمان عدالت محسوب میگردد؟باید به چه کسی یا چه چیزی ایمان آوریم تا عادل شمرده شویم؟نکتهای که میخواهم بر آن تمرکز نماییم این است: ما باید به چه کسی یا چه چیزی ایمان آوریم تا بیگناه و عادل شمرده شویم؟ میانۀ آیۀ ۲۴، ما را به این مهم میرساند. آیات ۲۳-۲۴ میفرماید دلیلی که در پیدایش ۱۵:۶ چنین نوشته شد که ایمان ابراهیم برای او عدالت محسوب شد فقط برای او نبود، بلکه برای ما نیز بود «و لکن اینکه برای وی محسوب شد، نه برای او فقط نوشته شد بلکه برای ما نیز». از این نکته غافل نمانید. رسول عیسی مسیح در اینجا به ما میگوید آن هنگام که خدا این کلامش را به موسی الهام نمود: «برای او عدالت محسوب شد،» ما را نیز در نظر داشت. خدا میخواهد این موضوع را کاملاً شخصی قلمداد کنید. خدا میخواهد شما این را بخوانید و بشنوید و بدانید که شخصاً خودِ شما مخاطب هستید.حال، خدا به شما میگوید: «ایمان رابطۀ تو را با من اصلاح میگرداند. به من اعتماد کن. من ایمانت را برایت عدالت به حساب خواهم آورد.» آیا صدای او را میشنوید؟ «به من اعتماد کن. در من آرام بگیر. به من تکیه کن. روی من حساب کن. همهچیز رو به راه خواهد شد. من برای تو عدالت میآورم. تو عدالتی نداری که به من بدهی. من عدالت خودم را به تو میدهم. به من اعتماد کن. این عدالت عدالتِ تو محسوب خواهد شد.»سپس در میانۀ آیۀ ۲۴ به ما میگوید او کیست که باید به او اعتماد کنیم: « . . . او که خداوندِ ما عیسی را از مردگان برخیزانید، که به سبب گناهانِ ما تسلیم گردید و به سبب عادل شدنِ ما برخیزانیده شد.» خدا آن کسی است که به وی ایمان میآوریم تا بیگناه و عادل شمرده شویم. پولس خدایی که به او اعتماد میکنیم را با کاری که به انجام رسانده است به ما میشناساند. پس ما باید به اساس و محتوای ایمانمان پی ببریم وقتی پولس میگوید: «[خدا است] که ایمان را عدالت محسوب مینماید» و میگوید این برای ما که ایمان داریم نوشته شد و سپس توضیح میدهد خدا چه کاری انجام داده است.این حقیقت را در سه جمله دربارۀ خدا خلاصه نماییم: ۱) خدایی که به او اعتماد میکنیم با قدرتی تصورناپذیر عمل میکند؛ ۲) خدایی که به او اعتماد میکنیم رحیمانه نجات میبخشد؛ ۳) خدایی که به او اعتماد میکنیم عدالتی پیروزمندانه به عمل میآورد. کل این فصل، بیش از آنکه به این موضوع بپردازد که اساس عادلشمردگی ایمان است، به مفهوم عادلشمردگی پرداخته است. ولی، در آخرین جملۀ این فصل، پولس به این مطلب بازمیگردد که اساس عادلشمردگی ایمان است (او به رومیان ۳:۲۴-۲۶ بازمیگردد). اساس عادلشمردگی آن کاری است که خدا در تاریخ و در کاری که مسیح انجام داد به تحقق رساند. این حقیقت که ما چگونه از طریق ایمان آوردن با آن کارِ عظیم پیوند مییابیم عادلشمردگی را معنا میکند. این حقایق فوقالعاده مهم هستند، ولی اساس عادلشمردگی مهمتر از همه است.جان موری، که اکنون در حضور خداوند است، قبلاً در دانشکدۀ «وِست مینِستر» تدریس مینمود. او کتابی کوچک ولی بسیار عالی را به رشتۀ تحریر درآورده است با این عنوان: «نجاتی که به انجام رسیده است و جامۀ عمل پوشیده است». من این کتاب را حدود بیست و پنج سال پیش مطالعه نمودم و دلم میخواهد همۀ شما هم آن را مطالعه کنید، چرا که چنین حقایقی درخت ایمان شما را استحکام خواهند بخشید. آن دو واژۀ «به انجام رسیده و جامۀ عمل پوشیده» به همین اساس و معنایی که دربارهشان صحبت میکنم اشاره دارند. «نجات به انجام رسید» یعنی اساس کاری که خدا در مسیح به انجام رساند، جدا از ما و بدون وابستگی به ما، به انجام رسید. «نجات جامۀ عمل پوشید» یعنی همان کاری که خدا انجام میدهد تا ما را به کار عظیم و انجامیافتۀ نجات پیوند دهد. این چیزی است که خدا با ما و در ما انجام میدهد.پولس این فصل را با جملهای مستحکم دربارۀ به انجام رسیدنِ نجات پایان میدهد که همانا شالوده و بنیان بقیۀ فصل میباشد، فصلی با این مضمون که چگونه میتوان از طریق ایمان

Ep 79خدا پسر خود را دریغ نداشت ۲
رومیان ۸:۲۸-۳۲و میدانیم که به جهت آنانی که خدا را دوست میدارند و به حسب ارادۀ او خوانده شدهاند همۀ چیزها برای خیریت ایشان با هم در کار میباشند. زیرا آنانی را که از قبل شناخت ایشان را نیز پیش معین فرمود تا به صورت پسرش متشکل شوند تا او نخستزاده از برادران بسیار باشد و آنانی را که از قبل معین فرمود ایشان را هم خواند و آنانی را که خواند ایشان را نیز عادل گردانید و آنانی را که عادل گردانید ایشان را نیز جلال داد. پس به این چیزها چه گوییم؟ هرگاه خدا با ما است، کیست به ضد ما؟ او که پسر خود را دریغ نداشت، بلکه او را در راه جمیع ما تسلیم نمود، چگونه با وی همهچیز را به ما نخواهد بخشید؟برخی حقایق تقریباً در واژه نمیگنجند و زبان از بیانشان قاصر است. رسالۀ رومیان ۸:۲۸-۳۰ نیز از آن حقایقی است که زبان پولس از بیانش قاصر بود: همهچیز برای خیریت شما در کار میباشد، یعنی خدا همهچیز را به گونهای ترتیب میدهد که به خیریت شما باشد، زیرا که شما را از پیش شناخت و شما را از پیش معین فرمود تا با مسیح جلال یابید. خدا شما را خواند آن هنگام که در خطایا و گناهان مرده بودید. او شما را محض فیضِ خود و محض ایمان به رایگان عادل شمرد و اکنون، به تدریج، در حال جلال دادن شما است و آن زمان که مسیح بازگردد و بدنهایتان چون بدن پرجلال و رستاخیزیافتۀ مسیح تبدیل گردد، جلالتان را به کمال خواهد رساند.همین حقیقت است که پولس تقریباً از بیان آن قاصر بود، البته تقریباً. او میگوید: «پس به این چیزها چه گوییم؟» در این واژگان، دو نکته میبینم، هم خطاب به پولس هم خطاب به ما. یکی اینکه: «برای بیان این چیزهای عظیم نمیتوان واژگانی یافت.» و دیگر اینکه «ما باید برای این چیزهای عظیم واژه پیدا کنیم.» من فکر میکنم وقتی پولس میگوید: «پس به این چیزها چه گوییم؟» پاسخش این است: «ما باید آنها را به شکل دیگری بازگو کنیم. ما باید واژگان دیگری بیابیم و آنها را دوباره بیان کنیم.» او گفتهاش را به این شکل بازگو میکند: «هرگاه خدا با ماست، کیست به ضد ما؟» او از ابتدا منظورش همین است، ولی باید آن را به شکل دیگری بیان کند.و ما نیز باید به شکل دیگری بیان کنیم. اگر انجیل پرجلال را بارها و بارها با دیگران در میان گذاشتهاید، باید باز هم آن را در میان بگذارید، اما به شکل دیگری در میان بگذارید. باید ایمیل دیگری بفرستیم، نامۀ دیگری بنویسیم، درس دیگری تعلیم دهیم، شعر دیگری بسراییم، سرود دیگری بخوانیم، بر بالین پدری که در حال مرگ است، جلال مسیح را به شکل دیگری بیان کنیم. «پس به این چیزها چه گوییم؟» این چیزها را به شکل دیگری بیان کنیم، بارها و بارها، تا پایان عمرمان و تا ابدیت. این چیزها، یعنی بازگو نمودن انجیل پرجلال، همواره درخور آن هستند که به شکل دیگری بیان شوند.خدا با ماپولس در آیۀ ۳۱ گفتهاش را چگونه بازگو میکند؟ او میگوید: «هرگاه خدا با ماست، کیست به ضد ما؟» او آنچه را پیش از این بیان نموده است در اینجا خلاصه میکند: خدا با ما است، از اینرو، هیچکس نمیتواند به ضد ما باشد. خدا ما را در محبتش از پیش شناخت و از پیش معین نمود که فرزندانش باشیم. ما را از مرگ فرا خواند، ما را عادل و بیگناه اعلام نمود و تا روز عظیم و خجستۀ مسیح، از جلال تا جلال، در ما کار میکند. این حقیقت را دوباره به چه شکلی بیان کنیم؟ آن را بدین شکل بیان میکنیم و میگوییم: «خدا با ما است».وه! که چه دو واژۀ ارزشمندی: «با ما.» در کل عالم هستی، کلامی هولناکتر از این وجود ندارد: «خدا به ضد ما است.» اگر غضبی پرقدرت و بیپایان به ضد ما است، چه بسا بهتر میبود پس از مرگمان نیست و نابود میشدیم، چرا که آن نیستی و نابودی هدیۀ شیرینِ فیضی بود که شامل حالمان میگشت. به همین دلیل، چقدر از حقیقت فاصله دارند کسانی که در تلاشند ما را متقاعد کنند که داوری به معنای نیست و نابود شدن است نه به جهنم رفتن. اگر ما که زیر غضب خدا هستیم با مرگمان نیست و نابود شویم، این نیست و نابود شدن نامش داوری نیست، بلکه رهایی و تسکین است (به مکاشفه ۶:۱۶ مراجعه نمایید). خیر، هیچ انسانی پس از مرگ نابود نمیشود و از بین نمیرود. ما تا ابد زنده خواهیم بود و در آن زنده بودن یا خدا با ما است یا به ضد ما. حال آنکه، جملگی آنانی که در مسیح هستند با شادی تقریباً وصفناپذیری میگویند: «خدا با ما است.» او در کنار ما است.پس هیچ قصاص نیست بر آنانی که در مسیح عیسی هستند (رومیان ۸:۱). خدا کاملاً با ما است و هرگز به ضد ما نیست. هیچیک از بیماریهای ما به این دلیل نیستند که یک داور محکومگر ما را داوری کرده است. خراب شدن خودرو یا وسایلمان مجازات از جانب خدا نیست. کشمکشهای ازدواجمان نشانۀ غضب خدا نیست. از دست دادن شغلمان جریمۀ گناهمان نیست. سرکشیهای فرزندانمان تازیانۀ مجازات خدا نیست. اگر در مسیح هستیم، در هیچیک از این امور، در گذر از هیچیک از آنها یا در هیچیک از دردها و آسودگیها، خدا به ضد ما نیست، بلکه خدا با ما است.کیست به ضد ما؟پس «کیست به ضد ما؟» ما هنوز در آیۀ ۳۱ هستیم: «هرگاه خدا با ماست، کیست به ضد ما؟» وقتی پولس این پرسش را مطرح میکند انتظار دارد این پاسخ را بشنود: «هیچکس نمیتواند به ضد ما باشد.» حال آنکه، واکنش ما به چنین پاسخی چیزی جز این نیست: «واقعاً؟» منظور چیست؟ آیۀ ۳۵ از مصیبت و دلتنگی و جفا و شمشیر نام میبرد و آیۀ ۳۶ میفرماید مسیحیان تمامِ روز کشته و مثل گوسفندان ذبحی شمرده میشوند. پولس خودش این را گفت. پس منظورش چیست که میگوید: «چه کسی میتواند به ضد ما باشد؟» من فکر میکنم منظور پولس این است که هیچکس نمیتواند در ضدیتش با ما کامیاب گردد.شیطان و انسانهای گناهکار میتوانند شما را بیمار سازند، میتوانند خودروی شما را بدزدند، میتوانند در ازدواجتان بذر کشمکش و ستیزه بکارند، میتوانند شغلتان را بگیرند و فرزندتان را از دستتان بربایند. اما آیۀ ۲۸ میفرماید اگر خدا را دوست دارید، او همۀ آن چیزها را با هم برای خیریت شما به کار م

Ep 83هر روزتان نوروز٬ نو روزتان پیروز
شبکه کلیسا خانگی افغانستان سال نو پر از برکت و فیض خداوند برای شما ارزومند هست.

Ep 78خدا پسر خود را دریغ نداشت
رومیان ۸:۲۸-۳۲و میدانیم که به جهت آنانی که خدا را دوست میدارند و به حسب ارادۀ او خوانده شدهاند همۀ چیزها برای خیریت ایشان با هم در کار میباشند. زیرا آنانی را که از قبل شناخت ایشان را نیز پیش معین فرمود تا به صورت پسرش متشکل شوند تا او نخستزاده از برادران بسیار باشد و آنانی را که از قبل معین فرمود ایشان را هم خواند و آنانی را که خواند ایشان را نیز عادل گردانید و آنانی را که عادل گردانید ایشان را نیز جلال داد. پس به این چیزها چه گوییم؟ هرگاه خدا با ما است، کیست به ضد ما؟ او که پسر خود را دریغ نداشت، بلکه او را در راه جمیع ما تسلیم نمود، چگونه با وی همهچیز را به ما نخواهد بخشید؟برخی حقایق تقریباً در واژه نمیگنجند و زبان از بیانشان قاصر است. رسالۀ رومیان ۸:۲۸-۳۰ نیز از آن حقایقی است که زبان پولس از بیانش قاصر بود: همهچیز برای خیریت شما در کار میباشد، یعنی خدا همهچیز را به گونهای ترتیب میدهد که به خیریت شما باشد، زیرا که شما را از پیش شناخت و شما را از پیش معین فرمود تا با مسیح جلال یابید. خدا شما را خواند آن هنگام که در خطایا و گناهان مرده بودید. او شما را محض فیضِ خود و محض ایمان به رایگان عادل شمرد و اکنون، به تدریج، در حال جلال دادن شما است و آن زمان که مسیح بازگردد و بدنهایتان چون بدن پرجلال و رستاخیزیافتۀ مسیح تبدیل گردد، جلالتان را به کمال خواهد رساند.همین حقیقت است که پولس تقریباً از بیان آن قاصر بود، البته تقریباً. او میگوید: «پس به این چیزها چه گوییم؟» در این واژگان، دو نکته میبینم، هم خطاب به پولس هم خطاب به ما. یکی اینکه: «برای بیان این چیزهای عظیم نمیتوان واژگانی یافت.» و دیگر اینکه «ما باید برای این چیزهای عظیم واژه پیدا کنیم.» من فکر میکنم وقتی پولس میگوید: «پس به این چیزها چه گوییم؟» پاسخش این است: «ما باید آنها را به شکل دیگری بازگو کنیم. ما باید واژگان دیگری بیابیم و آنها را دوباره بیان کنیم.» او گفتهاش را به این شکل بازگو میکند: «هرگاه خدا با ماست، کیست به ضد ما؟» او از ابتدا منظورش همین است، ولی باید آن را به شکل دیگری بیان کند.و ما نیز باید به شکل دیگری بیان کنیم. اگر انجیل پرجلال را بارها و بارها با دیگران در میان گذاشتهاید، باید باز هم آن را در میان بگذارید، اما به شکل دیگری در میان بگذارید. باید ایمیل دیگری بفرستیم، نامۀ دیگری بنویسیم، درس دیگری تعلیم دهیم، شعر دیگری بسراییم، سرود دیگری بخوانیم، بر بالین پدری که در حال مرگ است، جلال مسیح را به شکل دیگری بیان کنیم. «پس به این چیزها چه گوییم؟» این چیزها را به شکل دیگری بیان کنیم، بارها و بارها، تا پایان عمرمان و تا ابدیت. این چیزها، یعنی بازگو نمودن انجیل پرجلال، همواره درخور آن هستند که به شکل دیگری بیان شوند.خدا با ماپولس در آیۀ ۳۱ گفتهاش را چگونه بازگو میکند؟ او میگوید: «هرگاه خدا با ماست، کیست به ضد ما؟» او آنچه را پیش از این بیان نموده است در اینجا خلاصه میکند: خدا با ما است، از اینرو، هیچکس نمیتواند به ضد ما باشد. خدا ما را در محبتش از پیش شناخت و از پیش معین نمود که فرزندانش باشیم. ما را از مرگ فرا خواند، ما را عادل و بیگناه اعلام نمود و تا روز عظیم و خجستۀ مسیح، از جلال تا جلال، در ما کار میکند. این حقیقت را دوباره به چه شکلی بیان کنیم؟ آن را بدین شکل بیان میکنیم و میگوییم: «خدا با ما است».وه! که چه دو واژۀ ارزشمندی: «با ما.» در کل عالم هستی، کلامی هولناکتر از این وجود ندارد: «خدا به ضد ما است.» اگر غضبی پرقدرت و بیپایان به ضد ما است، چه بسا بهتر میبود پس از مرگمان نیست و نابود میشدیم، چرا که آن نیستی و نابودی هدیۀ شیرینِ فیضی بود که شامل حالمان میگشت. به همین دلیل، چقدر از حقیقت فاصله دارند کسانی که در تلاشند ما را متقاعد کنند که داوری به معنای نیست و نابود شدن است نه به جهنم رفتن. اگر ما که زیر غضب خدا هستیم با مرگمان نیست و نابود شویم، این نیست و نابود شدن نامش داوری نیست، بلکه رهایی و تسکین است (به مکاشفه ۶:۱۶ مراجعه نمایید). خیر، هیچ انسانی پس از مرگ نابود نمیشود و از بین نمیرود. ما تا ابد زنده خواهیم بود و در آن زنده بودن یا خدا با ما است یا به ضد ما. حال آنکه، جملگی آنانی که در مسیح هستند با شادی تقریباً وصفناپذیری میگویند: «خدا با ما است.» او در کنار ما است.پس هیچ قصاص نیست بر آنانی که در مسیح عیسی هستند (رومیان ۸:۱). خدا کاملاً با ما است و هرگز به ضد ما نیست. هیچیک از بیماریهای ما به این دلیل نیستند که یک داور محکومگر ما را داوری کرده است. خراب شدن خودرو یا وسایلمان مجازات از جانب خدا نیست. کشمکشهای ازدواجمان نشانۀ غضب خدا نیست. از دست دادن شغلمان جریمۀ گناهمان نیست. سرکشیهای فرزندانمان تازیانۀ مجازات خدا نیست. اگر در مسیح هستیم، در هیچیک از این امور، در گذر از هیچیک از آنها یا در هیچیک از دردها و آسودگیها، خدا به ضد ما نیست، بلکه خدا با ما است.کیست به ضد ما؟پس «کیست به ضد ما؟» ما هنوز در آیۀ ۳۱ هستیم: «هرگاه خدا با ماست، کیست به ضد ما؟» وقتی پولس این پرسش را مطرح میکند انتظار دارد این پاسخ را بشنود: «هیچکس نمیتواند به ضد ما باشد.» حال آنکه، واکنش ما به چنین پاسخی چیزی جز این نیست: «واقعاً؟» منظور چیست؟ آیۀ ۳۵ از مصیبت و دلتنگی و جفا و شمشیر نام میبرد و آیۀ ۳۶ میفرماید مسیحیان تمامِ روز کشته و مثل گوسفندان ذبحی شمرده میشوند. پولس خودش این را گفت. پس منظورش چیست که میگوید: «چه کسی میتواند به ضد ما باشد؟» من فکر میکنم منظور پولس این است که هیچکس نمیتواند در ضدیتش با ما کامیاب گردد.شیطان و انسانهای گناهکار میتوانند شما را بیمار سازند، میتوانند خودروی شما را بدزدند، میتوانند در ازدواجتان بذر کشمکش و ستیزه بکارند، میتوانند شغلتان را بگیرند و فرزندتان را از دستتان بربایند. اما آیۀ ۲۸ میفرماید اگر خدا را دوست دارید، او همۀ آن چیزها را با هم برای خیریت شما به کار م

Ep 77کلمه جسم گردید ۲
یوحنا ۱:۱-۱۸در ابتدا، کلمه بود و کلمه نزد خدا بود و کلمه خدا بود. همان در ابتدا نزد خدا بود. همهچیز به واسطۀ او آفریده شد و به غیر از او چیزی از موجودات وجود نیافت. در او حیات بود و حیات نور انسان بود و نور در تاریکی میدرخشد و تاریکی آن را درنیافت.شخصی از جانب خدا فرستاده شد که اسمش یحیی بود. او برای شهادت آمد تا بر نور شهادت دهد تا همه به وسیلۀ او ایمان آورند. او آن نور نبود، بلکه آمد تا بر نور شهادت دهد. آن نورِ حقیقی بود که هر انسان را منوّر میگرداند و در جهان آمدنی بود. او در جهان بود و جهان به واسطۀ او آفریده شد و جهان او را نشناخت. به نزد خاصّان خود آمد و خاصّانش او را نپذیرفتند و اما به آن کسانی که او را قبول کردند قدرت داد تا فرزندان خدا گردند، یعنی به هر که به اسم او ایمان آورد، که نه از خون و نه از خواهش جسد و نه از خواهش مردم بلکه از خدا تولد یافتند و کلمه جسم گردید و میان ما ساکن شد، پر از فیض و راستی، و جلال او را دیدیم، جلالی شایستۀ پسرِ یگانۀ پدر و یحیی بر او شهادت داد و ندا کرده میگفت: «این است آن که دربارۀ او گفتم، آن که بعد از من میآید پیش از من شده است، زیرا که بر من مقدم بود.» و از پُریِ او جمیع ما بهره یافتیم و فیض به عوض فیض، زیرا شریعت به وسیلۀ موسی عطا شد، اما فیض و راستی به وسیلۀ عیسی مسیح رسید. خدا را هرگز کسی ندیده است، پسر یگانهای که در آغوش پدر است همان او را ظاهر کرد.در بهار سال ۱۹۷۴ که تحصیلاتم را در کشور آلمان به پایان میرساندم استاد اصلیام از دنیا رفت. به همین دلیل، یکی از برجستهترین محققان عهدجدید، به نام اُسکار کالمن، از شهر بازل به مونیخ آمد تا تدریس در یکی از کلاسهای او را به عهده بگیرد. او انجیل یوحنا را تدریس مینمود و تا آنجا که یادم میآید، در سیزده هفتۀ اول از کل هجده هفته، فقط توانستیم چهارده آیۀ اولِ این انجیل را مطالعه نماییم. این آیات اینچنین غنی و پربارند.پیغام کریسمس: حقایق خاص دربارۀ مسیححال، من با ترس و لرز به سراغ این آیهها آمدهام، ترس و لرز از اینکه مبادا بیانصافی باشد که فقط یک موعظه را به این آیات اختصاص دهم. ولی به دو دلیل آنها را انتخاب کردم. یکی اینکه، این متن یکی از بهترین پیغامهایی است که میتوان برای کریسمس آماده نمود. آیۀ ۱۴ آن آیۀ اصلی است که کریسمس را میشناساند: «و کلمه جسم گردید و میان ما ساکن شد.» این معنای کریسمس است. خدا در شخص عیسی مسیح از باکره متولد شد و به جهان آمد. دومین دلیل انتخابم این است که متن نامبرده مملو از حقایقی خاص دربارۀ عیسی مسیح است، حقایقی که ما به شدت نیازمند دانستن و پذیرفتن آنها هستیم.امروز، این پیغام از اهمیت خاصی برخوردار است، چرا که حتی مذاهب اصلی دنیا، که مسیحی نیستند، این روزها به شکلی صحبت میکنند که گویی عیسی را احترام و حرمت مینهند و گویی به او ایمان دارند. به خصوص این روزها رهبران مسلمانان انگار قصد دارند این باور را بپرورانند که حتی بیشتر از ما عیسی را حرمت میدهند، چرا که آنها باور ندارند که خدا اجازه داده است عیسی آنچنان ننگآور و چون یک مجرم مرگ بر صلیب را متحمل گردد. از اینرو، بسیار لازم و حیاتی است که مسیحیان عیسی مسیح را به خوبی بشناسند و قادر باشند تفاوت میان مسیحی که در کتابمقدس معرفی میشود و مسیحی را که سایر مذاهب مدعی احترام به او هستند بیان کنند.پس آنچه مایلم در خصوص این پاراگرافِ عالی مطرح کنم، پاراگرافی که دربارۀ عیسی مسیح است و به قلم یوحنای رسول نوشته شده است که او را بیش از هر شخص دیگری در این دنیا صمیمانه میشناخت، این است که در خصوص «کلمه جسم گردید» به پنج حقیقت اشاره نمایم و در خصوص آن توضیح دهم و در آن وجد و شادی نمایم. سپس، دو واکنش کاملاً متفاوتی را که ممکن است نسبت به او از خود نشان دهید با یکدیگر مقایسه کنم. هدف من این است که عیسی را آن کسی که هست ببینید و به آن جهت روید که او را چون خداوند و خدایتان و بالاترین گنجینهتان پذیرا باشید. اگر هم اکنون به او ایمان دارید، دعایم این است که به او بچسبید و او را عزیز شمارید و در او شادی کنید و او را پیروی نمایید و بیش از همیشه او را عیان سازید.در این پیغام، به آن پنج حقیقت دربارۀ «کلمه جسم گردید» اشاره مینماییم.نامِ کلمه جسم گردید در این دنیا عیسی مسیح است.آیۀ ۱۷: «شریعت به وسیلۀ موسی عطا شد، اما فیض و راستی به وسیلۀ عیسی مسیح رسید.»فرشتۀ خداوند به یوسف گفت که آن کودک را «عیسی» نام گذار، زیرا که معنایش «نجاتدهنده» میباشد. فرشتۀ خداوند در رویا به وی ظاهر شد و گفت: «ای یوسف، پسر داوود، از گرفتن زن خویش، مریم، مترس، زیرا که آنچه در وی قرار گرفته است از روحالقدس است و او پسری خواهد زایید و نام او را عیسی خواهی نهاد، زیرا که او امت خویش را از گناهانشان خواهد رهانید.»«مسیح» لقبی بود که به آن پادشاهی اشاره مینمود که یهودیان زمانی طولانی چشمانتظارش بودند تا قوم خویش را پیروزی بخشد و حکومت جهان را بر دوش خود گیرد. وقتی آندریاس، برادر پطرس، به او گفت که عیسی را یافته است، انجیل یوحنا ۱:۴۱ چنین میگوید: «ماشیح را یافتیم» [و یوحنا میافزاید] ماشیح به معنای مسیح است.بنابراین، شخصی که ما در این آیات دربارهاش صحبت میکنیم، در کتابمقدس و در سراسر دنیا، به «عیسی مسیح» معروف است و هر یک از این دو نام از معنایی عالی برخوردارند: او نجاتدهنده و پادشاه است.«کلمه جسم گردید» پیش از آنکه چون یک انسان متولد شود و به جهان بیاید خدا بود و نزد خدا بود.آیۀ ۱: «در ابتدا کلمه بود و کلمه نزد خدا بود و کلمه خدا بود.»همواره فرقههایی وجود داشتهاند که با سرّی که در این دو عبارت نهفته است سر ناسازگاری گذاشته و با آن مخالفت ورزیدهاند: «کلمه نزد خدا بود» و «کلمه خدا بود.» آنها که صرفاً در تفکر انسانیشان اسیرند میگویند که «نمیتواند هر دو حالت وجود داشته باشد. عیسی یا خدا بود یا نزد خدا بود. اگر او نزد خدا بود، پس او خدا نبود و اگر او خدا بود، نزد

Ep 76کلمه جسم گردید
یوحنا ۱:۱-۱۸در ابتدا، کلمه بود و کلمه نزد خدا بود و کلمه خدا بود. همان در ابتدا نزد خدا بود. همهچیز به واسطۀ او آفریده شد و به غیر از او چیزی از موجودات وجود نیافت. در او حیات بود و حیات نور انسان بود و نور در تاریکی میدرخشد و تاریکی آن را درنیافت.شخصی از جانب خدا فرستاده شد که اسمش یحیی بود. او برای شهادت آمد تا بر نور شهادت دهد تا همه به وسیلۀ او ایمان آورند. او آن نور نبود، بلکه آمد تا بر نور شهادت دهد. آن نورِ حقیقی بود که هر انسان را منوّر میگرداند و در جهان آمدنی بود. او در جهان بود و جهان به واسطۀ او آفریده شد و جهان او را نشناخت. به نزد خاصّان خود آمد و خاصّانش او را نپذیرفتند و اما به آن کسانی که او را قبول کردند قدرت داد تا فرزندان خدا گردند، یعنی به هر که به اسم او ایمان آورد، که نه از خون و نه از خواهش جسد و نه از خواهش مردم بلکه از خدا تولد یافتند و کلمه جسم گردید و میان ما ساکن شد، پر از فیض و راستی، و جلال او را دیدیم، جلالی شایستۀ پسرِ یگانۀ پدر و یحیی بر او شهادت داد و ندا کرده میگفت: «این است آن که دربارۀ او گفتم، آن که بعد از من میآید پیش از من شده است، زیرا که بر من مقدم بود.» و از پُریِ او جمیع ما بهره یافتیم و فیض به عوض فیض، زیرا شریعت به وسیلۀ موسی عطا شد، اما فیض و راستی به وسیلۀ عیسی مسیح رسید. خدا را هرگز کسی ندیده است، پسر یگانهای که در آغوش پدر است همان او را ظاهر کرد.در بهار سال ۱۹۷۴ که تحصیلاتم را در کشور آلمان به پایان میرساندم استاد اصلیام از دنیا رفت. به همین دلیل، یکی از برجستهترین محققان عهدجدید، به نام اُسکار کالمن، از شهر بازل به مونیخ آمد تا تدریس در یکی از کلاسهای او را به عهده بگیرد. او انجیل یوحنا را تدریس مینمود و تا آنجا که یادم میآید، در سیزده هفتۀ اول از کل هجده هفته، فقط توانستیم چهارده آیۀ اولِ این انجیل را مطالعه نماییم. این آیات اینچنین غنی و پربارند.پیغام کریسمس: حقایق خاص دربارۀ مسیححال، من با ترس و لرز به سراغ این آیهها آمدهام، ترس و لرز از اینکه مبادا بیانصافی باشد که فقط یک موعظه را به این آیات اختصاص دهم. ولی به دو دلیل آنها را انتخاب کردم. یکی اینکه، این متن یکی از بهترین پیغامهایی است که میتوان برای کریسمس آماده نمود. آیۀ ۱۴ آن آیۀ اصلی است که کریسمس را میشناساند: «و کلمه جسم گردید و میان ما ساکن شد.» این معنای کریسمس است. خدا در شخص عیسی مسیح از باکره متولد شد و به جهان آمد. دومین دلیل انتخابم این است که متن نامبرده مملو از حقایقی خاص دربارۀ عیسی مسیح است، حقایقی که ما به شدت نیازمند دانستن و پذیرفتن آنها هستیم.امروز، این پیغام از اهمیت خاصی برخوردار است، چرا که حتی مذاهب اصلی دنیا، که مسیحی نیستند، این روزها به شکلی صحبت میکنند که گویی عیسی را احترام و حرمت مینهند و گویی به او ایمان دارند. به خصوص این روزها رهبران مسلمانان انگار قصد دارند این باور را بپرورانند که حتی بیشتر از ما عیسی را حرمت میدهند، چرا که آنها باور ندارند که خدا اجازه داده است عیسی آنچنان ننگآور و چون یک مجرم مرگ بر صلیب را متحمل گردد. از اینرو، بسیار لازم و حیاتی است که مسیحیان عیسی مسیح را به خوبی بشناسند و قادر باشند تفاوت میان مسیحی که در کتابمقدس معرفی میشود و مسیحی را که سایر مذاهب مدعی احترام به او هستند بیان کنند.پس آنچه مایلم در خصوص این پاراگرافِ عالی مطرح کنم، پاراگرافی که دربارۀ عیسی مسیح است و به قلم یوحنای رسول نوشته شده است که او را بیش از هر شخص دیگری در این دنیا صمیمانه میشناخت، این است که در خصوص «کلمه جسم گردید» به پنج حقیقت اشاره نمایم و در خصوص آن توضیح دهم و در آن وجد و شادی نمایم. سپس، دو واکنش کاملاً متفاوتی را که ممکن است نسبت به او از خود نشان دهید با یکدیگر مقایسه کنم. هدف من این است که عیسی را آن کسی که هست ببینید و به آن جهت روید که او را چون خداوند و خدایتان و بالاترین گنجینهتان پذیرا باشید. اگر هم اکنون به او ایمان دارید، دعایم این است که به او بچسبید و او را عزیز شمارید و در او شادی کنید و او را پیروی نمایید و بیش از همیشه او را عیان سازید.در این پیغام، به آن پنج حقیقت دربارۀ «کلمه جسم گردید» اشاره مینماییم.نامِ کلمه جسم گردید در این دنیا عیسی مسیح است.آیۀ ۱۷: «شریعت به وسیلۀ موسی عطا شد، اما فیض و راستی به وسیلۀ عیسی مسیح رسید.»فرشتۀ خداوند به یوسف گفت که آن کودک را «عیسی» نام گذار، زیرا که معنایش «نجاتدهنده» میباشد. فرشتۀ خداوند در رویا به وی ظاهر شد و گفت: «ای یوسف، پسر داوود، از گرفتن زن خویش، مریم، مترس، زیرا که آنچه در وی قرار گرفته است از روحالقدس است و او پسری خواهد زایید و نام او را عیسی خواهی نهاد، زیرا که او امت خویش را از گناهانشان خواهد رهانید.»«مسیح» لقبی بود که به آن پادشاهی اشاره مینمود که یهودیان زمانی طولانی چشمانتظارش بودند تا قوم خویش را پیروزی بخشد و حکومت جهان را بر دوش خود گیرد. وقتی آندریاس، برادر پطرس، به او گفت که عیسی را یافته است، انجیل یوحنا ۱:۴۱ چنین میگوید: «ماشیح را یافتیم» [و یوحنا میافزاید] ماشیح به معنای مسیح است.بنابراین، شخصی که ما در این آیات دربارهاش صحبت میکنیم، در کتابمقدس و در سراسر دنیا، به «عیسی مسیح» معروف است و هر یک از این دو نام از معنایی عالی برخوردارند: او نجاتدهنده و پادشاه است.«کلمه جسم گردید» پیش از آنکه چون یک انسان متولد شود و به جهان بیاید خدا بود و نزد خدا بود.آیۀ ۱: «در ابتدا کلمه بود و کلمه نزد خدا بود و کلمه خدا بود.»همواره فرقههایی وجود داشتهاند که با سرّی که در این دو عبارت نهفته است سر ناسازگاری گذاشته و با آن مخالفت ورزیدهاند: «کلمه نزد خدا بود» و «کلمه خدا بود.» آنها که صرفاً در تفکر انسانیشان اسیرند میگویند که «نمیتواند هر دو حالت وجود داشته باشد. عیسی یا خدا بود یا نزد خدا بود. اگر او نزد خدا بود، پس او خدا نبود و اگر او خدا بود، نزد

Ep 75محبت خدا ۲
محبت خداوند، ذات یا خواستِ کریمانۀ خداوند است که باعث میشود به مخلوقاتی که به صورت او آفریده شدهاند، عطا شود (بنابراین، در این معنا با فیض هم معناست)، متعالیترین فایدۀ این محبت آن است که موهبتی عاری از نفسپرستی است که از طرف خداوند در عیسی مسیح به مخلوقات ارزانی شده است.خلاصهمحبت خداوند، ذات یا خواستِ کریمانۀ خداوند است که باعث میشود به مخلوقاتی که به صورت او آفریده شدهاند، عطا شود (بنابراین، در این معنا با فیض هم معناست)، متعالیترین فایدۀ این محبت آن است که موهبتی عاری از نفسپرستی است که از طرف خداوند در عیسی مسیح به مخلوقات ارزانی شده است.با اینکه دربارۀ محبت خداوند دست کم به پنج روش مختلف میتوان بحث کرد، اما این محبتِ خداوند، روش خاص، متعالی و شکل نجات بخش محبتِ خدا است. محبت جاودان خداوند نسبت به قوم خود آن است که با برداشتن گناه از قوم خدا، آنها را نجات میدهد، محبتی پدرانه به فرزندان خود، و حضور روح محبت در زندگی آنها به عنوان مسیحیان. از بین تمام بیانیه هایی که در مورد خدا گفته میشود، شاید بنیادیترین حقیقت درباره خدا آن است که او محبت است. محبت چیزی نیست که همینطوری از خدا بیاید. آن چیزی فراتر از عمل خدا است. همانطور که یوحنا به روشنی میگوید: “خدا محبت است” (اول یوحنا ۸:۴). کارل اف. اچ هنری به درستی میگوید که محبت “فعل تصادفی یا ضمنی خداوند نیست، بلکه یک مکاشفۀ اساسی از طبیعت الهی، یک کمال بنیادین و ابدی است. محبت او مانند دیگر ویژگیهای الهیاش، موجودیت او را بهعنوان یک کلیت در افعال و روابطش انعکاس میدهد (نگاه کنید به کارل. اف. اچ. هنری، خدا، مکاشفه و اقتدار، جلد دوم، خدایی که میایستد و سخن میگوید، صفحۀ ۳۴۱)[1]. متاسفانه، محبت یکی از مفاهیمی است که در جهان کمتر شناخته شده و حتی در کلیسا بسیار مورد سوء استفاده قرار گرفته است. پس وقتی میگوییم خدا محبت است، به چه معناست؟محبت خداوند را میتوان به وضوح در این دید که خداوند خود را بوسیلۀ پسرش به ما هدیه کرده است، هدیهای که جذابترین، زیباترین، و جاودانهترین تجربۀ رضایت بخشی است که به ما داده است، یعنی، شناخت خودش و لذت بردن از خودِ خداوند. متعالیترین فایدۀ این محبت آن است که موهبتی عاری از نفسپرستی است که از طرف خداوند در عیسی مسیح به مخلوقات ارزانی شده است.https://kanoneenjil.com/essay/the-love-of-god/بهترین بیان محبت، زمانی است که محبت کننده، بیشترین هزینه را با عطای جذابترین، زیباترین، و رضایت بخشترین تجربۀ ممکن میپردازد. البته، مورد آخر، همان شناخت و لذت بردن از خودِ خداست. لذا، وقتی عیسی به پدر دعا میکند تا او را جلال بدهد تا او نیز در مقابل، خدا را جلال دهد، محبت او را به ما ثابت میکند (یوحنا ۱:۱۷). عیسی از پدر میخواهد به ما تجربهای عطا کند که روح ما را برای همیشه راضی کند، دیدن و لذت بردن و رضایت از جلال و عظمت خداوند، دوست داشتنیترین چیزی است که خداوند میتوانست به ما عطا کند.مشخصههای محبت خدادی. ای. کارسون پنج روش مشخص را معرفی میکند که کتاب مقدس با این پنج روش دربارۀ محبت خداوند سخن میگوید (نگاه کنید به: دی. ای. کارسون، “دربارۀ تحریف محبت خداوند”)[2]. اولاً، محبت ویژه پدر به پسر (یوحنا ۳۵:۳؛ ۲۰:۵) و همچنین پسر نسبت به پدر وجود دارد (یوحنا ۳۱:۱۴). دوماً، محبت خداوند نسبت به تمام آفرینش خود. اگرچه واژۀ “محبت” بندرت به این معنا به کار رفته است، نمیتوان این واقعیت را نادیده گرفت که جهان نتیجۀ محبتِ یک خالق است (به بیانیه “نیکو” بودنِ آنچه که خدا آفریده است در پیدایش ۴:۱، ۱۰، ۱۲، ۱۸، ۲۱، ۲۵، ۳۱ نگاه کنید). سوماً، محبتِ نجات بخش خدا نسبت به جهانی سقوط کرده (یوحنا ۱۶:۳). لذا یک محبت چهارم نیز وجود دارد و آن محبتِ گزینشی و انتخابی برای محبت کردن است؛ و این محبت میتواند محبت به قوم اسرائیل، کلیسا یا افراد خاص باشد (تثنیه ۷:۷-۸؛ ۱۴:۱۰-۱۵؛ افسسیان ۲۵:۲؛ اول یوحنا ۱:۳). در آخر، کتاب مقدس از محبت موقت و شرطی خداوند به قومش سخن میگوید. کارسون به چگونگی به تصویر کشیدن تجربۀ محبتِ خداوند به شرط اطاعت و ترس از خدا اشاره میکند. این محبت، ربطی به محبتی که ما را نجات میدهد و وارد رابطه با خدا میکند ندارد بلکه به ظرفیت ما در احساس و لذت بردن از مهر خدا ربط دارد (یوحنا ۹:۱۵-۱۰؛ یهودا ۲۱؛ مزمور ۹:۱۰۳-۱۸).محبت به عنوان فیضدر اینجا، تمرکز ما بر چهارمین عبارت درباره محبتِ خداوند است؛ یعنی، محبت او به قوم برگزیده و محبوب خود. باید به خاطر داشته باشیم که تمام مخلوقاتِ خداوند محبتِ او را یکسان و به یک اندازه دریافت و تجربه نمیکنند. ما هم بر اساس کتاب مقدس و هم بر اساس تجربه، میتوانیم بین محبتِ خداوند آنگونه که در فیض عام و فیض خاصِ خداوند نمایان میشود به طور اجتناب ناپذیری تفاوت قائل میشویم.محبتِ خداوند، آنگونه که در فیضِ عام آشکار شده است، عبارت است از محبتِ خداوند بهعنوان خالق که شامل مهربانی، رحمت و صبور بودن او میشود. این محبت جدای از نجات بخش بودن، شامل محبتِ بدون تمایز و جهانی است که به بهرمندی از تمام مزایا مادی و معنوی برای نجات محدود است. این فیض را هم برگزیدگان و هم کسانی که برگزیده خدا نیستند، به طور یکسان دریافت میکنند (نگاه کنید به متی ۴۳:۵-۴۸؛ لوقا ۲۷:۶-۳۸).محبتِ خداوند، آنگونه که در فیضِ خاص آشکار شده است، عبارت است از محبتِ خداوند بهعنوان ناجی که شامل رستگاری، میزان احیای فیض و مالکیت قطعی حیاتِ جاودان است. این محبت، محبتی متمایز و خاص است که باعث میشود فیض حیاتِ جاودان را در مسیح عطا کند. این محبت را فقط برگزیدگان دریافت و تجربه میکنند.بنابراین، مانند فیض، کسی شایسته دریافت این محبتِ نجات بخش خداوند نیست. محبتِ خدا به گناهکاران در نجات آنها جریان دارد، و گناه آنها مانع محبت خداوند نمیشود. خداوند ما را دوست دارد، به صراحت، حتی وقتی که گناهکاریم؛ زیرا جلال محبتِ او باید بینهایت برجسته شود. هنگامی که ما هن

Ep 74محبت خدا
محبت خداوند، ذات یا خواستِ کریمانۀ خداوند است که باعث میشود به مخلوقاتی که به صورت او آفریده شدهاند، عطا شود (بنابراین، در این معنا با فیض هم معناست)، متعالیترین فایدۀ این محبت آن است که موهبتی عاری از نفسپرستی است که از طرف خداوند در عیسی مسیح به مخلوقات ارزانی شده است.خلاصهمحبت خداوند، ذات یا خواستِ کریمانۀ خداوند است که باعث میشود به مخلوقاتی که به صورت او آفریده شدهاند، عطا شود (بنابراین، در این معنا با فیض هم معناست)، متعالیترین فایدۀ این محبت آن است که موهبتی عاری از نفسپرستی است که از طرف خداوند در عیسی مسیح به مخلوقات ارزانی شده است.با اینکه دربارۀ محبت خداوند دست کم به پنج روش مختلف میتوان بحث کرد، اما این محبتِ خداوند، روش خاص، متعالی و شکل نجات بخش محبتِ خدا است. محبت جاودان خداوند نسبت به قوم خود آن است که با برداشتن گناه از قوم خدا، آنها را نجات میدهد، محبتی پدرانه به فرزندان خود، و حضور روح محبت در زندگی آنها به عنوان مسیحیان. از بین تمام بیانیه هایی که در مورد خدا گفته میشود، شاید بنیادیترین حقیقت درباره خدا آن است که او محبت است. محبت چیزی نیست که همینطوری از خدا بیاید. آن چیزی فراتر از عمل خدا است. همانطور که یوحنا به روشنی میگوید: “خدا محبت است” (اول یوحنا ۸:۴). کارل اف. اچ هنری به درستی میگوید که محبت “فعل تصادفی یا ضمنی خداوند نیست، بلکه یک مکاشفۀ اساسی از طبیعت الهی، یک کمال بنیادین و ابدی است. محبت او مانند دیگر ویژگیهای الهیاش، موجودیت او را بهعنوان یک کلیت در افعال و روابطش انعکاس میدهد (نگاه کنید به کارل. اف. اچ. هنری، خدا، مکاشفه و اقتدار، جلد دوم، خدایی که میایستد و سخن میگوید، صفحۀ ۳۴۱)[1]. متاسفانه، محبت یکی از مفاهیمی است که در جهان کمتر شناخته شده و حتی در کلیسا بسیار مورد سوء استفاده قرار گرفته است. پس وقتی میگوییم خدا محبت است، به چه معناست؟محبت خداوند را میتوان به وضوح در این دید که خداوند خود را بوسیلۀ پسرش به ما هدیه کرده است، هدیهای که جذابترین، زیباترین، و جاودانهترین تجربۀ رضایت بخشی است که به ما داده است، یعنی، شناخت خودش و لذت بردن از خودِ خداوند. متعالیترین فایدۀ این محبت آن است که موهبتی عاری از نفسپرستی است که از طرف خداوند در عیسی مسیح به مخلوقات ارزانی شده است.بهترین بیان محبت، زمانی است که محبت کننده، بیشترین هزینه را با عطای جذابترین، زیباترین، و رضایت بخشترین تجربۀ ممکن میپردازد. البته، مورد آخر، همان شناخت و لذت بردن از خودِ خداست. لذا، وقتی عیسی به پدر دعا میکند تا او را جلال بدهد تا او نیز در مقابل، خدا را جلال دهد، محبت او را به ما ثابت میکند (یوحنا ۱:۱۷). عیسی از پدر میخواهد به ما تجربهای عطا کند که روح ما را برای همیشه راضی کند، دیدن و لذت بردن و رضایت از جلال و عظمت خداوند، دوست داشتنیترین چیزی است که خداوند میتوانست به ما عطا کند.مشخصههای محبت خدادی. ای. کارسون پنج روش مشخص را معرفی میکند که کتاب مقدس با این پنج روش دربارۀ محبت خداوند سخن میگوید (نگاه کنید به: دی. ای. کارسون، “دربارۀ تحریف محبت خداوند”)[2]. اولاً، محبت ویژه پدر به پسر (یوحنا ۳۵:۳؛ ۲۰:۵) و همچنین پسر نسبت به پدر وجود دارد (یوحنا ۳۱:۱۴). دوماً، محبت خداوند نسبت به تمام آفرینش خود. اگرچه واژۀ “محبت” بندرت به این معنا به کار رفته است، نمیتوان این واقعیت را نادیده گرفت که جهان نتیجۀ محبتِ یک خالق است (به بیانیه “نیکو” بودنِ آنچه که خدا آفریده است در پیدایش ۴:۱، ۱۰، ۱۲، ۱۸، ۲۱، ۲۵، ۳۱ نگاه کنید). سوماً، محبتِ نجات بخش خدا نسبت به جهانی سقوط کرده (یوحنا ۱۶:۳). لذا یک محبت چهارم نیز وجود دارد و آن محبتِ گزینشی و انتخابی برای محبت کردن است؛ و این محبت میتواند محبت به قوم اسرائیل، کلیسا یا افراد خاص باشد (تثنیه ۷:۷-۸؛ ۱۴:۱۰-۱۵؛ افسسیان ۲۵:۲؛ اول یوحنا ۱:۳). در آخر، کتاب مقدس از محبت موقت و شرطی خداوند به قومش سخن میگوید. کارسون به چگونگی به تصویر کشیدن تجربۀ محبتِ خداوند به شرط اطاعت و ترس از خدا اشاره میکند. این محبت، ربطی به محبتی که ما را نجات میدهد و وارد رابطه با خدا میکند ندارد بلکه به ظرفیت ما در احساس و لذت بردن از مهر خدا ربط دارد (یوحنا ۹:۱۵-۱۰؛ یهودا ۲۱؛ مزمور ۹:۱۰۳-۱۸).محبت به عنوان فیضدر اینجا، تمرکز ما بر چهارمین عبارت درباره محبتِ خداوند است؛ یعنی، محبت او به قوم برگزیده و محبوب خود. باید به خاطر داشته باشیم که تمام مخلوقاتِ خداوند محبتِ او را یکسان و به یک اندازه دریافت و تجربه نمیکنند. ما هم بر اساس کتاب مقدس و هم بر اساس تجربه، میتوانیم بین محبتِ خداوند آنگونه که در فیض عام و فیض خاصِ خداوند نمایان میشود به طور اجتناب ناپذیری تفاوت قائل میشویم.محبتِ خداوند، آنگونه که در فیضِ عام آشکار شده است، عبارت است از محبتِ خداوند بهعنوان خالق که شامل مهربانی، رحمت و صبور بودن او میشود. این محبت جدای از نجات بخش بودن، شامل محبتِ بدون تمایز و جهانی است که به بهرمندی از تمام مزایا مادی و معنوی برای نجات محدود است. این فیض را هم برگزیدگان و هم کسانی که برگزیده خدا نیستند، به طور یکسان دریافت میکنند (نگاه کنید به متی ۴۳:۵-۴۸؛ لوقا ۲۷:۶-۳۸).محبتِ خداوند، آنگونه که در فیضِ خاص آشکار شده است، عبارت است از محبتِ خداوند بهعنوان ناجی که شامل رستگاری، میزان احیای فیض و مالکیت قطعی حیاتِ جاودان است. این محبت، محبتی متمایز و خاص است که باعث میشود فیض حیاتِ جاودان را در مسیح عطا کند. این محبت را فقط برگزیدگان دریافت و تجربه میکنند.بنابراین، مانند فیض، کسی شایسته دریافت این محبتِ نجات بخش خداوند نیست. محبتِ خدا به گناهکاران در نجات آنها جریان دارد، و گناه آنها مانع محبت خداوند نمیشود. خداوند ما را دوست دارد، به صراحت، حتی وقتی که گناهکاریم؛ زیرا جلال محبتِ او باید بینهایت برجسته شود. هنگامی که ما هنوز درمانده “یا ناتوان” بودیم عیسی در راه بیدی

Ep 73چرا صلیب در مسیحیت ضرورت دارد؟
هنگامی که باستان شناسان ویرانههای آثار باستانی را حفاری میکنند، تنها یک گزینه برای شناسایی مکان پرستش مسیحیان وجود دارد، و آن نشانهای از صلیب است. هنگامیکه آن را به صورت یک نقاشی روی دیوار، کنده کاری روی سنگ و یا حتی یک طراحی روی کف یک ساختمان میبینند، میدانند که یک کلیسا یافتهاند. از همان ابتدا، مسیحیان را با صلیبی که عیسی روی آن جانش را داد، شناسایی میکردند. صلیب چه روی چوب کندهکاری شده باشد، چه روی قلبها نقش بسته باشد، سمبل اصلی و شرح حقیقت ایمان مسیحی است.چرا صلیب تا این حد ضروری است؟ دلایل مختلفی دارد.برای تحقق نقشۀ خدا ضروری است.صلیب برای تحقق نقشۀ ازلی خدا ضروری بود. مدت کوتاهی پس از بازگشت عیسی به آسمان، یکی از یاران او، پطرس، برای مردم اورشلیم موعظه کرد. او گفت: «آن مرد (عیسی) بنا به مشیت و پیشدانی خدا به شما تسلیم شد و شما به دست بی دینان بر صلیبش کشیده و کشتید.» (اعمال ۲۳:۲). خدا حتی پیش از وقوع آن از مصلوب شدن پسرش آگاه بود. او نه تنها آن را می دانست، بلکه اجازۀ آن را داد. نه تنها اجازه داد، بلکه هدفش همین بود. صلیب در نقشۀ خدا، برای انسان ضروری بود.هر گاه به نظر میرسد که خدا واقف به آنچه انجام میشود نیست، باید این موضوع را یادآوری نمود. آزمونها و مصیبتهای زندگی مبهم و گیج کننده هستند. آیا خدا میداند چه اتفاقی در زندگی من در شرف وقوع است؟ آیا برای او اهمیتی دارد؟ آیا او میتواند کاری در این مسیر برایم انجام دهد؟ پاسخ این است، که خدا همه اینها را میداند و برایش اهمیت دارند. چنانچه به او اعتماد کنید، قطعا عمل دست او را خواهید دید. صلیب مسیح، نشان میدهد که نقشه های خدا نیکو هستند. مصلوب کردن عیسی مسیح، شرورانهترین عمل بر روی زمین بود، و در عین حال نیکوترین عملی بود که روی این سیاره انجام شد. صلیب، نجات را به ارمغان آورد. اگر خدا بزرگترین شر را به بزرگترین خیر تبدیل کرد، بنابراین میتواند آنچه را در زندگی شما شر و بدی به نظر میرسد را به خیر و نیکی تبدیل سازد.برای پرداخت بهای گناه ضروری است.صلیب بخشی از نقشۀ خدا بود؛ زیرا آن تنها راه نجات بشر از گناهانش بود. خدا نمی توانست به سادگی گناهان ما را نادیده بگیرد. گرچه نادیده گرفتن گناه محبتآمیز بود، اما قطعا دیگر قدوس نبود. عدالت اجرا نمیشد و بهای گناهان ما پرداخت نمیشد. از طرفی اگر خدا ما را به سبب گناهانمان به مرگ محکوم نمیکرد، ممکن بود که این امر مقدس باشد، اما نشان کاملی از محبت خدا نبود. تنها بر صلیب است که محبت و قدوسیت خدا یکدیگر را در آغوش میگیرند. صلیب نمایانگر عشق خداست. خدای پدر، پسرش را، “یگانه پسرش” را فرستاد، تا رنج بکشد و به خاطر گناهان ما بمیرد. زندگی او برای زندگی ما! درد او برای منفعت ما! صلیب، محل تقدس خداست. مجازات مرگ در ازای گناه انجام شد و بهای گناهان قوم خدا بطور کامل پرداخت گردید. صلیب مسیح، برای حفظ محبت و قدوسیت خدا، در نجات قوم او ضروری است. الهیدان آلمانی، امیل برونر، شرح میدهد که: صلیب مسیح، «تنها مکانی است که خدای مهربان، بخشنده و آمرزنده خودش را طوری آشکار میسازد، که ما درمییابیم تقدس و محبت او به یک اندازه لایتناهی هستند.»برای نجات ضروری استضرورت دیگری برای صلیب وجود دارد و آن نجات ماست. هر شخصی که میخواهد به ملکوت وارد شود، ابتدا باید به سمت صلیب برود. زندگی ابدی، هدیۀ رایگان خدا برای هر کسی است، که ایمان دارد عیسی به خاطر گناه او روی صلیب مرد.روزی زنی تصمیم گرفت به عضویت کلیسایی درآید که در آن شرکت میکرد. بنابراین برای مصاحبه، به نزد مشایخ کلیسا رفت. الهیات او به نظر خوب بود، اما خادمین کلیسا در مورد او احساس نگرانی داشتند. آنها مطمئن نبودند او یک مسیحی واقعی باشد. بنابراین برای اطمینان بیشتر، یک سوال مهم پرسیدند: «آیا باور داری عیسی به روی صلیب نه تنها برای گناهان دیگران، بلکه برای گناهان تو نیز مُرد؟» او مکثی طولانی کرد و بالاخره گفت: «من هرگز اینگونه به موضوع صلیب فکر نکرده بودم.»رهبران کلیسا برایش توضیح دادند، که لازم است اعتراف کند که خود یکی از گناهکارانی بوده است که مسیح برایش مُرد. آن شب او ایمان آورد که عیسی به خاطر گناهانش روی صلیب جانش را داد و او را به عنوان منجی خود پذیرفت. آن زن، آنچه را که هر شخصی برای نجات یافتن باید درک کند، فهمید: “ضرورت صلیب”. صلیب بسیار اهمیت دارد، نه تنها به عنوان نقشۀ ازلی خدا، بلکه برای نجات شخصی ما از گناه و مرگ.https://kanoneenjil.com/cross-essential-christianity/معرفی پادکست ۰:۰ کانون انجیل ۵:۳۵برای تحقق نقشه خدا صلیب ضروری است ۶:۰۰صلیب برای پرداخت گناهان ضروری است ۱۱:۰۴صلیب برای نجات ما ضروری است ۱۵:۱۳هر پنج شنبه ساعت ۵ صبح به وقت کابل منتظر قسمت جدید پادکست های ما باشید.

Ep 72نباید از انجیل خجل بود.
در سختی های این زمانه تنها یک شخص است که میتواند به ما امید بدهد و آن هم عیسی مسیح است پس ما نباید از او در مقابل دیگران رویگردان باشیم و انکار کنیم بلکه در مقابل این سختی ها٬ ترس ها ٬ نا ارامی ها باید محکم به انجیل عیسی مسیح که قدرت خدا است بچسپیم و اجازه بدهیم که انجیل در ما کار کند و ما را نجات بدهد. هر پنج شنه ساعت ۵ صبح منتظر قسمت جدید پادکست باشید.

Ep 71زنان در پیش برد نقشه نجات مطابق به کتاب مقدس
در جامعه امروزی ما نقشه زنان کاملا به دست فراموشی سپرده شده است و حتی به نوعی تحقیر آمیز به آنها نگاه یا خطاب میشود در حالیکه همواره گفته شده است که زن و مرد از حقوق یکسان برخوردار هستند اما این اصلا حقیقت ندارد. کتاب مقدس و مسیحیت که همواره زیر سوال برده میشود در خصوص زنان هرگز به حقارت به زنان نگاه نکرده بلکه خداوند از زنان نیز استفاده میکند برای پیش برد نقشه نجات خود چون او خالق هم مرد و هم زن می باشد و هر دو را چون فرزندان خود دوست دارد. امروز نگاهی می اندازیم به زنان در کتاب مقدس و اینکه چگونه خداوند از آنها استفاده میکند تا تمامی بشر را نجات دهد.

Ep 70ازدواج مسیحی
ازدواج موضوعی بسیار مهم در کتاب مقدس بیان شد از آنجای که خداوند خودش اولین عقد ازدواج را در پیدایش 2 آیه 18 و 21 با آفرینش زن می بندد و ازدواج را برکت داده و از آدم و حوا میخواهد که بارور و کثیر شوند، و همین ازدواج هم هست که اولین چیزی است که در اثر گناه نابود میشود پیدایش 3 آیه 7، ولی در مسیح است که این ازدواج دوباره بازسازی میشود افسسیان فصل 5، ولی هنوز هم اثراتی از گناه در ازدواج است. معرفی پادکست ۰۰:۰۰ازدواج مسیحی ۲:۰۷ ازدواج یکی از مهمترین موضوعات در کتاب مقدس است ۳:۱۶ گناه بر ازدواج نیز تاثیر گذاشت ۹:۲۴راز ازدواج ۱۵:۰۵ محبت نیروی محرکه ازدواج ۱۷:۴۸ ماموریت ازدواج ۲۲:۳۲خامه ۲۷:۳۲ هر پنج شنبه ساعت ۵ صبح به وقت کابل منتظر قسمت های جدید پادکست ما باشید.

Ep 69پیام اسلام در مقابل انجیل عیسی مسیح
پرسشهایی در خصوص روابط میان مسلمانان و مسیحیان همچنان توجه مخاطبین گستردهای را در رسانه و بهطور کلی جامعه جلب میکند.مخصوصاً این پرسش که «آیا مسیحیان و مسلمانان یک خدا را میپرستند» بین مسیحیان ایالت متحدۀ آمریکا بحثبرانگیز است. پاسخها اغلب در دو قطب مخالف قرار دارد، یک قطب اصرار میورزد که پاسخ باید مثبت باشد و قطب دیگر به شدت آن را تکذیب میکند. اما این سوال در نفس خود به شدت مبهم و دوپهلو است و مسائل مختلفی را بهشکلی بیفایده و بینتیجه با هم ترکیب میکند. از این رو، بهجای آنکه سعی کنیم مستقیماً به این سوال که آیا مسیحیان و مسلمانان یک خدا را میپرستند، پاسخ دهیم، بهتر است شباهتها و تفاوتهای موجود در باورهای مسلمانان و مسیحیان را در نظر بگیریم و به بخشهای موافق و مخالف آنها اشاره کنیم.یک سری شباهتهای واضح بین باورهای مسیحی و اسلام وجود دارد. بهعنوان مثال، هم اسلام و هم مسیحیت مذاهبی یکتاپرست هستند و بر این اعتقادند که عالم هستی را خدا آفریده، خدا به انسان مکاشفهای خاص داد و یک داوری نهایی وجود خواهد داشت.اما تفاوتهای بنیادی نیز وجود دارند – تفاوتهایی که ما را به عمق انجیل مسیحیان و تعالیم عهد جدید دربارۀ عیسی مسیح میبرند. ما در ادامه مقدمهای بسیار مختصر دربارۀ برخی جنبههای اسلام و مسیحیت ارائه میکنیم، بر روی چند نکتۀ مهم و قابل توجه تمرکز میکنیم که نشان خواهند داد انجیل مسیح از آنچه اسلام مطابق با سنت باور دارد، متفاوت است. تاکید بر تفاوتها نباید به منزلۀ دستکم گرفتن شباهتهای موجود بین این دو مذهب تلقی شود. از آنجایی که تفاوتهای بنیادین در زمینۀ بطن و ماهیت انجیل است، پس تحسین شباهتها باید در چهارچوب آگاهی نسبت به تفاوت ها صورت بگیرد.منشاء و خاستگاه اسلاماسلام در قرن هفتم در عربستان صعودی امروزی ظاهر شد. بنا به روایات سنتی، ادعا می شود که خدا از طریق یک سری مکاشفات یا وحی که از سوی جبرائیلِ فرشته، که در طول ۲۰ سال به محمد (۵۷۰؟-۶۳۲ میلادی) دیکته شده بود، ارادهاش را به او آشکار می کند. این مکاشفات پس از مرگ محمد تدوین شده و به رشتۀ تحریر در آمد و قرآن را تشکیل داد، و مسلمانان آن را بهعنوان کلام خدا پذیرفتهاند. گفته شده که قرآن مکاشفۀ قاطع خدا و نقطۀ اوج مکاشفات قبلی به پیامبران بیشمار است که یهودیان و مسیحیان (در قرآن به «اهل کتاب» معروف هستند) هم شامل آن میشوند. گفته شده که محمد آخرین و بزرگترین پیامبر است.محمد در ابتدا در مکه مورد آزار و جفا قرار گرفت و سپس به مدینه نقل مکان کرد و جامعهای با حکومت دینی بهوجود آورد که به الگویی برای جوامع مسلمان تبدیل گشت. طولی نکشید که مسلمانان، نواحی اطراف را فتح کردند. بهطوری که آنان ظرف یک قرن پس از مرگ محمد نه تنها در سراسر شبه جزیرۀ عربستان، بلکه در جنوب فرانسه، اسپانیا، آفریقای شمالی، آسیای مرکزی و حتی در غرب چین یافت میشدند.امروزه اسلام یک مذهب جهانی و شناخته شده است و جمعیت مسلمانان جهان حدود ۱.۷ میلیارد تخمین زده میشود، در مقایسه با حدود ۲.۴ میلیارد مسیحی. اکثر مسلمانان در آسیا و آفریقا زندگی میکنند و بیش از ۵۰ درصد مسلمانان جهان در اندونزی، هند، بنگلادش، پاکستان، نیجریه، ایران، ترکیه و مصر زندگی میکنند.دودستگی عمدۀ موجود در اسلام بین مسلمانان شیعه و سنی است. هرچند یک سری تفاوتهای آموزهای بین این دو شاخه وجود دارد، اما این تفرقه از درگیریهای خشونتبار بهوجود آمده پیرامون جانشین رسمی و شرعی محمد نشات میگیرد. حدود ۸۵ درصد مسلمانان امروز سنی هستند و حدود ۱۵ درصد آنها را شیعه تشکیل میدهند. در حقیقت، اسلام با تنشهای داخلی مهمی روبروست، از آنجایی که فرقههای گوناگون تلاش میکنند که مسلمان بودن را در قرن بیست و یکم تعریف کنند. علاوه بر تنشهای موجود بین مسلمانان شیعه و سنی، تفرقههایی بین سنتگرایان (آنانی که با انطباق با مدرنیته مخالفند) و مترقیان (کسانی که معتقدند اسلام با جوامع مدرن و دموکراتیک کاملاً مطابقت دارد) و همچنین گروههای مختلف قومی و نژادی وجود دارد. از دهۀ ۸۰ میلادی در قرن بیستم، جنبشهای اسلامگرای افراطی تروریسم جهانی را بهمنظور ترویج و گسترش برنامههای خود پذیرفتند.مسلمانها در زمینۀ باور خود به خدای واحد، قرآن بهعنوان مکاشفۀ خدا و محمد بهعنوان آخرین پیامبر توافق نظر دارند. آنها در انجام اصول پنجگانۀ دین خود نیز وحدت نظر دارند: ۱) شهادتین یا اعلان ایمان («هیچ خدایی جز الله نیست و محمد رسول خداست»)؛ ۲) پنج مرتبه نماز در روز؛ ۳) صدقه دادن؛ ۴) روزه در ماه رمضان؛ و اگر امکانش وجود داشته باشد ۵) زیارت مکه.اسلام و محمدهم مسلمانان و هم مسیحیان تایید میکنند که یک خدا وجود دارد که خالق همۀ موجودات است (بهجز خودش). هرچند مسلمانان و مسیحیان تا حدی بر یک سری صفات الهی توافق نظر دارند اما در خصوص طبیعت و ماهیت خدا و آنچه خدا از انسان انتظار دارد اختلافات بنیادینی دارند.بهعنوان مثال، مسلمانان خدا را حاکم، رحیم و خیرخواه میدانند، اما در کل آن طوری که کتاب مقدس از محبت خدا سخن میگوید، خدا را با محبت نمیدانند. کتاب مقدس اعلان میکند که «خدا محبت است» (اول یوحنا ۸:۴، ۱۶) و بهخاطر محبت او نسبت به جهان پسر خود را فرستاد تا کفارۀ گناه شود (یوحنا ۱۶:۳؛ اول یوحنا ۱۰:۴). در عوض، مسیحیان این حکم را یافتهاند که خدا را با تمامی وجود محبت کنند، همچنین همسایۀ خود (متی ۳۴:۲۲-۴۰) و حتی دشمنانشان را محبت کنند (متی ۴۳:۵-۴۷).برعکس، قرآن هرگز خدا را با محبت همانند نمیداند، همچنین به ما دستور نمیدهد که خدا را محبت کنیم. بسیاری از مسلمانان معتقدند که صحبت از خدا با صفت محبت، حاکمیت او را زیر سوال میبرد، او را تا حد انسان پایین میآورد و آنچه را که متعالی است خدشهدار میکند. مسیحیان بر این باورند که هرچند خدا متعالی، مقتدر و حاکم است، اما او شخصمند و با محبت نیز میباشد.اسلام و کتاب مقدسهم مسیحیان و هم مسلمانان بر این باورند که خدا مکاشفهای

Ep 68نه همه
از دیدگاه دوستان مسلمان تمام جوامع غربی مسیحی هستند و مسیحیت از دیده این عزیزان یعنی امریکا یا اروپا٬ اما ایا واقعا این مسیحیت واقعی و راستین هست؟ عیسی مسیح در این خصوص چه تعلیمی میدهد؟ مسیحیت واقعی را کجا میشود یافت؟ اگر دوست دارید بدانید که مسیحیت واقعی یعنی چه لطفا به پادست های ما گوش بدهد.

Ep 65انجیل لوقا٬ لوقا فصل ۲۴
انجیل لوقا به روایت لوقا داستان زندگی مرگ و قیام عیسی میسح را به روایت میکشد که از سندیت تاریخی برخوردار است. امید ما این است که شما عزیزان بتوانید به صحت و حقیقت انجیل عیسی مسیح پی ببرید و روزی قلب خود را به او بسپارید. دیگر نیاز نیست نگران باشید که کتاب مقدس در دسترس نداریم یا کتاب مقس را نمیتوانیم مطالعه کنیم از شما فقط انتظار داریم که به کلام خدا گوش بدهید تا کلام خدا شما را دگرگون بسازد. در فیض خداوند باشید.برای مطالعه بیشتر میتوانید روی لینک زیر کلیک کنید.https://www2.bible.com/fa/bible/181/LUK.1.TPVهر پنج شنبه ساعت ۵ صبح به وقت کابل منتظر قسمت های جدید پادکست ما باشید.

Ep 64انجیل لوقا٬ لوقا فصل ۲۳
انجیل لوقا به روایت لوقا داستان زندگی مرگ و قیام عیسی میسح را به روایت میکشد که از سندیت تاریخی برخوردار است. امید ما این است که شما عزیزان بتوانید به صحت و حقیقت انجیل عیسی مسیح پی ببرید و روزی قلب خود را به او بسپارید. دیگر نیاز نیست نگران باشید که کتاب مقدس در دسترس نداریم یا کتاب مقس را نمیتوانیم مطالعه کنیم از شما فقط انتظار داریم که به کلام خدا گوش بدهید تا کلام خدا شما را دگرگون بسازد. در فیض خداوند باشید.برای مطالعه بیشتر میتوانید روی لینک زیر کلیک کنید.https://www2.bible.com/fa/bible/181/LUK.1.TPVهر پنج شنبه ساعت ۵ صبح به وقت کابل منتظر قسمت های جدید پادکست ما باشید.

Ep 63انجیل لوقا٬ لوقا فصل ۲۲
انجیل لوقا به روایت لوقا داستان زندگی مرگ و قیام عیسی میسح را به روایت میکشد که از سندیت تاریخی برخوردار است. امید ما این است که شما عزیزان بتوانید به صحت و حقیقت انجیل عیسی مسیح پی ببرید و روزی قلب خود را به او بسپارید. دیگر نیاز نیست نگران باشید که کتاب مقدس در دسترس نداریم یا کتاب مقس را نمیتوانیم مطالعه کنیم از شما فقط انتظار داریم که به کلام خدا گوش بدهید تا کلام خدا شما را دگرگون بسازد. در فیض خداوند باشید.برای مطالعه بیشتر میتوانید روی لینک زیر کلیک کنید.https://www2.bible.com/fa/bible/181/LUK.1.TPVهر پنج شنبه ساعت ۵ صبح به وقت کابل منتظر قسمت های جدید پادکست ما باشید.

Ep 67انجیل لوقا٬ لوقا فصل ۲۱
انجیل لوقا به روایت لوقا داستان زندگی مرگ و قیام عیسی میسح را به روایت میکشد که از سندیت تاریخی برخوردار است. امید ما این است که شما عزیزان بتوانید به صحت و حقیقت انجیل عیسی مسیح پی ببرید و روزی قلب خود را به او بسپارید. دیگر نیاز نیست نگران باشید که کتاب مقدس در دسترس نداریم یا کتاب مقس را نمیتوانیم مطالعه کنیم از شما فقط انتظار داریم که به کلام خدا گوش بدهید تا کلام خدا شما را دگرگون بسازد. در فیض خداوند باشید.برای مطالعه بیشتر میتوانید روی لینک زیر کلیک کنید.https://www2.bible.com/fa/bible/181/LUK.1.TPVهر پنج شنبه ساعت ۵ صبح به وقت کابل منتظر قسمت های جدید پادکست ما باشید.

Ep 62انجیل لوقا٬ لوقا فصل ۲۰
انجیل لوقا به روایت لوقا داستان زندگی مرگ و قیام عیسی میسح را به روایت میکشد که از سندیت تاریخی برخوردار است. امید ما این است که شما عزیزان بتوانید به صحت و حقیقت انجیل عیسی مسیح پی ببرید و روزی قلب خود را به او بسپارید. دیگر نیاز نیست نگران باشید که کتاب مقدس در دسترس نداریم یا کتاب مقس را نمیتوانیم مطالعه کنیم از شما فقط انتظار داریم که به کلام خدا گوش بدهید تا کلام خدا شما را دگرگون بسازد. در فیض خداوند باشید.برای مطالعه بیشتر میتوانید روی لینک زیر کلیک کنید.https://www2.bible.com/fa/bible/181/LUK.1.TPVهر پنج شنبه ساعت ۵ صبح به وقت کابل منتظر قسمت های جدید پادکست ما باشید.

Ep 61انجیل لوقا٫ لوقا فصل ۱۹
انجیل لوقا به روایت لوقا داستان زندگی مرگ و قیام عیسی میسح را به روایت میکشد که از سندیت تاریخی برخوردار است. امید ما این است که شما عزیزان بتوانید به صحت و حقیقت انجیل عیسی مسیح پی ببرید و روزی قلب خود را به او بسپارید. دیگر نیاز نیست نگران باشید که کتاب مقدس در دسترس نداریم یا کتاب مقس را نمیتوانیم مطالعه کنیم از شما فقط انتظار داریم که به کلام خدا گوش بدهید تا کلام خدا شما را دگرگون بسازد. در فیض خداوند باشید.برای مطالعه بیشتر میتوانید روی لینک زیر کلیک کنید.https://www2.bible.com/fa/bible/181/LUK.1.TPVهر پنج شنبه ساعت ۵ صبح به وقت کابل منتظر قسمت های جدید پادکست ما باشید.

Ep 66انجیل لوقا٬ لوقا فصل ۱۸
انجیل لوقا به روایت لوقا داستان زندگی مرگ و قیام عیسی میسح را به روایت میکشد که از سندیت تاریخی برخوردار است. امید ما این است که شما عزیزان بتوانید به صحت و حقیقت انجیل عیسی مسیح پی ببرید و روزی قلب خود را به او بسپارید. دیگر نیاز نیست نگران باشید که کتاب مقدس در دسترس نداریم یا کتاب مقس را نمیتوانیم مطالعه کنیم از شما فقط انتظار داریم که به کلام خدا گوش بدهید تا کلام خدا شما را دگرگون بسازد. در فیض خداوند باشید.برای مطالعه بیشتر میتوانید روی لینک زیر کلیک کنید.https://www2.bible.com/fa/bible/181/LUK.1.TPVهر پنج شنبه ساعت ۵ صبح به وقت کابل منتظر قسمت های جدید پادکست ما باشید.