PLAY PODCASTS
Khabar Khush  خبر خوش

Khabar Khush خبر خوش

792 episodes — Page 12 of 16

Ep 266چرا مسیحیان کریسمس را جشن می‌گیرند؟

جشن کریسمس یعنی جشن تولد مسیح موعود، نجات دهنده عالم، خدا در میان ما، در حقیقت تجسم خدای زنده. و تجسم مسیح خداوند یعنی عمل خاص خدا برای از بین بردند محدودیتهای انسان برای دستیابی به نقطه رفیع خویش. تولد مسیح یعنی رسیدن طناب نجات به اعماق چهاه سیاهی که هر انسانی برای آزادی از آن هزاران راه من درآوردی و فرضی و گمان و شاید و اما و اگر برای خود ساخته است. کریسمس یعنی تولد سند آزادی همه‌ اسیرانن در روح که به بندگی و بردگی خدایان این جهان گرفته شده اند. تولد مسیح یعنی همان کلمه ی خدا همان اراده خدا همان عشق و حمبت خدا که به صورت جسم در آمد و در میان ما ساکن گشت.

Dec 18, 20231 min

Ep 239انجیل یوحنا فصل پانزدهم

تاک حقیقی1«من تاک حقیقی هستم و پدر من باغبان است. 2هر شاخه‌ای را كه در من ثمر نیاورد می‌برد و هر شاخه‌ای كه ثمر بیاورد آن را پاک می‌سازد تا میوهٔ بیشتری به بار آورد. 3شما با تعالیمی كه به شما گفتم پاک شده‌اید. 4در من بمانید و من در شما. همان‌طور كه هیچ شاخه‌ای نمی‌تواند به خودی خود میوه دهد مگر آنکه در تاک بماند، شما نیز نمی‌توانید ثمر بیاورید مگر در من بمانید.5«من تاک هستم و شما شاخه‌های آن هستید. هرکه در من بماند و من در او، میوهٔ بسیار می‌آورد چون شما نمی‌توانید جدا از من کاری انجام دهید. 6اگر کسی در من نماند مانند شاخه‌ای به دور افكنده می‌شود و خشک می‌گردد. مردم شاخه‌های خشكیده را جمع می‌کنند و در آتش می‌ریزند و می‌سوزانند. 7اگر در من بمانید و سخنان من در شما بماند هرچه می‌خواهید بطلبید كه حاجت شما برآورده می‌شود. 8جلال پدر من در این است كه شما میوهٔ فراوان بیاورید و به این طریق شاگردان من خواهید بود. 9همان‌طور كه پدر مرا دوست داشته است من هم شما را دوست داشته‌ام. در محبّت من بمانید. 10اگر مطابق احكام من عمل كنید، در محبّت من خواهید ماند، همان‌طور كه من احكام پدر را اطاعت نموده‌ام و در محبّت او ساكن هستم.11«این چیزها را به شما گفته‌ام تا شادی من در شما باشد و شادی شما كامل گردد. 12حكم من این است كه یكدیگر را دوست بدارید، همان‌طور كه من شما را دوست داشتم. 13محبّتی بزرگتر از این نیست كه کسی جان خود را فدای دوستان خود كند. 14شما دوستان من هستید اگر احكام مرا انجام دهید. 15دیگر شما را بنده نمی‌خوانم زیرا بنده نمی‌داند اربابش چه می‌کند. من شما را دوستان خود خوانده‌ام زیرا هرچه را از پدر خود شنیدم برای شما شرح دادم. 16شما مرا برنگزیده‌اید بلكه من شما را برگزیده‌ام و مأمور كرده‌ام كه بروید و میوه بیاورید، میوه‌ای كه دایمی باشد تا هرچه به نام من از پدر بخواهید به شما عطا نماید. 17حكم من برای شما این است كه یكدیگر را دوست بدارید.نفرت جهان18«اگر جهان از شما نفرت دارد، بدانید كه قبل از شما از من نفرت داشته است. 19اگر شما متعلّق به این جهان بودید جهان متعلّقان خود را دوست می‌داشت، امّا چون شما از این جهان نیستید و من شما را از جهان برگزیده‌ام، به این سبب جهان از شما نفرت دارد. 20آنچه را گفتم به‌خاطر بسپارید: غلام از ارباب خود بزرگتر نیست. اگر به من آزار رسانیدند به شما نیز آزار خواهند رسانید و اگر از تعالیم من پیروی كردند از تعالیم شما نیز پیروی خواهند نمود. 21چون شما به من تعلّق دارید آنها با شما چنین رفتاری خواهند داشت زیرا فرستندهٔ مرا نمی‌شناسند. 22اگر من نمی‌آمدم و با آنها سخن نمی‌گفتم آنها تقصیری نمی‌داشتند، ولی اكنون دیگر برای گناه خود عذری ندارند. 23کسی‌که از من متنفّر باشد از پدر من نیز نفرت دارد. 24اگر در میان آنان كارهایی را كه هیچ شخص دیگری قادر به انجام آنها نیست انجام نداده بودم، مقصّر نمی‌بودند، ولی آنها آن كارها را دیده‌اند ولی با وجود این، هم از من و هم از پدر من نفرت دارند. 25و به این ترتیب تورات آنها كه می‌گوید: 'بی‌جهت از من متنفّرند' تحقّق می‌یابد.26«امّا وقتی پشتیبان شما كه او را از جانب پدر نزد شما می‌فرستم بیاید یعنی روح راستی كه از پدر صادر می‌گردد، او دربارهٔ من شهادت خواهد داد 27و شما نیز شاهدان من خواهید بود زیرا از ابتدا با من بوده‌اید.https://www.bible.com/bible/181/JHN.15.TPV

Dec 17, 202310 min

Ep 265پغام مهم و عمیق کریسمس چیست؟

هرچند ما بخاطر محکومیت گناه از خدا دور شده ایم و با اجرای اجمام شریعت نمی‌توانیم به نزد خدا بازگشت کنیم، اما خدا بخاطر فیض عظیمش و رحمت بی کرانش با قلبی عاشقانه به نزد ما آمد. خدا به نزد ما آمد این است پیام کریسمس

Dec 17, 20230 min

Ep 238انجیل یوحنا فصل چهاردهم

عیسی یگانه راه به سوی خداست1«دلهای شما مضطرب نشود. به خدا توکّل نمایید، به من نیز ایمان داشته باشید. 2در خانهٔ پدر من منزلهای بسیاری هست. اگر چنین نبود، به شما می‌گفتم. من می‌روم تا مكانی برای شما آماده سازم. 3پس از اینكه رفتم و مكانی برای شما آماده ساختم، دوباره می‌آیم و شما را نزد خود می‌برم تا جایی‌که من هستم شما نیز باشید. 4شما می‌دانید به كجا می‌روم و راه آن را نیز می‌دانید.»5توما گفت: «ای خداوند، ما نمی‌دانیم تو به كجا می‌روی، پس چگونه می‌توانیم راه را بدانیم.»6عیسی به او گفت: «من راه و راستی و حیات هستم، هیچ‌کس جز به وسیلهٔ من نزد پدر نمی‌آید. 7اگر مرا می‌شناختید پدر مرا نیز می‌شناختید، از این پس شما او را می‌شناسید و او را دیده‌اید.»8فیلیپُس به او گفت: «ای خداوند، پدر را به ما نشان بده و این برای ما كافی است.»9عیسی به او گفت: «ای فیلیپُس، در این مدّت طولانی من با شما بوده‌ام و تو هنوز مرا نشناخته‌ای؟ هرکه مرا دید پدر را دیده است. پس چگونه می‌گویی پدر را به ما نشان بده؟ 10آیا باور نمی‌کنی كه من در پدر هستم و پدر در من است؟ سخنانی كه به شما می‌گویم از خودم نیست، آن پدری كه در من ساكن است همهٔ این كارها را انجام می‌دهد. 11به من ایمان داشته باشید كه من در پدر هستم و پدر در من است. در غیر این صورت به‌خاطر کارهایی كه از من دیده‌اید به من ایمان داشته باشید. 12یقین بدانید هرکه به من ایمان بیاورد آنچه را من می‌كنم خواهد كرد و حتّی كارهای بزرگتری هم انجام خواهد داد، زیرا من نزد پدر می‌روم 13و هرچه به نام من بخواهید آن را انجام خواهم داد تا پدر در پسر جلال یابد. 14اگر چیزی به نام من بخواهید آن را انجام خواهم داد.وعدهٔ روح‌القدس15«اگر مرا دوست دارید، دستورهای مرا اطاعت خواهید كرد 16و من از پدر درخواست خواهم كرد و او پشتیبان دیگری به شما خواهد داد كه همیشه با شما بماند. 17یعنی همان روح راستی كه جهان نمی‌تواند بپذیرد زیرا او را نمی‌بیند و نمی‌شناسد ولی شما او را می‌شناسید، چون او نزد شما می‌ماند و در خود شما خواهد بود.18«شما را تنها نمی‌گذارم، نزد شما برمی‌گردم. 19پس از اندک زمانی، جهان دیگر مرا نخواهد دید امّا شما مرا خواهید دید و چون من زنده‌ام شما هم خواهید زیست. 20در آن روز خواهید دانست كه من در پدر هستم و شما در من و من در شما.21«هرکه احكام مرا قبول كند و مطابق آنها عمل نماید او کسی است كه مرا دوست دارد و هرکه مرا دوست دارد پدر من او را دوست خواهد داشت و من نیز او را دوست داشته خود را به او ظاهر خواهم ساخت.»22یهودا (نه یهودای اسخریوطی) از او پرسید: «ای خداوند، چرا می‌خواهی خود را به ما ظاهر سازی امّا نه به جهان؟»23عیسی در جواب او گفت: «هرکه مرا دوست دارد مطابق آنچه می‌گویم عمل خواهد نمود و پدر من او را دوست خواهد داشت و ما نزد او آمده و با او خواهیم ماند. 24کسی‌که مرا دوست ندارد مطابق تعالیم من عمل نمی‌كند. آنچه شما می‌شنوید از خودم نیست بلكه از پدری كه مرا فرستاده است.25«این چیزها را وقتی هنوز با شما هستم می‌گویم، 26امّا پشتیبان شما یعنی روح‌القدس كه پدر به نام من خواهد فرستاد همه‌چیز را به شما تعلیم خواهد داد و آنچه را به شما گفته‌ام به‌یاد شما خواهد آورد.27«آرامش برای شما بجا می‌گذارم، من آرامش خود را به شما می‌دهم. جهان نمی‌تواند آن آرامش را به طوری که من به شما می‌دهم بدهد. دلهای شما مضطرب نشود و ترسان نباشید. 28شنیدید كه به شما گفتم من می‌روم ولی نزد شما برمی‌گردم. اگر مرا دوست می‌داشتید از شنیدن اینكه من نزد پدر می‌روم، شاد می‌شدید زیرا پدر از من بزرگتر است. 29اكنون قبل از اینكه این كار عملی شود به شما گفتم تا وقتی اتّفاق می‌افتد ایمان بیاورید. 30بعد از این با شما زیاد سخن نمی‌گویم زیرا حكمران این جهان می‌آید، او بر من هیچ قدرتی ندارد، 31امّا برای اینكه جهان بداند كه من پدر را دوست دارم، دستورات او را به طور كامل انجام می‌دهم. برخیزید از اینجا برویم.https://www.bible.com/bible/181/JHN.14.TPV

Dec 16, 202310 min

Ep 264لغت کریسمس به فارسی چه معنی می‌دهد؟

کریسمس از دو لغت لاتین، یکی «کرستوس» به معنی مسیح موعود و در حقیقت پادشاه و لغت دوم«مس» به معنی جمع شدن است. لغت کریسمس برای بیان جمع شدن به دور پادشاه است.

Dec 16, 20230 min

Ep 237انجیل یوحنا فصل سیزدهم

شستن پاهای شاگردان1یک روز قبل از عید فصح بود. عیسی فهمید كه ساعتش فرا رسیده است و می‌بایست این جهان را ترک كند و نزد پدر برود. او كه همیشه متعلّقان خود را در این جهان محبّت می‌‌نمود، آنها را تا به آخر محبّت كرد.2وقت شام خوردن بود و شیطان قبلاً دل یهودای اسخریوطی را برانگیخته بود كه عیسی را تسلیم نماید. 3عیسی كه می‌دانست پدر همه‌چیز را به دست او سپرده و از جانب خدا آمده است و به سوی او می‌رود، 4از سر سفره برخاسته، لباس خود را كنار گذاشت و حوله‌ای گرفته به كمر بست. 5بعد از آن در لگنی آب ریخت و شروع كرد به شستن پاهای شاگردان و خشک‌كردن آنها با حوله‌ای كه به كمر بسته بود. 6وقتی نوبت به شمعون پطرس رسید او به عیسی گفت: «ای خداوند، آیا تو می‌خواهی پاهای مرا بشویی؟»7عیسی در جواب گفت: «تو اكنون نمی‌فهمی من چه می‌کنم ولی بعداً خواهی فهمید.»8پطرس گفت: «هرگز نمی‌گذارم پاهای مرا بشویی.»عیسی به او گفت: «اگر تو را نشویم، تو در من سهمی نخواهی‌ داشت.»9شمعون پطرس گفت: «پس ای خداوند، نه تنها پاهای مرا بلكه دستها و سرم را نیز بشوی.»10عیسی گفت: «کسی‌که غسل كرده است احتیاجی به شست‌وشو ندارد، به جز شستن پاهایش. او از سر تا پا تمیز است و شما پاک هستید، ولی نه همه.» 11چون او می‌دانست چه کسی او را تسلیم خواهد نمود، به همین دلیل گفت همهٔ شما پاک نیستید.12بعد از آنکه پاهای آنان را شست و لباس خود را پوشید و دوباره سر سفره نشست، از آنها پرسید: «آیا فهمیدید برای شما چه كردم؟ 13شما مرا استاد و خداوند خطاب می‌کنید و درست هم می‌گویید زیرا كه چنین هستم. 14پس اگر من كه استاد و خداوند شما هستم پاهای شما را شسته‌ام، شما هم باید پاهای یكدیگر را بشویید. 15به شما نمونه‌ای دادم تا همان‌طور كه من با شما رفتار كردم شما هم رفتار كنید. 16یقین بدانید كه هیچ غلامی از ارباب خود و هیچ قاصدی از فرستندهٔ خویش بزرگتر نیست. 17هرگاه این را فهمیدید، خوشا به حال شما اگر به آن عمل نمایید.18«آنچه می‌گویم مربوط به همهٔ شما نیست. من کسانی را كه برگزیده‌ام می‌شناسم. امّا این پیشگویی کتاب‌مقدّس باید تحقّق یابد: 'آن‌کس كه با من نان می‌خورد، برضد من برخاسته است.' 19اكنون پیش از وقوع این را به شما می‌گویم تا وقتی واقع شود ایمان آورید كه من او هستم. 20یقین بدانید هرکه، کسی را كه من می‌فرستم بپذیرد مرا پذیرفته است و هرکه مرا بپذیرد فرستندهٔ مرا پذیرفته است.»پیشگویی دربارهٔ تسلیم‌شدن(متّی 26‏:20‏-25؛مرقس 14‏:17‏-21؛لوقا 22‏:21‏-23)21وقتی عیسی این را گفت، روحاً سخت مضطرب شد و به طور آشكار فرمود: «یقین بدانید كه یکی از شما مرا تسلیم دشمنان خواهد كرد.»22شاگردان با شک و تردید به یكدیگر نگاه می‌کردند زیرا نمی‌دانستند این را دربارهٔ کدام‌یک از آنها می‌گوید. 23یکی از شاگردان كه عیسی او را دوست می‌داشت، پهلوی او نشسته بود. 24پس شمعون پطرس با اشاره از او خواست از عیسی بپرسد كه او دربارهٔ کدام‌یک از آنها صحبت می‌کند.25بنابراین آن شاگرد به عیسی نزدیكتر شده از او پرسید: «ای خداوند، او كیست؟»26عیسی پاسخ داد: «من این تکهٔ نان را به داخل كاسه فرو می‌برم و به او می‌دهم، او همان شخص است.» پس وقتی تكهٔ نان را به داخل كاسه فرو برد، آن را به یهودا پسر شمعون اسخریوطی داد. 27همین‌که یهودا لقمه را گرفت شیطان وارد وجود او شد. عیسی به او گفت: «آنچه را می‌کنی زودتر بكن.» 28ولی از کسانی‌که بر سر سفره بودند هیچ‌کس نفهمید منظور او از این سخن چه بود. 29بعضی گمان كردند كه چون یهودا مسئول كیسهٔ پول بود عیسی به او می‌گوید كه هرچه برای عید لازم دارند، خریداری نماید و یا چیزی به فقرا بدهد.30به محض اینكه یهودا لقمه را گرفت بیرون رفت و شب بود.فرمان تازه31وقتی یهودا بیرون رفت، عیسی گفت: «اكنون پسر انسان جلال می‌یابد 32و اگر خدا به وسیلهٔ او جلال یابد، خدا نیز او را جلال خواهد داد و این جلال بزودی شروع می‌شود. 33ای فرزندان من، زمانی كوتاه با شما هستم. آنگاه به دنبال من خواهید گشت و همان‌طور كه به یهودیان گفتم اكنون به شما هم می‌گویم، آن جایی‌که من می‌روم شما نمی‌توانید بیایید. 34به شما فرمان تازه‌ای می‌دهم: یكدیگر را دوست بدارید، همان‌طور که من شما را دوست داشته‌ام شما نیز یکدیگر را دوست بدارید. 35اگر نسبت به یكدیگر محبّت داشته باشید، همه خواهند فهمید كه شاگردان من هستید.»پیشگویی انكار پطرس(متّی 26‏:31‏-35؛مرقس 14‏:27‏-31؛لوقا 22‏:31‏-34)36شمعون پطرس به او گفت: «ای خداوند، كجا می‌روی؟» عیسی پاسخ داد: «جایی‌که می‌روم تو حالا نمی‌توانی به دنبال من بیایی، امّا بعدها خواهی آمد.»37پطرس گفت: «ای خداوند چرا نمی‌توانم همین حالا به دنبال تو بیایم؟ من حاضرم جان خود را به‌خاطر تو بدهم.»38عیسی به او جواب داد: «آیا حاضری جان خود را به‌خاطر من بدهی؟ یقین بدان كه پیش از بانگ خروس سه بار خواهی گفت كه مرا نمی‌شناسی.»https://www.bible.com/bible/181/JHN.13.TPV

Dec 15, 202310 min

Ep 263چه اتفاقی در ماه دسامبر اتفاده است؟

ماه دسامبر شروع فصل شکوهمند کریسمس است. تاریخ بیشت و پنجم دسامبر را مسیحیان جهان بعنوان روز تجسم خداوند عیسی مسیح جشن می‌گیرند. این تاریخ یک تاریخ توافقی بین کلیساهاست برای برگزاری جشن کریسمس. روز دقیق تولد عیسی مسیح در کتاب مقدس مشخص نشده است.

Dec 15, 20230 min

Ep 236انجیل یوحنا فصل دوازدهم

تدهین عیسی به وسیلهٔ مریم(متّی 26‏:6‏-13؛مرقس 14‏:3‏-9)1شش روز قبل از عید فصح، عیسی به بیت‌عنیا، محل زندگی ایلعازر یعنی همان کسی‌که او را پس از مردن، زنده كرده بود، آمد. 2آنها در آنجا برای او شامی تهیّه دیدند. مرتا خدمت می‌کرد و ایلعازر با مهمانان، پهلوی عیسی بر سر سفره نشست. 3آنگاه مریم پیمانه‌ای از عطر بسیار گرانبها كه روغن سنبل خالص بود، آورد و بر پاهای عیسی ریخت و با گیسوان خود آنها را خشک كرد به طوری که آن خانه از بوی عطر پر شد. 4در این وقت یهودای اسخریوطی پسر شمعون كه یکی از حواریون عیسی بود و بزودی او را تسلیم می‌کرد گفت: 5«چرا این عطر به سیصد سکّهٔ نقره فروخته نشد تا پول آن به فقرا داده شود؟» 6او این را از روی دلسوزی برای فقرا نگفت، بلكه به این دلیل گفت كه خودش مسئول كیسهٔ پول و شخص دزدی بود و از پولی كه به او می‌دادند، برمی‌‌داشت. 7عیسی گفت: «با او کاری نداشته باش، بگذار آن را تا روزی كه مرا دفن می‌کنند نگه دارد. 8فقرا همیشه در بین شما خواهند بود امّا من همیشه با شما نخواهم بود.»توطئه علیه ایلعازر9عدّهٔ زیادی از یهودیان شنیدند كه عیسی در آنجاست. پس آمدند تا نه تنها عیسی بلكه ایلعازر را هم كه زنده كرده بود، ببینند. 10بنابراین سران كاهنان تصمیم گرفتند كه ایلعازر را نیز بكشند، 11زیرا او باعث شده بود بسیاری از یهودیان از رهبران خود روی‌گردان شده، به عیسی ایمان آورند.ورود مظفّرانهٔ عیسی به اورشلیم(متّی 21‏:1‏-11؛مرقس 11‏:1‏-11؛لوقا 19‏:28‏-40)12فردای آن روز جمعیّت بزرگی كه برای عید آمده بودند. وقتی شنیدند عیسی در راه اورشلیم است، 13شاخه‌های نخل به دست گرفتند و به استقبال او رفتند. آنها فریاد می‌زدند: «خدا را سپاس باد، مبارک باد پادشاه اسرائیل كه به نام خداوند می‌آید.»14عیسی کرّه‌الاغی یافت و بر آن سوار شد، چنانکه كلام خدا می‌فرماید:15«ای دختر صهیون، دیگر نترس!اكنون پادشاه تو كه بر کرّه‌الاغی سوار است، می‌آید.»16در ابتدا مقصود این چیزها برای شاگردان روشن نبود؛ امّا پس از آنكه عیسی به جلال رسید، آنها به‌یاد آوردند كه این چیزها دربارهٔ او نوشته شده بود و همان‌طور هم آنها برای او انجام داده بودند.17موقعی که عیسی ایلعازر را صدا زد و زنده از قبر بیرون آورد، عدّهٔ زیادی حضور داشتند. آنها آنچه را دیده و شنیده بودند نقل كردند. 18به این دلیل آن جمعیّت بزرگ به استقبال عیسی آمدند، زیرا شنیده بودند كه عیسی این معجزه را انجام داده بود. 19فریسیان به یكدیگر گفتند: «نمی‌بینید كه هیچ کاری از ما ساخته نیست؟ تمام دنیا به دنبال او رفته است.»یونانیان می‌خواهند عیسی را ببینند20در میان کسانی‌که برای عبادت عید به اورشلیم آمده بودند عدّه‌ای یونانی بودند. 21آنها نزد فیلیپُس كه اهل بیت‌صیدای جلیل بود آمدند و گفتند: «ای آقا، ما می‌خواهیم عیسی را ببینیم.»22فیلیپُس رفت و این را به اندریاس گفت و آن وقت هردوی آنها رفتند و به عیسی گفتند. 23عیسی به آنها گفت: «ساعت آن رسیده است كه پسر انسان جلال یابد. 24یقین بدانید كه اگر دانهٔ گندم به داخل خاک نرود و نمیرد، هیچ‌وقت از یک دانه بیشتر نمی‌شود امّا اگر بمیرد دانه‌های بی‌شماری به بار می‌آورد. 25کسی‌که جان خود را دوست دارد، آن را از دست می‌دهد و کسی‌که در این جهان از جان خود بگذرد آن را تا به حیات جاودانی حفظ خواهد كرد. 26اگر کسی می‌خواهد مرا خدمت كند باید به دنبال من بیاید و هرجا من باشم، خادم من نیز در آنجا با من خواهد بود و اگر کسی مرا خدمت كند، پدر من او را سرافراز خواهد كرد.عیسی دربارهٔ مرگ خود سخن می‌گوید27«اكنون جان من در اضطراب است. چه بگویم؟ آیا بگویم: 'ای پدر مرا از این ساعت برهان؟' امّا برای همین منظور به این ساعت رسیده‌ام. 28ای پدر، نام خود را جلال بده.» در آن وقت صدایی از آسمان رسید كه می‌گفت: «آن را جلال داده‌ام و باز هم جلال خواهم داد.»29گروهی كه در آنجا ایستاده بودند گفتند: «صدای رعد بود.» و دیگران گفتند: «فرشته‌ای با او سخن گفت.»30عیسی در جواب گفت: «این صدا به‌خاطر شما آمد نه به‌خاطر من. 31اكنون موقع داوری این جهان است و حكمران این جهان بیرون رانده می‌شود. 32وقتی از زمین بالا برده می‌شوم، همهٔ آدمیان را به سوی خود خواهم كشید.» 33عیسی این را در اشاره به نوع مرگی كه در انتظارش بود گفت.34مردم به او گفتند: «تورات به ما تعلیم می‌دهد كه مسیح تا به ابد زنده می‌ماند. پس تو چگونه می‌گویی كه پسر انسان باید بالا برده شود؟ این پسر انسان كیست؟»35عیسی به آنان گفت: «فقط تا زمانی كوتاه نور با شماست؛ تا وقتی این نور با شماست راه بروید مبادا تاریكی شما را فرا گیرد. کسی‌که در تاریكی راه می‌رود نمی‌داند به كجا می‌رود. 36تا زمانی‌که نور را دارید به نور ایمان بیاورید تا فرزندان نور شوید.»بی‌ایمانی یهودیانعیسی این را گفت و از نزد آنان رفت و پنهان شد. 37با وجود معجزات بسیاری كه در حضور آنان انجام داد آنها به او ایمان نیاوردند، 38تا سخن اشعیای نبی تحقّق یابد كه گفته بود:«ای خداوند، آیا پیام ما را کسی باور نمودهو آیا قدرت خداوند به احدی مشكوف گردیده است؟»39پس آنها نتوانستند ایمان آورند، زیرا اشعیا باز هم فرموده است:40«چشمان آنها را نابیناو دلهایشان را سخت گردانیده استتا با چشمان خود نبینندو با دلهای خود نفهمندو به سوی من باز نگردندتا ایشان را شفا دهم.»41اشعیا این را فرمود زیرا جلال عیسی را دید و دربارهٔ او سخن گفت.42با وجود این بسیاری از بزرگان یهود به او گرویدند. ولی به‌خاطر فریسیان و ترس از آنکه مبادا از كنیسه اخراج شوند به ایمان خود اقرار نمی‌کردند، 43زیرا آنان تعریف و تمجید از انسان را بیش از حرمت و عزّتی كه از جانب خداست دوست می‌داشتند.داوری به وسیلهٔ كلام عیسی44پس عیسی با صدای بلند گفت: «هرکه به من ایمان بیاورد نه فقط به من بلكه به فرستندهٔ من نیز ایمان آورده است. 45هرکه مرا می‌بیند فرستندهٔ مرا دیده است. 46من نوری هستم كه به جهان آمده‌ام تا هرکه به من ایمان آورد در تاریكی نماند، 47امّا اگر کسی س

Dec 14, 202312 min

Ep 235انجیل یوحنا فصل یازدهم

مرگ ایلعازر1مردی به نام ایلعازر، از اهالی بیت‌عنیا یعنی دهكدهٔ مریم و خواهرش مرتا، مریض بود. 2مریم همان بود كه به پاهای خداوند عطر ریخت و آنها را با گیسوان خود خشک كرد و اكنون برادرش ایلعازر بیمار بود. 3پس خواهرانش برای عیسی پیغام فرستادند كه: «ای خداوند، آن کسی‌که تو او را دوست داری بیمار است.»4وقتی عیسی این را شنید گفت: «این بیماری به مرگ او منجر نخواهد شد بلكه وسیله‌ای برای جلال خداست تا پسر خدا نیز از این راه جلال یابد.» 5عیسی مرتا و خواهر او و ایلعازر را دوست می‌داشت. 6پس وقتی از بیماری ایلعازر باخبر شد دو روز دیگر در جایی‌که بود توقّف كرد 7و سپس به شاگردانش گفت: «بیایید باز با هم به یهودیه برویم.»8شاگردان به او گفتند: «ای استاد، هنوز از آن وقت كه یهودیان می‌خواستند تو را سنگسار كنند، چیزی نگذشته است. آیا باز هم می‌خواهی به آنجا بروی؟»9عیسی پاسخ داد: «آیا یک روز دوازده ساعت نیست؟ کسی‌که در روز راه می‌رود لغزش نمی‌خورد زیرا نور این جهان را می‌بیند. 10امّا اگر کسی در شب راه برود می‌لغزد، زیرا در او هیچ نوری وجود ندارد.» 11عیسی این را گفت و افزود: «دوست ما ایلعازر خوابیده است امّا من می‌روم تا او را بیدار كنم.»12شاگردان گفتند: «ای خداوند، اگر او خواب باشد حتماً خوب خواهد شد.»13عیسی از مرگ او سخن می‌گفت امّا آنها تصوّر كردند مقصود او خواب معمولی است. 14آنگاه عیسی به طور واضح به آنها گفت: «ایلعازر مرده است. 15به‌خاطر شما خوشحالم كه آنجا نبوده‌ام چون حالا می‌توانید ایمان بیاورید. بیایید نزد او برویم.»16توما كه او را دوقلو می‌گفتند به سایر شاگردان گفت: «بیایید ما هم برویم تا با او بمیریم.»عیسی قیامت و حیات است17وقتی عیسی به آنجا رسید، معلوم شد كه چهار روز است او را دفن کرده‌اند. 18بیت‌عنیا كمتر از سه کیلومتر از اورشلیم فاصله داشت 19و بسیاری از یهودیان نزد مرتا و مریم آمده بودند تا به‌خاطر مرگ برادرشان آنها را تسلّی دهند.20مرتا به محض آنكه شنید عیسی در راه است، برای استقبال او بیرون رفت ولی مریم در خانه ماند. 21مرتا به عیسی گفت: «خداوندا، اگر تو اینجا می‌بودی، برادرم نمی‌مُرد. 22با وجود این می‌دانم كه الآن هم هرچه از خدا بخواهی به تو عطا خواهد كرد.»23عیسی گفت: «برادرت باز زنده خواهد شد.»24مرتا گفت: «می‌دانم كه او در روز قیامت زنده خواهد شد.»25عیسی گفت: «من قیامت و حیات هستم. کسی‌که به من ایمان بیاورد حتّی اگر بمیرد، حیات خواهد داشت؛ 26هر کسی‌که زنده باشد و به من ایمان بیاورد، هرگز نخواهد مرد. آیا این را باور می‌کنی؟»27مرتا گفت: «آری، خداوندا! من ایمان دارم كه تو مسیح و پسر خدا هستی كه می‌باید به جهان بیاید.»عیسی گریه می‌کند28مرتا پس از اینكه این را گفت رفت و خواهر خود مریم را صدا كرد و به طور پنهانی به او گفت: «استاد آمده است و تو را می‌خواهد.» 29وقتی مریم این را شنید، فوراً بلند شد و به طرف عیسی رفت. 30عیسی هنوز به دهكده نرسیده بود بلكه در همان جایی بود كه مرتا به دیدن او رفت. 31یهودیانی كه برای تسلّی‌دادن به مریم در خانه بودند وقتی دیدند كه او با عجله برخاسته و از خانه بیرون می‌رود به دنبال او رفتند و با خود می‌گفتند كه او می‌خواهد به سر قبر برود تا در آنجا گریه كند.32همین‌که مریم به جایی‌که عیسی بود آمد و او را دید، به پاهای او افتاده گفت: «خداوندا، اگر در اینجا می‌بودی برادرم نمی‌مُرد.»33عیسی وقتی او و یهودیانی را كه همراه او بودند، گریان دید؛ از دل آهی كشید و سخت متأثّر شد 34و پرسید: «او را كجا گذاشته‌اید؟» جواب دادند: «خداوندا، بیا و ببین.»35اشک از چشمان عیسی سرازیر شد. 36یهودیان گفتند: «ببینید چقدر او را دوست داشت؟»37امّا بعضی گفتند: «آیا این مرد كه چشمان کور را باز كرد، نمی‌توانست کاری بكند كه جلوی مرگ ایلعازر را بگیرد؟»ایلعازر زنده می‌شود38پس عیسی درحالی‌که از دل آه می‌کشید به سر قبر آمد. قبر غاری بود كه سنگی جلوی آن گذاشته بودند. 39عیسی گفت: «سنگ را بردارید.» مرتا خواهر ایلعازر گفت: «خداوندا، الآن چهار روز از مرگ او می‌گذرد و متعفّن شده است.»40عیسی به او گفت: «آیا به تو نگفتم كه اگر ایمان داشته باشی، جلال خدا را خواهی دید؟» 41پس سنگ را از جلوی قبر برداشتند. آنگاه عیسی به آسمان نگاه كرد و گفت: «ای پدر، تو را شكر می‌کنم كه سخن مرا شنیده‌ای. 42من می‌دانستم كه تو همیشه سخن مرا می‌شنوی ولی به‌خاطر کسانی‌که اینجا ایستاده‌اند، این را گفتم تا آنها ایمان بیاورند كه تو مرا فرستاده‌ای.» 43پس از این سخنان، عیسی با صدای بلند فریاد زد: «ای ایلعازر، بیرون بیا.» 44آن مرده، درحالی‌که دستها و پاهایش با كفن بسته شده و صورتش با دستمال پوشیده بود بیرون آمد. عیسی به آنها گفت: «او را باز كنید و بگذارید برود.»توطئه علیه عیسی(متّی 26‏:1‏-5؛مرقس 14‏:1‏-2؛لوقا 22‏:1‏-2)45بسیاری از یهودیانی كه برای دیدن مریم آمده بودند، وقتی آنچه را عیسی انجام داد مشاهده كردند، به او ایمان آوردند. 46امّا بعضی از آنها نزد فریسیان رفتند و كارهایی را كه عیسی انجام داده بود به آنها گزارش دادند. 47فریسیان و سران كاهنان با شورای بزرگ یهود جلسه‌ای تشكیل دادند و گفتند: «چه باید كرد؟ این مرد معجزات زیادی می‌کند. 48اگر او را همین‌طور آزاد بگذاریم، همهٔ مردم به او ایمان خواهند آورد و آن وقت رومیان خواهند آمد و معبد بزرگ و ملّت ما را خواهند گرفت.»49یکی از آنها یعنی قیافا كه در آن سال، كاهن اعظم بود گفت: «شما اصلاً چیزی نمی‌دانید. 50متوجّه نیستید كه لازم است یک ‌نفر به‌خاطر قوم بمیرد تا ملّت ما به كلّی نابود نشود.» 51او این سخن را از خود نگفت، بلكه چون در آن سال كاهن اعظم بود، پیشگویی كرد كه عیسی می‌باید در راه قوم یهود بمیرد، 52و نه تنها در راه آن قوم بلكه تا فرزندان خدا را كه پراكنده هستند به صورت یک بدن واحد به هم بپیوندد.53از آن روز به بعد آنها توطئه قتل او را چیدند. 54بعد از آن عیسی دیگر به طور علنی در بین یهودیان رفت و آمد نمی‌کرد، بلكه از آنجا به ناح

Dec 13, 202311 min

Ep 234انجیل یوحنا فصل دهم

مَثَل آغل گوسفندان1«یقین بدانید هرکه از در به آغل گوسفندان وارد نشود بلكه از راه دیگری بالا برود او دزد و راهزن است. 2امّا کسی‌که از در وارد شود شبان گوسفندان است. 3دربان در را برای او باز می‌کند و گوسفندان صدایش را می‌شنوند. او گوسفندان خود را به نام می‌خواند و آنان را بیرون می‌برد. 4وقتی گوسفندان خود را بیرون می‌بَرد، خودش در جلوی آنها حركت می‌کند و گوسفندان 5به دنبالش می‌روند زیرا صدای او را می‌شناسند. به دنبال غریبه نمی‌روند بلكه از او می‌گریزند زیرا صدای غریبه‌ها را نمی‌شناسند.»6عیسی این مَثَل را برای ایشان آورد ولی آنها مقصود او را نفهمیدند.شبان نیكو7پس عیسی بار دیگر به آنها گفت: «یقین بدانید كه من برای گوسفندان در هستم. 8همهٔ کسانی‌که قبل از من آمدند، دزد و راهزن بودند و گوسفندان به صدای آنان گوش ندادند. 9من در هستم، هرکه به وسیلهٔ من وارد شود نجات می‌یابد و به داخل و خارج می‌رود و علوفه پیدا می‌کند. 10دزد می‌آید تا بدزدد، بكشد و نابود سازد. من آمده‌ام تا آدمیان حیات یابند و آن را به طور كامل داشته باشند.11«من شبان نیكو هستم، شبان نیكو جان خود را برای گوسفندان فدا می‌سازد. 12امّا مزدوری كه شبان نیست و گوسفندان به او تعلّق ندارند وقتی ببیند كه گرگ می‌آید، گوسفندان را می‌گذارد و فرار می‌کند. آنگاه گرگ به گلّه حمله می‌کند و گوسفندان را پراكنده می‌سازد. 13او می‌گریزد چون مزدور است و به فكر گوسفندان نیست. 14من شبان نیكو هستم، من گوسفندان خود را می‌شناسم و آنها هم مرا می‌شناسند. 15همان‌طور كه پدر مرا می‌شناسد، من هم پدر را می‌شناسم و جان خود را در راه گوسفندان فدا می‌سازم. 16من گوسفندان دیگری هم دارم كه از این گلّه نیستند، باید آنها را نیز بیاورم. آنها صدای مرا خواهند شنید و یک گلّه و یک شبان خواهند شد.17«پدرم مرا دوست دارد زیرا من جان خود را فدا می‌کنم تا آن را بار دیگر بازیابم. 18هیچ‌کس جان مرا از من نمی‌گیرد، من به میل خود آن را فدا می‌کنم. اختیار دارم كه آن را فدا سازم و اختیار دارم كه آن را باز به دست آورم. پدر این دستور را به من داده است.»19به‌خاطر این سخنان، بار دیگر در بین یهودیان دودستگی به وجود آمد. 20بسیاری از آنان گفتند: «او دیو دارد و دیوانه است. چرا به سخنان او گوش می‌دهید؟»21دیگران گفتند: «کسی‌که دیو دارد نمی‌تواند این‌طور سخن بگوید. آیا دیو می‌تواند چشمان كور را باز نماید؟»یهودیان عیسی را نمی‌پذیرند22وقتی عید تقدیس در اورشلیم فرا رسید، زمستان بود 23و عیسی در صحن معبد بزرگ و در داخل رواق سلیمان قدم می‌زد. 24یهودیان در اطراف او گرد آمدند و از او پرسیدند: «تا چه ‌موقع ما را در بی‌تکلیفی نگاه می‌داری؟ اگر مسیح هستی آشكارا بگو.»25عیسی گفت: «من به شما گفته‌ام امّا شما باور نمی‌كنید. كارهایی كه به نام پدر انجام می‌دهم بر من شهادت می‌دهند. 26امّا شما، چون گوسفندان من نیستید ایمان نمی‌آورید. 27گوسفندان من صدای مرا می‌شنوند و من آنها را می‌شناسم و آنها به دنبال من می‌آیند. 28من به آنها حیات جاودان می‌بخشم و آنها هرگز هلاک نخواهند شد و هیچ‌کس نمی‌تواند آنها را از دست من بگیرد. 29پدری كه آنان را به من بخشیده است از همه بزرگتر است و هیچ‌کس نمی‌تواند آنها را از دست پدر من بگیرد. 30من و پدر یک هستیم.»31بار دیگر یهودیان سنگ را برداشتند تا او را سنگسار كنند. 32عیسی به آنها گفت: «من از جانب پدر كارهای نیک بسیاری در برابر شما انجام داده‌ام به‌خاطر کدام‌یک از آنها مرا سنگسار می‌کنید؟»33یهودیان در جواب گفتند: «برای كارهای نیک نیست كه می‌خواهیم تو را سنگسار كنیم، بلكه به‌خاطر كفرگفتن توست. تو كه یک انسان هستی و ادّعای الوهیّت می‌کنی!»34عیسی در جواب گفت: «مگر در شریعت شما نوشته نشده است كه شما خدایان هستید؟ 35اگر خدا كسانی را كه كلام او را دریافت کرده‌اند خدایان خوانده است و ما می‌دانیم كه كلام خدا هرگز باطل نمی‌شود، 36پس چرا به من كه پدر، مرا برگزیده و به جهان فرستاده است نسبت كفرگویی می‌دهید، وقتی می‌گویم پسر خدا هستم؟ 37اگر من كارهای پدرم را بجا نمی‌آورم، به من ایمان نیاورید. 38امّا اگر كارهای او را انجام می‌دهم حتّی اگر به من ایمان نمی‌آورید به كارهای من ایمان آورید و بدانید و مطمئن شوید كه پدر در من است و من در او.»39پس بار دیگر آنها می‌خواستند او را دستگیر كنند امّا از نظر ایشان دور شد.40باز عیسی از رود اردن گذشته به جایی‌که یحیی قبلاً تعمید می‌داد، رفت و در آنجا ماند. 41بسیاری از مردم نزد او آمدند و گفتند: «یحیی هیچ معجزه‌ای نكرد امّا آنچه او دربارهٔ این مرد گفت راست بود.» 42در آنجا بسیاری به عیسی گرویدند.https://www.bible.com/bible/181/JHN.10.TPV

Dec 12, 202310 min

Ep 233انجیل یوحنا فصل نهم

عیسی كور مادرزاد را شفا می‌دهد1وقتی از محلی می‌گذشت، كور مادرزادی را دید. 2شاگردانش از او پرسیدند: «ای استاد، به علّت گناه چه کسی بود كه این مرد، نابینا به دنیا آمد؟ خود او گناهكار بود یا والدینش؟»3عیسی جواب داد: «نه از گناه خودش بود و نه از والدینش، بلكه تا در وجود او كارهای خدا آشكار گردد. 4تا وقتی روز است، باید كارهای فرستندهٔ خود را به انجام برسانیم. وقتی شب می‌آید کسی نمی‌تواند كار كند. 5تا وقتی در جهان هستم، نور جهانم.»6وقتی این را گفت آب دهان به زمین انداخت و با آن گل ساخت و گل را به چشمان كور مالید 7و به او گفت: «برو و در حوض سیلوحا (یعنی فرستاده) چشمهای خود را بشوی.» پس رفت و شست و با چشمان باز برگشت.8پس همسایگان و کسانی‌که او را در وقتی‌که گدایی می‌کرد می‌شناختند گفتند: «آیا این همان شخصی نیست كه می‌نشست و گدایی می‌کرد؟»9بعضی گفتند: «این همان شخص است.» امّا دیگران گفتند: «نه این شخص به او شباهت دارد.» ولی او خودش گفت: «من همان شخص هستم.»10از او پرسیدند: «پس چشمان تو چگونه باز شد؟»11او در جواب گفت: «شخصی كه اسمش عیسی است گل ساخت و به چشمان من مالید و به من گفت كه به حوض سیلوحا بروم و بشویم. من هم رفتم و چشمهای خود را شستم و بینا شدم.»12آنها پرسیدند: «آن شخص كجاست؟» پاسخ داد: «نمی‌دانم.»تحقیق فریسیان دربارهٔ شفای كور مادرزاد13آنها آن مرد را كه قبلاً نابینا بود، نزد فریسیان بردند، 14زیرا عیسی در روز سبت گل ساخته و چشمان او را باز كرده بود. 15در این وقت فریسیان از او پرسیدند كه چگونه بینا شده است. آن مرد به آنان گفت: «او روی چشمانم گل مالید و من شستم و حالا می‌توانم ببینم.»16عدّه‌ای از فریسیان گفتند: «این شخص از جانب خدا نیست چون قانون سبت را رعایت نمی‌کند.»دیگران گفتند: «شخص گناهكار چگونه می‌تواند چنین معجزاتی بنماید؟» و در میان آنان دو دستگی به وجود آمد.17آنها باز هم از آن شخص كه نابینا بود پرسیدند: «نظر تو دربارهٔ آن کسی‌که می‌گویی چشمان تو را باز كرد چیست؟»او پاسخ داد: «او یک نبی است.»18ولی یهودیان باور نمی‌کردند كه آن مرد كور بوده و بینایی خود را باز یافته است تا اینكه والدین او را احضار كردند. 19از آنان پرسیدند: «آیا این مرد پسر شماست؟ آیا شهادت می‌دهید كه كور به دنیا آمده است؟ پس چگونه اكنون می‌تواند ببیند؟»20والدین آن شخص در جواب گفتند: «ما می‌دانیم كه او فرزند ما می‌باشد و نابینا به دنیا آمده است. 21امّا نمی‌دانیم اكنون چگونه می‌تواند ببیند یا چه كسی چشمان او را باز كرده است. از خودش بپرسید، او بالغ است و حرف خود را خواهد زد.» 22والدین او چون از یهودیان می‌ترسیدند این‌طور جواب دادند، زیرا یهودیان قبلاً توافق كرده بودند كه هركس اقرار كند كه عیسی، مسیح است او را از كنیسه اخراج نمایند. 23از این جهت والدین آن مرد گفتند: «از خودش بپرسید، او بالغ است.»24پس برای بار دوم آن مرد را كه قبلاً كور بود، احضار كرده گفتند: «سوگند یاد كن كه حقیقت را خواهی گفت. ما می‌دانیم كه این شخص گناهكار است.»25آن مرد پاسخ داد: «اینکه او گناهكار است یا نه من نمی‌دانم فقط یک چیز می‌دانم كه كور بودم و اكنون می‌بینم.»26آنها پرسیدند: «با تو چه كرد؟ چگونه چشمان تو را باز نمود؟»27جواب داد: «من همین حالا به شما گفتم و گوش ندادید. چرا می‌خواهید دوباره بشنوید؟ آیا شما هم می‌خواهید شاگرد او بشوید؟» 28پس به او دشنام دادند و گفتند: «خودت شاگرد او هستی، ما شاگرد موسی هستیم. 29ما می‌دانیم كه خدا با موسی سخن گفت ولی در مورد این شخص، ما نمی‌دانیم كه او از كجا آمده است.»30آن مرد در جواب آنان گفت: «چیز عجیبی است كه شما نمی‌دانید او از كجا آمده است درحالی‌که چشمان مرا باز كرده است. 31همه می‌دانیم كه خدا دعای گناهكاران را نمی‌شنود ولی اگر کسی خداپرست باشد و ارادهٔ خدا را بجا آورد، خدا دعاهای او را می‌شنود. 32از ابتدای پیدایش عالم شنیده نشده كه کسی چشمان كور مادرزادی را باز كرده باشد. 33اگر این مرد از جانب خدا نیامده بود، نمی‌توانست کاری بكند.»34به او گفتند: «تو كه در گناه متولّد شده‌ای، به ما تعلیم می‌دهی؟» و بعد او را از كنیسه بیرون انداختند.كور دلان35وقتی عیسی شنید كه او را از كنیسه بیرون کرده‌اند، او را پیدا كرد و از او پرسید: «آیا به پسر انسان ایمان داری؟»36آن مرد پاسخ داد: «ای آقا، كیست تا به او ایمان آورم؟»37عیسی به او گفت: «تو او را دیده‌ای و او همان کسی است كه اكنون با تو سخن می‌گوید.»38او گفت: «خداوندا، ایمان دارم.» و در مقابل عیسی سجده كرد.39عیسی سپس گفت: «من به‌خاطر داوری به این جهان آمده‌ام تا كوران بینا و بینایان كور شوند.»40بعضی از فریسیان كه در اطراف او بودند این سخنان را شنیدند و به او گفتند: «آیا مقصودت این است كه ما هم كور هستیم؟» 41عیسی به ایشان گفت: «اگر كور می‌بودید گناهی نمی‌داشتید، امّا چون می‌گویید بینا هستیم، به همین دلیل هنوز در گناه هستید.»https://www.bible.com/bible/181/JHN.9.TPV

Dec 11, 20239 min

Ep 232انجیل یوحنا فصل هشتم

زنی كه در هنگام زنا گرفته شد1امّا عیسی به كوه زیتون رفت 2و صبح زود باز به معبد بزرگ آمد و همهٔ مردم به دور او جمع شدند و او نشست و به تعلیم دادن آنها مشغول شد. 3در این وقت علما و فریسیان زنی را كه در هنگام عمل زنا گرفته بودند نزد او آوردند و در وسط برپا داشتند 4آنان به او گفتند: «ای استاد، این زن را در هنگام عمل زنا گرفته‌ایم. 5موسی در تورات به ما دستور داده است كه چنین زنهایی باید سنگسار شوند. امّا تو در این باره چه می‌گویی؟» 6آنان از روی امتحان این را گفتند تا دلیلی برای اتّهام او پیدا كنند. امّا عیسی سر بزیر افكند و با انگشت خود روی زمین می‌نوشت. 7ولی چون آنان با اصرار به سؤال خود ادامه دادند، عیسی سر خود را بلند كرد و گفت: «آن کسی‌که در میان شما بی‌گناه است سنگ اول را به او بزند.» 8عیسی باز سر خود را بزیر افكند و بر زمین می‌نوشت. 9وقتی آنها این را شنیدند، از پیران شروع كرده یک به یک بیرون رفتند و عیسی تنها با آن زن كه در وسط ایستاده بود، باقی ماند. 10عیسی سر خود را بلند كرد و به آن زن گفت: «آنها كجا رفتند؟ کسی تو را محكوم نكرد؟»11زن گفت: «هیچ‌کس ای آقا.» عیسی گفت: «من هم تو را محكوم نمی‌کنم، برو و دیگر گناه نكن.»]عیسی نور جهان است12عیسی باز به مردم گفت: «من نور جهان هستم، کسی‌که از من پیروی كند در تاریكی سرگردان نخواهد شد، بلكه نور حیات را خواهد داشت.»13فریسیان به او گفتند: «تو دربارهٔ خودت شهادت می‌دهی پس شهادت تو اعتباری ندارد.»14عیسی در پاسخ گفت: «من حتّی اگر بر خود شهادت بدهم، شهادتم معتبر است، زیرا من می‌دانم از كجا آمده‌ام و به كجا می‌روم ولی شما نمی‌دانید كه من از كجا آمده‌ام و به كجا می‌روم. 15شما از نظر انسانی قضاوت می‌کنید، ولی من دربارهٔ هیچ‌کس چنین قضاوت نمی‌کنم. 16اگر قضاوت هم بكنم قضاوت من درست است، چون در این كار تنها نیستم، بلكه پدری كه مرا فرستاد نیز با من است. 17در شریعت شما هم نوشته شده است، كه گواهی دو شاهد معتبر است: 18یکی خود من هستم كه برخود شهادت می‌دهم و شاهد دیگر، پدری است كه مرا فرستاد.»19به او گفتند: «پدر تو كجاست؟» عیسی پاسخ داد: «شما نه مرا می‌شناسید و نه پدر مرا. اگر مرا می‌شناختید پدر مرا نیز می‌شناختید.»20عیسی این سخنان را هنگامی‌که در بیت‌المال معبد بزرگ تعلیم می‌داد گفت و کسی به طرف او دست دراز نكرد، زیرا وقت او هنوز نرسیده بود.جایی‌که من می‌روم شما نمی‌توانید بیایید21باز عیسی به ایشان گفت: «من می‌روم و شما به دنبال من خواهید گشت ولی در گناهان خود خواهید مرد و به جایی‌که من می‌روم نمی‌توانید بیایید.»22یهودیان به یكدیگر گفتند: «وقتی می‌گوید جایی‌که من می‌روم شما نمی‌توانید بیایید، آیا منظورش این است كه او می‌خواهد خودش را بكشد؟»23عیسی به آنها گفت: «شما به این عالم پایین تعلّق دارید و من از عالم بالا آمده‌ام، شما از این جهان هستید، ولی من از این جهان نیستم. 24به این جهت به شما گفتم كه در گناهان خود خواهید مرد. اگر ایمان نیاورید كه من او هستم، در گناهان خود خواهید مرد.»25آنان از او پرسیدند: «تو كیستی؟» عیسی جواب داد: «من همان کسی هستم كه از اول هم به شما گفتم. 26چیزهای زیادی دارم كه دربارهٔ شما بگویم و داوری نمایم امّا فرستندهٔ من حق است و من آنچه را كه از او شنیده‌ام به جهان اعلام می‌کنم.»27آنها نفهمیدند كه او دربارهٔ پدر با آنان صحبت می‌کند. 28به همین دلیل عیسی به آنان گفت: «وقتی شما پسر انسان را از زمین بلند كردید آن وقت خواهید دانست كه من او هستم و از خود كاری نمی‌کنم، بلكه همان‌طور كه پدر به من تعلیم داده است سخن می‌گویم. 29فرستندهٔ من با من است. پدر مرا تنها نگذاشته است، زیرا من همیشه آنچه او را خشنود می‌سازد به عمل می‌آورم.»30در نتیجهٔ این سخنان بسیاری به او گرویدند.آزادی و بردگی31سپس عیسی به یهودیانی كه به او گرویده بودند گفت: «اگر مطابق تعالیم من عمل كنید، در واقع شاگردان من خواهید بود 32و حقیقت را خواهید شناخت و حقیقت شما را آزاد خواهد كرد.»33آنها به او جواب دادند: «ما فرزندان ابراهیم هستیم و هرگز بردهٔ كسی نبوده‌ایم. مقصود تو از اینكه می‌گویی شما آزاد خواهید شد چیست؟»34عیسی به ایشان گفت: «یقین بدانید كه هرکسی كه گناه می‌کند بردهٔ گناه است 35و برده همیشه در میان اهل خانه نمی‌ماند ولی پسر همیشه می‌ماند. 36پس اگر پسر، شما را آزاد سازد واقعاً آزاد خواهید بود. 37می‌دانم كه شما فرزندان ابراهیم هستید. امّا چون تعالیم من در دلهای شما جایی ندارد، می‌خواهید مرا بكشید. 38من دربارهٔ آنچه در حضور پدر دیده‌ام سخن می‌گویم و شما هم آنچه را از پدر خود آموخته‌‌اید، انجام می‌دهید.»39آنها در پاسخ گفتند: «ابراهیم پدر ماست.»عیسی به آنها گفت: «اگر فرزندان ابراهیم می‌بودید، کارهای او را بجا می‌آورید، 40ولی حالا می‌خواهید مرا بكشید، درحالی‌که من همان کسی هستم كه حقیقت را آن‌چنان‌که از خدا شنیده‌ام به شما می‌گویم. ابراهیم چنین کاری نكرد. 41شما كارهای پدر خود را بجا می‌آورید.»آنها به او گفتند: «ما حرامزاده نیستیم، ما یک پدر داریم و آن خود خداست.»42عیسی به آنها گفت: «اگر خدا پدر شما می‌بود، مرا دوست می‌داشتید؛ زیرا من از جانب خدا آمده‌ام و در بین شما هستم. من خودسرانه نیامده‌ام، بلكه او مرا فرستاد. 43چرا سخنان مرا نمی‌فهمید؟ برای اینكه طاقت شنیدن چنین سخنانی را ندارید. 44شما فرزندان پدر خود، ابلیس هستید و آرزوهای پدر خود را به عمل می‌آورید. او از اول قاتل بود و از راستی بی‌خبر است، چون در او هیچ راستی نیست. وقتی دروغ می‌گوید مطابق سرشت خود رفتار می‌نماید؛ زیرا دروغگو و پدر تمام دروغ‌هاست. 45امّا من چون حقیقت را به شما می‌گویم، به من ایمان نمی‌آورید. 46کدام‌یک از شما می‌تواند گناهی به من نسبت دهد؟ پس اگر من حقیقت را می‌گویم، چرا به من ایمان نمی‌آورید؟ 47کسی‌که از خدا باشد، به كلام خدا گوش می‌دهد. شما به كلام خدا گوش نمی‌دهید، چون از خدا نیستید.»عیسی و ابراهیم48یهودیان در جواب به او گفتند:

Dec 10, 202313 min

Ep 231انجیل یوحنا فصل هفتم

عیسی و برادران او1بعد از آن عیسی در جلیل مسافرت می‌کرد. او نمی‌خواست در یهودیه باشد چون یهودیان قصد داشتند او را بكشند. 2همین‌که عید یهودیان یعنی عید خیمه‌ها نزدیک شد، 3برادران عیسی به او گفتند: «اینجا را ترک كن و به یهودیه برو تا پیروان تو كارهایی را كه می‌کنی ببینند. 4کسی‌که می‌خواهد مشهور شود كارهای خود را پنهانی انجام نمی‌دهد، تو كه این كارها را می‌کنی بگذار تمام دنیا تو را ببینند.» 5چونكه برادرانش هم به او ایمان نداشتند.6عیسی به ایشان گفت: «هنوز وقت من نرسیده است، امّا برای شما هروقت مناسب است. 7دنیا نمی‌تواند از شما متنفّر باشد، امّا از من نفرت دارد، زیرا من دربارهٔ آن شهادت می‌دهم كه كارهایش بد است. 8شما برای این عید بروید. من فعلاً نمی‏آیم زیرا هنوز وقت من کاملاً نرسیده است.» 9عیسی این را به آنان گفت و در جلیل ماند.عیسی در اورشلیم10بعد از آنكه برادرانش برای عید به اورشلیم رفتند، خود عیسی نیز به آنجا رفت ولی نه آشكارا بلكه پنهانی. 11یهودیان در روزهای عید به دنبال او می‌گشتند و می‌پرسیدند: «او كجاست؟»12در میان مردم دربارهٔ او گفت‌وگوی زیادی وجود داشت. بعضی می‌گفتند: «او آدم خوبی است» و دیگران می‌گفتند: «نه، او مردم را گول می‌زند.» 13امّا به علّت ترس از یهودیان، هیچ‌کس دربارهٔ او به طور علنی چیزی نمی‌گفت.14در اواسط روزهای عید، عیسی به معبد بزرگ آمد و به تعلیم دادن پرداخت. 15یهودیان با تعجّب می‌گفتند: «این شخص كه هرگز تعلیم نیافته است، چگونه كتب مقدّس را می‌داند؟»16عیسی در جواب ایشان گفت: «آنچه من تعلیم می‌دهم از خود من نیست، بلكه از طرف فرستندهٔ من است. 17کسی‌که مایل باشد ارادهٔ او را انجام دهد خواهد دانست كه تعالیم من از جانب خداست یا من فقط از خود سخن می‌گویم. 18هرکه از خود سخن بگوید طالب جاه و جلال برای خود می‌باشد. امّا کسی‌که طالب جلال فرستنده خود باشد، آدمی است صادق و در او ناراستی نیست. 19مگر موسی شریعت را به شما نداد شریعتی كه هیچ‌یک از شما به آن عمل نمی‌کند؟ چرا می‌خواهید مرا بكشید؟»20مردم در جواب گفتند: «تو دیو داری. چه کسی می‌خواهد تو را بكشد؟»21عیسی جواب داد: «من یک كار کرده‌ام و همهٔ شما از آن تعجّب کرده‌اید. 22موسی قانون مربوط به ختنه را به شما داد (هرچند از موسی شروع نشد بلكه از اجداد قوم) و شما در روز سبت پسران خود را ختنه می‌کنید. 23پس اگر پسران خود را در روز سبت ختنه می‌کنید تا قانون موسی شكسته نشود، چرا به این دلیل كه من در روز سبت به یک انسان سلامتی كامل بخشیدم بر من خشمگین شده‌اید؟ 24از روی ظاهر قضاوت نكنید، بلكه در قضاوتهای خود با انصاف باشید.»آیا او مسیح است؟25پس بعضی از مردم اورشلیم گفتند: «آیا این همان کسی نیست كه می‌خواهند او را بكشند؟ 26ببینید او در اینجا به طور علنی صحبت می‌کند و آنها چیزی به او نمی‌گویند. آیا حكمرانان ما واقعاً قبول دارند كه او مسیح موعود است؟ 27با وجود این ما همه‌ می‌دانیم كه این مرد اهل كجاست، امّا وقتی مسیح ظهور كند هیچ‌کس نخواهد دانست كه او اهل كجاست.»28از این رو وقتی عیسی در معبد بزرگ تعلیم می‌داد با صدای بلند گفت: «شما مرا می‌شناسید و می‌دانید كه اهل كجا هستم. ولی من به دلخواه خود نیامده‌ام زیرا فرستنده من حق است و شما او را نمی‌شناسید. 29امّا من او را می‌شناسم زیرا از جانب او آمده‌ام و او مرا فرستاده است.»30در این وقت آنها خواستند او را دستگیر كنند، امّا هیچ‌کس دست به طرف او دراز نكرد، زیرا وقت او هنوز نرسیده بود. 31ولی عدّهٔ زیادی به او ایمان آوردند و می‌گفتند: «آیا وقتی مسیح ظهور كند از این شخص بیشتر معجزه می‌نماید؟»كوشش برای بازداشت عیسی32فریسیان آنچه را كه مردم دربارهٔ او به طور پنهانی می‌گفتند شنیدند. پس آنها و سران كاهنان پاسبانانی فرستادند تا عیسی را بازداشت كنند. 33آنگاه عیسی گفت: «فقط مدّت كوتاهی با شما خواهم بود و بعد به نزد فرستندهٔ خود خواهم رفت. 34شما به دنبال من خواهید گشت، امّا مرا نخواهید یافت و به جایی‌که من خواهم بود شما نمی‌توانید بیایید.»35پس یهودیان به یكدیگر گفتند: «كجا می‌خواهد برود كه ما نتوانیم او را پیدا كنیم، آیا می‌خواهد نزد كسانی برود كه در میان یونانیان پراكنده هستند و به یونانیان تعلیم دهد؟ او می‌گوید: 36'به دنبال من خواهید گشت امّا مرا نخواهید یافت و به جایی‌که من خواهم بود شما نمی‌توانید بیایید.' مقصود او از این حرف چیست؟»نهرهای آب حیات37در آخرین روز كه مهمترین روز عید بود، عیسی ایستاد و با صدای بلند گفت: «اگر کسی تشنه است نزد من بیاید و بنوشد. 38چنانکه كلام خدا می‌فرماید: 'نهرهای آب زنده از درون آن کسی‌که به من ایمان بیاورد جاری خواهد گشت.'» 39این سخنان را دربارهٔ روح‌القدس، كه می‌باید به مؤمنین او داده شود می‌گفت و چون هنوز عیسی جلال نیافته بود روح‌القدس عطا نشده بود.دودستگی در میان جمعیّت40بسیاری از کسانی‌که این سخن را شنیدند گفتند: «این مرد واقعاً همان نبی موعود است»41دیگران گفتند: «او مسیح است.» و عدّه‌ای هم گفتند: «آیا مسیح از جلیل ظهور می‌کند؟ 42مگر کتاب‌مقدّس نمی‌گوید كه مسیح باید از خاندان داوود و اهل دهكدهٔ داوود یعنی بیت‌لحم باشد؟» 43به این ترتیب دربارهٔ او در میان جمعیّت دودستگی به وجود آمد. 44عدّه‌ای خواستند او را دستگیر كنند، امّا هیچ‌کس به طرف او دست دراز نكرد.بی‌ایمانی سران یهود45بعد از آن پاسبانان نزد سران كاهنان و فریسیان برگشتند. آنها از پاسبان پرسیدند: «چرا او را نیاوردید؟»46پاسبان جواب دادند: «تا به حال هیچ‌کس مانند این مرد سخن نگفته است.»47فریسیان در پاسخ گفتند: «آیا او شما را هم گمراه كرده است؟ 48آیا کسی از رؤسا و فریسیان به او گرویده است؟ 49و امّا این آدمهایی كه از شریعت بی‌خبرند، ملعون هستند!»50نیقودیموس، كه در شب به دیدن عیسی آمده بود و یکی از آنها بود، از آنها پرسید: 51«آیا شریعت به ما اجازه می‌دهد کسی را محكوم كنیم بدون آنكه به سخنان او گوش دهیم و بدانیم چه كار كرده است؟»52در پاسخ به او گفت

Dec 9, 202310 min

Ep 230انجیل یوحنا فصل ششم

غذا دادن به پنج هزار نفر(متّی 14‏:13‏-21؛مرقس 6‏:30‏-44؛لوقا 9‏:10‏-17)1بعد از این عیسی به طرف دیگر دریای جلیل كه در دریای طبریه است رفت 2و عدّهٔ زیادی، كه معجزات او را در شفا دادن به بیماران دیده بودند، به دنبال او رفتند. 3آنگاه عیسی به بالای كوهی رفت و با شاگردان خود در آنجا نشست. 4روزهای عید فصح یهودیان نزدیک بود. 5وقتی عیسی به اطراف نگاه كرد و عدّهٔ زیادی را دید كه به طرف او می‌آیند، از فیلیپُس پرسید: «از كجا باید نان بخریم تا اینها بخورند؟» 6عیسی این را از روی امتحان به او گفت زیرا خود او می‌دانست چه باید بكند.7فیلیپُس پاسخ داد: «دویست سکّهٔ نقره نان هم كافی نیست كه هر یک از آنها کمی بخورد.»8یکی از شاگردانش به نام اندریاس كه برادر شمعون پطرس بود، به او گفت: 9«پسر بچّه‌ای در اینجا هست كه پنج نان جو و دو ماهی دارد، ولی آن برای این عدّه چه می‌شود؟»10عیسی گفت: «مردم را بنشانید.» در آنجا سبزه بسیار بود، پس مردم كه در حدود پنج هزار مرد بودند، نشستند. 11آنگاه عیسی نانها را برداشت، خدا را شكر كرد و در میان مردم، كه بر روی زمین نشسته بودند تقسیم نمود. ماهیان را نیز همین‌طور هرقدر خواستند تقسیم كرد. 12وقتی همه سیر شدند، به شاگردان گفت: «خورده‌های نان را جمع كنید تا چیزی تلف نشود.» 13پس شاگردان آنها را جمع كردند و دوازده سبد از خورده‌های باقیماندهٔ آن پنج نان جو پُر نمودند.14وقتی مردم این معجزهٔ عیسی را دیدند گفتند: «در حقیقت این همان نبی موعود است كه می‌بایست به جهان بیاید.» 15پس چون عیسی متوجّه شد كه آنها می‌خواهند او را بزور برده پادشاه سازند، از آنها جدا شد و تنها به كوهستان رفت.راه رفتن بر روی آب(متّی 14‏:22‏-33؛مرقس 6‏:45‏-52)16در وقت غروب، شاگردان به طرف دریا رفتند 17و سوار قایق شده به آن طرف دریا به سوی كفرناحوم حركت كردند. هوا تاریک شده بود و عیسی هنوز نزد ایشان برنگشته بود. 18باد شدیدی شروع به وزیدن كرد و دریا توفانی شد. 19وقتی در حدود شش کیلومتر جلو رفتند، عیسی را دیدند كه بر روی آب قدم می‌زند و به طرف قایق می‌آید. آنها ترسیدند. 20امّا عیسی به آنها گفت: «من هستم، نترسید.» 21می‌خواستند او را به داخل قایق بیاورند، ولی قایق بزودی به مقصد رسید.در جستجوی عیسی22روز بعد مردمی كه در كنارهٔ دیگر دریا ایستاده بودند دیدند كه، به جز همان قایقی كه شاگردان سوار شده بودند، قایق دیگری در آنجا نبود و عیسی هم سوار آن نشده بود، بلكه شاگردان بدون عیسی رفته بودند. 23ولی قایقهای دیگری از طبریه به نزدیكی همان محلی كه مردم نانها را بعد از شکرگزاری خداوند خورده بودند، رسیدند. 24وقتی مردم دیدند كه عیسی و شاگردانش در آنجا نیستند، سوار این قایقها شده در جستجوی عیسی به كفرناحوم رفتند.نان حیات25همین‌که او را در آن طرف دریا پیدا كردند، به او گفتند: «ای استاد، چه وقت به اینجا آمدی؟»26عیسی پاسخ داد: «یقین بدانید به علّت معجزاتی كه دیده‌اید نیست كه به دنبال من آمده‌اید، بلكه به‌خاطر نانی كه خوردید و سیر شدید. 27برای خوراک فانی تلاش نكنید بلكه برای خوراكی كه تا حیات جاودان باقی می‌ماند یعنی خوراكی كه پسر انسان به شما خواهد داد، زیرا كه پدر او را تأیید كرده است.» 28آنها از او پرسیدند: «وظیفهٔ ما چیست؟ چطور می‌توانیم كارهایی را كه خدا از ما می‌خواهد انجام دهیم؟»29عیسی به ایشان پاسخ داد: «آن کاری كه خدا از شما می‌خواهد این است كه به کسی‌که فرستاده است ایمان بیاورید.»30آنها گفتند: «چه معجزه‌ای نشان می‌دهی تا به تو ایمان بیاوریم؟ چه می‌کنی؟ 31نیاکان ما در بیابان مَنّا را خوردند و چنانکه كتاب‌مقدّس می‌فرماید: 'او از آسمان به آنها نان عطا فرمود تا بخورند.'»32عیسی به آنان گفت: «یقین بدانید آن موسی نبود كه از آسمان به شما نان داد، بلكه پدر من نان حقیقی را از آسمان به شما عطا می‌کند، 33زیرا نان خدا آن است كه از آسمان نازل شده به جهان حیات می‌بخشد.»34به او گفتند: «ای آقا، همیشه این نان را به ما بده.»35عیسی به آنها گفت: «من نان حیات هستم. هرکه نزد من بیاید، هرگز گرسنه نخواهد شد و هرکه به من ایمان بیاورد، هرگز تشنه نخواهد گردید. 36امّا چنانکه گفتم شما با اینكه مرا دیدید ایمان نیاوردید. 37همهٔ کسانی‌که پدر به من می‌بخشد به سوی من خواهند آمد و کسی را که نزد من می‌آید بیرون نخواهم كرد. 38من از آسمان به زمین آمده‌ام نه به‌خاطر آنكه ارادهٔ خود را به عمل آورم، بلكه ارادهٔ فرستندهٔ خویش را 39و ارادهٔ فرستندهٔ من این است كه من از همهٔ کسانی‌که او به من داده است حتّی یک نفر را هم از دست ندهم، بلكه در روز بازپسین آنها را زنده كنم. 40زیرا خواست پدر من این است كه هرکس پسر را می‌بیند و به او ایمان می‌آورد، صاحب حیات جاودان گردد. و من او را در روز بازپسین زنده خواهم كرد.»41پس یهودیان شكایت‌كنان به او اعتراض كردند، زیرا او گفته بود: «من آن نانی هستم كه از آسمان نازل شده است.» 42آنها گفتند: «آیا این مرد عیسی، پسر یوسف، نیست كه ما پدر و مادر او را می‌شناسیم؟ پس چگونه می‌گوید: 'من از آسمان آمده‌ام.'»43عیسی در جواب گفت: «این‌قدر شكایت نكنید. 44هیچ‌کس نمی‌تواند نزد من بیاید، مگر اینكه پدری كه مرا فرستاد او را به طرف من جذب نماید و من او را در روز بازپسین زنده خواهم ساخت. 45در كتب انبیا نوشته شده است: همه از خدا تعلیم خواهند یافت. بنابراین هرکس صدای پدر را شنیده واز او تعلیم گرفته باشد، نزد من می‌آید. 46البتّه هیچ‌کس پدر را ندیده است. فقط کسی‌که از جانب خدا آمده پدر را دیده است. 47یقین بدانید کسی‌که به من ایمان می‌آورد حیات جاودان دارد. 48من نان حیات هستم. 49نیاکان شما در بیابان مَنّا را خوردند ولی مردند. 50امّا من دربارهٔ نانی صحبت می‌کنم كه از آسمان نازل شده است و اگر کسی از آن بخورد هرگز نمی‌میرد. 51من آن نان زنده هستم كه از آسمان آمده است. هرکه این نان را بخورد تا ابد زنده خواهد ماند و نانی كه من خواهم داد، بدن خودم می‌باشد، كه آن را به‌خاطر حیات جهانیان می‌دهم.»52ی

Dec 8, 202313 min

Ep 229انجیل یوحنا فصل پنجم

شفای مفلوج1بعد از آن عیسی برای یکی از عیدهای یهود به اورشلیم رفت. 2در اورشلیم نزدیک دروازه‌ای معروف به دروازهٔ گوسفند استخری با پنج رواق وجود دارد كه به زبان عبری آن را بیت حسدا می‌گویند. 3در آنجا عدّهٔ زیادی از بیماران، نابینایان لنگان و مفلوجان دراز كشیده [و منتظر حركت آب بودند 4زیرا هر چند وقت یک‌بار فرشتهٔ خداوند به استخر داخل می‌شد و آب را به حركت در می‌آورد و اولین بیماری كه بعد از حركت آب به استخر داخل می‌گردید از هر مرضی كه داشت، شفا می‌یافت.] 5در میان آنها مردی دیده می‌شد كه سی و هشت سال بیمار بود. 6وقتی عیسی او را در آنجا خوابیده دید و دانست كه مدّت درازی است كه بیمار می‌باشد، از او پرسید: «آیا می‌خواهی خوب و سالم شوی؟»7آن مریض پاسخ داد: «ای آقا، وقتی آب به حركت می‌آید کسی نیست كه به من كمک كند و مرا در استخر بیاندازد؛ تا من از جایم حركت می‌کنم، شخص دیگری پیش از من به داخل می‌رود.»8عیسی به او گفت: «بلند شو، بسترت را بردار و برو.» 9آن مرد فوراً شفا یافت و بستر خود را برداشت و به راه افتاد. آن روز، روز سبت بود. 10به همین علّت یهودیان به مردی كه شفا یافته بود گفتند: «امروز روز سبت است، تو اجازه نداری بستر خود را حمل نمایی.»11او در جواب ایشان گفت: «آن کسی‌که مرا شفا داد به من گفت: 'بسترت را بردار و برو.'»12از او پرسیدند: «چه شخصی به تو گفت بسترت را بردار و برو؟»13ولی آن مردی كه شفا یافته بود، او را نمی‌شناخت؛ زیرا آن محل پر از جمعیّت بود و عیسی از آنجا رفته بود.14بعد از این جریان عیسی او را در معبد بزرگ یافته به او گفت: «اكنون كه شفا یافته‌ای دیگر گناه نكن، مبادا به وضع بدتری دچار شوی.»15آن مرد رفت و به یهودیان گفت: «کسی‌که مرا شفا داد عیسی است.» 16چون عیسی در روز سبت این كارها را می‌کرد، یهودیان به اذیّت و آزار او پرداختند. 17امّا عیسی به آنان گفت: «پدرم هنوز كار می‌کند و من هم كار می‌کنم.»18این سخن، یهودیان را در كشتن او مصمّم‌تر ساخت. چون او نه تنها سبت را می‌شکست، بلكه خدا را پدر خود می‌خواند و به این طریق خود را با خدا برابر می‌ساخت.اختیار فرزند19عیسی در جواب آنان گفت: «یقین بدانید كه پسر نمی‌تواند از خود کاری انجام دهد مگر آنچه كه می‌‏بیند پدر انجام می‌دهد. هرچه پدر می‌کند پسر هم می‌کند، 20زیرا پدر پسر را دوست دارد و هرچه انجام دهد، به پسر نیز نشان می‌دهد و كارهای بزرگتر از این هم به او نشان خواهد داد تا شما تعجّب كنید، 21زیرا همان‌طور كه پدر مردگان را زنده می‌کند و به آنان حیات می‌بخشد، پسر هم هرکه را بخواهد زنده می‌کند. 22پدر بر هیچ‌کس داوری نمی‌کند، او تمام داوری را به پسر سپرده است، 23تا آنكه همه، همان‌طور كه پدر را احترام می‌کنند، پسر را نیز احترام نمایند. کسی‌که به پسر بی‌حرمتی كند، به پدر كه فرستندهٔ اوست بی‌حرمتی كرده است.24«یقین بدانید، هرکه سخنان مرا بشنود و به فرستندهٔ من ایمان آورد، حیات جاودانی دارد و هرگز محكوم نخواهد شد، بلكه از مرگ گذشته و به حیات رسیده است. 25یقین بدانید كه زمانی خواهد آمد، و در واقع آن زمان شروع شده است، كه مردگان صدای پسر خدا را خواهند شنید و هرکه بشنود زنده خواهد شد. 26زیرا همان‌طور كه پدر منشأ حیات است، به پسر هم این قدرت را بخشیده است تا منشاء حیات باشد. 27و به او اختیار داده است كه داوری نماید، زیرا پسر انسان است. 28از این تعجّب نكنید، زیرا زمانی خواهد آمد كه همهٔ مردگان صدای او را خواهند شنید 29و از قبرهای خود بیرون خواهند آمد: نیكوكاران برای حیات خواهند برخواست و گناهكاران برای محکومیّت.شهادت به عیسی30«من از خود نمی‌توانم کاری انجام دهم بلكه طبق آنچه كه می‌شنوم قضاوت می‌کنم و قضاوت من عادلانه است، زیرا در پی انجام خواسته‌های خود نیستم، بلكه انجام میل پدری كه مرا فرستاده است.31«اگر من دربارهٔ خودم شهادت بدهم، شهادت من اعتباری ندارد، 32ولی شخص دیگری هست كه دربارهٔ من شهادت می‌دهد و می‌دانم كه شهادت او دربارهٔ من معتبر است. 33شما قاصدانی نزد یحیی فرستادید و او به حقیقت شهادت داد. 34من به شهادت انسان نیازی ندارم بلكه به‌خاطر نجات شما این سخنان را می‌گویم. 35یحیی مانند چراغی بود كه می‌سوخت و می‌درخشید و شما مایل بودید، برای مدّتی در نور او شادی كنید. 36امّا من شاهدی بزرگتر از یحیی دارم: كارهایی كه پدر به من سپرده است تا انجام دهم، بر این حقیقت شهادت می‌دهند كه پدر مرا فرستاده است. 37پدری كه مرا فرستاد خودش بر من شهادت داده است. شما هرگز نه او را دیده‌اید و نه صدایش را شنیده‌اید 38و كلام او در دلهای شما جایی ندارد، زیرا به آن کسی‌که فرستاده است، ایمان نمی‌آورید. 39کتاب‌مقدّس را مطالعه می‌نمایید، چون خیال می‌کنید كه در آن حیات جاودان خواهید یافت. درحالی‌که كتاب دربارهٔ من شهادت می‌دهد، 40شما نمی‌خواهید نزد من بیایید تا حیات بیابید.41«من از مردم توقّع احترام ندارم. 42من شما را می‌شناسم و می‌دانم كه خدا را از دل دوست ندارید. 43من به نام پدر خود آمده‌ام و شما مرا نمی‌پذیرید، ولی اگر کسی خودسرانه بیاید از او استقبال خواهید كرد. 44شما كه طالب احترام از یكدیگر هستید و به عزّت و احترامی كه از جانب خدای یكتا می‌آید توجّهی ندارید، چگونه می‌توانید ایمان بیاورید؟ 45گمان نكنید كه من در پیشگاه پدر، شما را متّهم خواهم ساخت، کسی دیگر، یعنی همان موسی كه به او امیدوار هستید، شما را متّهم می‌نماید. 46اگر شما به موسی ایمان می‌داشتید به من نیز ایمان می‌آوردید، زیرا او دربارهٔ من نوشته است. 47امّا اگر به نوشته‌های او ایمان ندارید، چگونه گفتار مرا باور خواهید كرد؟»https://www.bible.com/bible/181/JHN.5.TPV

Dec 7, 20239 min

Ep 228انجیل یوحنا فصل چهارم

“وقتی خداوند فهمید كه فریسیان شنیده‌اند كه او بیشتر از یحیی شاگرد پیدا كرده و آنها را تعمید می‌دهد (هرچند شاگردان عیسی تعمید می‌دادند نه خود او) یهودیه را ترک كرد و به جلیل برگشت ولی لازم بود از سامره عبور كند. او به شهری از سامره كه سوخار نام داشت، نزدیک مزرعه‌ای كه یعقوب به پسر خود یوسف بخشیده بود، رسید. چاه یعقوب در آنجا بود و عیسی كه از سفر خسته شده بود، در كنار چاه نشست. تقریباً ظهر بود. یک زن سامری برای كشیدن آب آمد. عیسی به او گفت: «قدری آب به من بده.» زیرا شاگردانش برای خرید غذا به شهر رفته بودند. زن سامری گفت: «چطور تو كه یک یهودی هستی از من كه یک زن سامری هستم آب می‌خواهی؟» (او این را گفت چون یهودیان با سامریان معاشرت نمی‌کنند.) عیسی به او پاسخ داد: «اگر می‌دانستی بخشش خدا چیست و كیست كه از تو آب می‌خواهد، حتماً از او خواهش می‌کردی و او به تو آب زنده عطا می‌کرد.» زن گفت: «ای آقا دلو نداری و این چاه عمیق است. از كجا آب زنده می‌آوری؟ آیا تو از جدّ ما یعقوب بزرگتری كه این چاه را به ما بخشید و خود او و پسران و گلّه‌اش از آن آشامیدند؟» عیسی گفت: «هرکه از این آب بنوشد باز تشنه خواهد شد، امّا هرکس از آبی كه من می‌بخشم بنوشد هرگز تشنه نخواهد شد، زیرا آن آبی كه به او می‌دهم در درون او به چشمه‌ای تبدیل خواهد شد كه تا حیات جاودان خواهد جوشید.» زن گفت: «ای آقا، آن آب را به من بده تا دیگر تشنه نشوم و برای كشیدن آب به اینجا نیایم.» عیسی به او فرمود: «برو شوهرت را صدا كن و به اینجا برگرد.» زن پاسخ داد: «شوهر ندارم.» عیسی گفت: «راست می‌گویی که شوهر نداری، زیرا تو پنج شوهر داشته‌ای و آن مردی هم كه اكنون با تو زندگی می‌كند شوهر تو نیست. آنچه گفتی درست است.» زن گفت: «ای آقا می‌بینم که تو نبی هستی. پدران ما در روی این كوه عبادت می‌كردند، امّا شما یهودیان می‌گویید، باید خدا را در اورشلیم عبادت كرد.» عیسی گفت: «ای زن، باور كن زمانی خواهد آمد كه پدر را نه برروی این كوه پرستش خواهید كرد و نه در اورشلیم. شما سامریان آنچه را نمی‌شناسید می‌پرستید امّا ما آنچه را كه می‌شناسیم عبادت می‌کنیم، زیرا رستگاری به وسیلهٔ قوم یهود می‌آید. امّا زمانی می‌آید -‌و این زمان هم اكنون شروع شده است- كه پرستندگان حقیقی، پدر را با روح و راستی عبادت خواهند كرد، زیرا پدر طالب این‌گونه پرستندگان می‌باشد. خدا روح است و هرکه او را می‌پرستد باید با روح و راستی عبادت نماید.» زن گفت: «من می‌دانم مسیح یا كریستوس خواهد آمد و هروقت بیاید، همه‌چیز را به ما خواهد گفت.» عیسی گفت: «من كه با تو صحبت می‌کنم همانم.» در همان موقع شاگردان عیسی برگشتند و چون او را دیدند كه با یک زن سخن می‌گوید تعجّب كردند ولی هیچ‌کس از زن نپرسید: «چی می‌خواهی؟» و به عیسی هم نگفتند: «چرا با او سخن می‌گویی؟» زن سبوی خود را به زمین گذاشت و به شهر رفت و به مردم گفت: «بیایید و مردی را ببینید، كه آنچه تا به حال كرده بودم به من گفت. آیا این مسیح نیست؟» پس مردم از شهر خارج شده نزد عیسی رفتند. در این ضمن شاگردان از عیسی خواهش كرده گفتند: «ای استاد، چیزی بخور.» امّا او گفت: «من غذایی برای خوردن دارم كه شما از آن بی‌خبرید.» پس شاگردان از یكدیگر پرسیدند: «آیا کسی برای او غذا آورده است؟» عیسی به ایشان گفت: «غذای من این است كه ارادهٔ فرستندهٔ خود را بجا آورم و كارهای او را انجام دهم. مگر شما نمی‌گویید: 'هنوز چهار ماه به موسم درو مانده است؟' توجّه كنید، به شما می‌گویم به كشتزارها نگاه كنید و ببینید كه حالا برای درو آماده هستند. دروگر مزد خود را می‌گیرد و محصولی برای حیات جاودانی جمع می‌کند تا این كه كارنده و درو كننده با هم شادی كنند. در اینجا این گفته مصداق پیدا می‌کند، كه یكی می‌کارد و دیگری درو می‌کند. من شما را فرستادم تا محصولی را درو كنید كه برای آن زحمت نکشیده‌اید. دیگران برای آن زحمت كشیدند و شما از نتایج كار ایشان استفاده می‌برید.» به‌خاطر شهادت آن زن كه گفته بود «آنچه تا به حال كرده بودم به من گفت»، در آن شهر عدّهٔ زیادی از سامریان به عیسی ایمان آوردند. وقتی سامریان نزد عیسی آمدند از او خواهش كردند كه نزد آنها بماند. پس عیسی دو روز در آنجا ماند. و عدّهٔ زیادی به‌خاطر سخنان او ایمان آوردند. و به آن زن گفتند: «حالا دیگر به‌خاطر حرف تو نیست كه ما ایمان داریم، زیرا ما خود سخنان او را شنیده‌ایم و می‌دانیم كه او در حقیقت نجات‌دهندهٔ عالم است.» پس از دو روز، عیسی آنجا را ترک كرد و به طرف جلیل رفت. زیرا خود عیسی فرموده بود كه نبی در دیار خود احترامی ندارد، امّا وقتی به جلیل وارد شد، مردم از او استقبال كردند زیرا آنچه را كه در اورشلیم انجام داده بود دیده بودند، چون آنها هم در روزها عید در اورشلیم بودند. عیسی بار دیگر به قانای جلیل، جایی‌که آب را به شراب تبدیل كرده بود، رفت. یكی از مأموران دولت در آنجا بود كه پسرش در كفرناحوم بیمار و بستری بود. وقتی شنید كه عیسی از یهودیه به جلیل آمده است نزد او آمد و خواهش كرد که به كفرناحوم برود و پسرش را كه در آستانهٔ مرگ بود شفا بخشد. عیسی به او گفت: «شما بدون دیدن عجایب و نشانه‌ها به هیچ‌وجه ایمان نخواهید آورد.» آن شخص گفت: «ای آقا، پیش از آنکه بچّهٔ من بمیرد بیا.» آنگاه عیسی گفت: «برو، پسرت زنده خواهد ماند.» آن مرد با ایمان به سخن عیسی به طرف منزل رفت. او هنوز به خانه نرسیده بود كه نوكرانش در بین راه او را دیدند و به او مژده دادند: «پسرت زنده و تندرست است.» او پرسید: «در چه ساعتی حالش خوب شد؟» گفتند: «دیروز در ساعت یک بعد از ظهر تب او قطع شد.» پدر فهمید كه این درست همان ساعتی است كه عیسی به او گفته بود: «پسرت زنده خواهد ماند.» پس او و تمام اهل خانه‌اش ایمان آوردند. این دومین معجزه‌ای بود كه عیسی پس از آنكه از یهودیه به جلیل آمد انجام داد.”یوحنا 4:1-54 TPVhttps://bible.com/bible/181/jhn.4.1-54.TPV

Dec 6, 20239 min

Ep 227انجیل یوحنا فصل سوم

“یک نفر از فریسیان به نام نیقودیموس كه از بزرگان قوم یهود بود، یک شب نزد عیسی آمد و به او گفت: «ای استاد، ما می‌دانیم تو معلّمی هستی كه از طرف خدا آمده‌ای زیرا هیچ‌کس نمی‌تواند معجزاتی را كه تو می‌كنی انجام دهد، مگر آنکه خدا با او باشد.» عیسی پاسخ داد: «یقین بدان تا شخص از نو تولّد نیابد نمی‌تواند پادشاهی خدا را ببیند.» نیقودیموس گفت: «چطور ممكن است شخص سالخورده‌ای از نو متولّد شود؟ آیا می‌تواند باز به رحم مادر خود برگردد و دوباره تولّد یابد؟» عیسی پاسخ داد «یقین بدان كه هیچ‌کس نمی‌تواند به پادشاهی خدا وارد شود مگر آنکه از آب و روح تولّد یابد. آنچه از جسم تولّد بیابد، جسم است و آنچه از روح متولّد گردد، روح است. تعجّب نكن كه به تو می‌گویم همه باید دوباره متولّد شوند. باد هرجا كه بخواهد می‌وزد صدای آن را می‌شنوی، امّا نمی‌دانی از كجا می‏‌آید، یا به كجا می‌رود. حالت كسی هم كه از روح خدا متولّد می‌شود همین‌طور است.» نیقودیموس در جواب گفت: «این چطور ممكن است؟» عیسی گفت: «آیا تو كه یک معلّم بزرگ اسرائیل هستی، این چیزها را نمی‌دانی؟ یقین بدان كه ما از آنچه می‌دانیم سخن می‌گوییم و به آنچه دیده‌ایم شهادت می‌دهیم، ولی شما شهادت ما را قبول نمی‌كنید. وقتی دربارهٔ امور زمینی سخن می‌گویم و آن را باور نمی‌کنید، اگر دربارهٔ امور آسمانی سخن بگویم چگونه باور خواهید كرد؟ کسی هرگز به آسمان بالا نرفت، مگر آن‌کس كه از آسمان پایین آمد، یعنی پسر انسان كه جایش در آسمان است. «همان طوری که موسی در بیابان مار برنزی را بر بالای تیری قرار داد، پسر انسان هم باید بالا برده شود تا هرکس به او ایمان بیاورد صاحب حیات جاودان گردد. زیرا خدا جهانیان را آن‌قدر محبّت نمود كه پسر یگانهٔ خود را داد تا هرکه به او ایمان بیاورد هلاک نگردد، بلكه صاحب حیات جاودان شود. زیرا خدا پسر خود را به جهان نفرستاد كه جهانیان را محكوم نماید بلكه تا آنان را نجات بخشد. «هرکس به او ایمان بیاورد محكوم نمی‌شود امّا کسی‌که به او ایمان نیاورد در محکومیّت باقی می‌ماند، زیرا به اسم پسر یگانهٔ خدا ایمان نیاورده است. حكم این است كه نور به جهان آمد ولی مردم به علّت کارهای شرارت‌آمیز خود تاریكی را بر نور ترجیح دادند، زیرا کسی‌که مرتكب كارهای بد می‌شود از نور متنفّر است و از آن دوری می‌جوید مبادا کارهایش مورد سرزنش واقع شود. امّا شخص نیكوكار به سوی نور می‌آید تا روشن شود كه کارهایش در اتّحاد با خدا انجام شده است.» بعد از آن عیسی با شاگردان خود به سرزمین یهودیه رفت و در آنجا مدّتی با آنها مانده تعمید می‌داد. یحیی نیز در عینون، نزدیک سالیم، به تعمید دادن مشغول بود. در آن ناحیه آب فراوان بود و مردم برای گرفتن تعمید می‌آمدند، زیرا یحیی هنوز به زندان نیفتاده بود. بین شاگردان یحیی و یک نفر یهودی مباحثه‌ای در مورد مسئلهٔ طهارت درگرفت. پس آنها نزد یحیی آمده به او گفتند: «ای استاد، آن کسی‌که در اطراف اردن با تو بود و تو دربارهٔ او شهادت دادی، در اینجا به تعمید دادن مشغول است و همه نزد او می‌روند.» یحیی در پاسخ گفت: «انسان نمی‌تواند چیزی جز آنچه خدا به او می‌بخشد، به دست آورد. شما خود شاهد هستید كه من گفتم مسیح نیستم، بلكه پیشاپیش او فرستاده شده‌ام. عروس به داماد تعلّق دارد. دوست داماد، كه در كناری ایستاده و صدای داماد را می‌شنود، لذّت می‌برد. شادی من هم همین‌طور كامل شده است. او باید پیشرفت كند، درحالی‌که من عقب می‌روم.» کسی‌که از بالا می‌آید بالاتر از همه است و کسی‌که متعلّق به این دنیای خاكی باشد، آدمی است زمینی و دربارهٔ امور دنیوی سخن می‌گوید، امّا آن کسی‌که از آسمان می‌آید از همه بالاتر است و به آنچه دیده و شنیده است شهادت می‌دهد امّا هیچ‌کس شهادت او را قبول نمی‌کند. هرکه شهادت او را بپذیرد صداقت و راستی خدا را تصدیق كرده است. کسی‌که از طرف خدا فرستاده شده است، كلام خدا را بیان می‌کند زیرا خدا روح خود را بی‌حد و حصر به او عطا می‌فرماید. پدر پسر را محبّت می‌کند و همه‌چیز را به او سپرده است. آن کسی‌که به پسر ایمان بیاورد حیات جاودان دارد؛ امّا کسی‌که از پسر اطاعت نكند حیات را نخواهد دید، بلكه همیشه مورد غضب خدا خواهد بود.”یوحنا 3:1-36 TPVhttps://bible.com/bible/181/jhn.3.1-36.TPV

Dec 5, 20238 min

Ep 226انجیل یوحنا فصل دوم

“دو روز بعد، در قانای جلیل جشن عروسی برپا بود و مادر عیسی در آنجا حضور داشت. عیسی و شاگردانش نیز به عروسی دعوت شده بودند. وقتی شراب تمام شد، مادر عیسی به او گفت: «آنها دیگر شراب ندارند.» عیسی به وی پاسخ داد: «این به من مربوط است یا به تو؟ وقت من هنوز نرسیده است.» مادرش به نوكران گفت: «هرچه به شما بگوید انجام دهید.» در آنجا شش خمرهٔ سنگی وجود داشت، كه هر یک در حدود هشتاد لیتر گنجایش داشت و برای انجام مراسم تطهیر یهود به كار می‌رفت. عیسی به نوكران گفت: «خمره‌ها را از آب پر كنید.» آنها را لبالب پر كردند. آنگاه عیسی گفت: «اكنون كمی از آن را نزد رئیس مجلس ببرید.» و آنها چنین كردند. رئیس مجلس كه نمی‌دانست آن ‌را از كجا آورده بودند، آبی را كه به شراب تبدیل شده بود چشید، امّا خدمتكارانی كه آب را از چاه كشیده بودند، از جریان اطّلاع داشتند. پس رئیس مجلس داماد را صدا كرد و به او گفت: «همه، بهترین شراب را اول به مهمانان می‌دهند و وقتی سرشان گرم شد، آن وقت شراب پست‌تر را می‌آورند امّا تو بهترین شراب را تا این ساعت نگاه داشته‌ای!» این معجزه، كه در قانای جلیل انجام شد، اولین معجزهٔ عیسی بود و او به‌ وسیلهٔ آن جلال خود را ظاهر كرد و شاگردانش به او ایمان آوردند. بعد از آن عیسی همراه مادر، برادران و شاگردان خود به كفرناحوم رفت و چند روزی در آنجا ماندند. چون عید فصح یهود نزدیک بود عیسی به اورشلیم رفت. در معبد بزرگ، اشخاصی را دید كه به فروش گاو و گوسفند و كبوتر مشغولند، و صرّافان هم در پشت میزهای خود نشسته‌اند. پس با طناب شلاقی ساخت و همهٔ آنان را با گوسفندان و گاوان از معبد بزرگ بیرون راند و سکّه‌های صرّافان را دور ریخت و میزهای آنها را واژگون ساخت. آنگاه به كبوتر فروشان گفت: «اینها را از اینجا بیرون ببرید. خانهٔ پدر مرا به بازار تبدیل نكنید.» شاگردان عیسی به‌خاطر آوردند كه کتاب‌مقدّس می‌فرماید: «غیرتی که برای خانهٔ تو دارم آتشی در وجودم برافروخته است.» پس یهودیان از او پرسیدند: «چه معجزه‌ای می‌كنی كه نشان بدهد حق داری این كارها را انجام دهی؟» عیسی در پاسخ گفت: «این معبد را ویران كنید و من آن را در سه روز برپا خواهم كرد.» یهودیان گفتند: «ساختن این معبد چهل و شش سال طول كشیده است. تو چطور می‌توانی آن ‌را در سه روز بنا كنی؟» امّا معبدی كه عیسی از آن سخن می‌گفت بدن خودش بود. پس از رستاخیز او از مردگان، شاگردانش به‌یاد آوردند كه این را گفته بود و به کتاب‌مقدّس و سخنان عیسی ایمان آوردند. در آن روزها كه عیسی برای عید فصح در اورشلیم بود اشخاص بسیاری كه معجزات او را دیدند، به او گرویدند امّا عیسی به آنان اعتماد نكرد، چون همه را خوب می‌شناخت و لازم نبود کسی دربارهٔ انسان چیزی به او بگوید زیرا او به خوبی می‌دانست كه در درون انسان چیست.”یوحنا 2:1-25 TPVhttps://bible.com/bible/181/jhn.2.1-25.TPV

Dec 4, 20238 min

Ep 225انجیل یوحنا فصل اول

“در ازل كلمه بود. كلمه با خدا بود و كلمه خود خدا بود، از ازل كلمه با خدا بود. همه ‌چیز به وسیلهٔ او هستی یافت و بدون او چیزی آفریده نشد. حیات از او به وجود آمد و آن حیات نور آدمیان بود. نور در تاریكی می‌تابد و تاریكی هرگز بر آن چیره نشده است. مردی به نام یحیی ظاهر شد كه فرستادهٔ خدا بود. او آمد تا شاهد باشد و بر آن نور شهادت دهد تا به وسیلهٔ او همه ایمان بیاورند. او خود آن نور نبود، بلكه آمد تا بر آن نور شهادت دهد. آن نور واقعی كه همهٔ آدمیان را نورانی می‌كند، در حال آمدن بود. او در جهان بود و جهان به وسیلهٔ او آفریده شد، امّا جهان او را نشناخت. او به قلمرو خود آمد ولی متعلّقانش او را قبول نكردند. امّا به همهٔ کسانی‌که او را قبول كردند و به او ایمان آوردند، این امتیاز را داد كه فرزندان خدا شوند كه نه مانند تولّدهای معمولی و نه در اثر تمایلات نفسانی یک پدر جسمانی، بلكه از خدا تولّد یافتند. كلمه انسان شد و در میان ما ساكن گردید. ما شكوه و جلالش را دیدیم، شكوه و جلالی شایستهٔ فرزند یگانهٔ پدر و پر از فیض و راستی. شهادت یحیی این بود كه فریاد می‌زد و می‌گفت: «این همان شخصی است كه دربارهٔ او گفتم كه بعد از من می‌‌‌آید امّا بر من برتری و تقدّم دارد، زیرا پیش از تولّد من، او وجود داشت.» از فیض سرشار او، پیوسته بركات فراوانی یافته‌ایم. زیرا شریعت به وسیلهٔ موسی عطا شد، امّا فیض و راستی توسط عیسی مسیح آمد. كسی هرگز خدا را ندیده است، امّا آن فرزند یگانه‌ای كه در ذات پدر و از همه به او نزدیكتر است او را شناسانیده است. این است شهادت یحیی وقتی یهودیان اورشلیم، كاهنان و لاویان را نزد او فرستادند تا بپرسند كه او كیست. او از جواب دادن خودداری نكرد، بلكه به طور واضح اعتراف نموده گفت: «من مسیح نیستم.» آنها از او پرسیدند «پس آیا تو الیاس هستی؟» پاسخ داد: «خیر.» آنها پرسیدند: «آیا تو آن نبی موعود هستی؟» پاسخ داد: «خیر.» پرسیدند: «پس تو کیستی؟ ما باید به فرستندگان خود جواب بدهیم، دربارهٔ خودت چه می‌گویی؟» او از زبان اشعیای نبی پاسخ داده گفت: «من صدای ندا كننده‌ای هستم كه در بیابان فریاد می‌زند، 'راه خداوند را راست گردانید.'» این قاصدان كه از طرف فریسیان فرستاده شده بودند از او پرسیدند: «اگر تو نه مسیح هستی و نه الیاس و نه آن نبی موعود، پس چرا تعمید می‌دهی؟» یحیی پاسخ داد: «من با آب تعمید می‌دهم، امّا کسی در میان شما ایستاده است كه شما او را نمی‌شناسید. او بعد از من می‌آید، ولی من حتّی شایستهٔ آن نیستم كه بند كفشهایش را باز كنم.» این ماجرا در بیت‌عنیا، یعنی آن طرف رود اردن، در جایی‌که یحیی مردم را تعمید می‌داد، واقع شد. روز بعد، وقتی یحیی عیسی را دید كه به طرف او می‌آید، گفت: «نگاه كنید این است آ‌ن برّهٔ خدا كه گناه جهان را برمی‌دارد. این است آن کسی‌که درباره‌اش گفتم كه بعد از من مردی می‌آید كه بر من تقدّم و برتری دارد، زیرا پیش از تولّد من او وجود داشته است. من او را نمی‌شناختم، امّا آمدم تا با آب تعمید دهم و به ‌این وسیله او را به اسرائیل بشناسانم.» یحیی شهادت خود را این‌طور ادامه داد: «من روح خدا را دیدم كه به صورت كبوتری از آسمان آمد و بر او قرار گرفت. من او را نمی‌شناختم امّا آن کسی‌که مرا فرستاد تا با آب تعمید دهم به من گفته بود، هرگاه ببینی كه روح بر کسی نازل شود و بر او قرار گیرد، بدان كه او همان کسی است كه به روح‌القدس تعمید می‌دهد. من این را دیده‌ام و شهادت می‌دهم كه او پسر خداست.» روز بعد هم یحیی با دو نفر از شاگردان خود ایستاده بود، وقتی عیسی را دید كه از آنجا می‌گذرد گفت: «این است برّهٔ خدا.» آن دو شاگرد این سخن را شنیدند و به دنبال عیسی به راه افتادند. عیسی برگشت و آن دو نفر را دید كه به دنبال او می‌آیند. از آنها پرسید: «به دنبال چه می‌گردید؟» آنها گفتند: «ربی (یعنی ای استاد) منزل تو كجاست؟» او به ایشان گفت: «بیایید و ببینید.» پس آن دو نفر رفتند و دیدند كجا منزل دارد و بقیّهٔ روز را نزد او ماندند. زیرا تقریباً ساعت چهار بعد از ظهر بود. یكی از آن دو نفر، كه بعد از شنیدن سخنان یحیی به دنبال عیسی رفت، اندریاس برادر شمعون پطرس بود. او اول برادر خود شمعون را پیدا كرد و به او گفت: «ما ماشیح (یعنی مسیح) را یافته‌ایم.» پس وقتی اندریاس، شمعون را نزد عیسی برد، عیسی به شمعون نگاه كرد و گفت: «تویی شمعون پسر یونا، ولی بعد از این كیفا (یا پطرس به معنی صخره) نامیده می‌شوی.» روز بعد، وقتی عیسی می‌‌خواست به جلیل برود، فیلیپُس را یافته به او گفت: «به دنبال من بیا.» فیلیپُس مانند اندریاس و پطرس اهل بیت‌صیدا بود. فیلیپُس هم رفت و نتنائیل را پیدا كرد و به او گفت: «ما آن کسی را كه موسی در تورات ذكر كرده و انبیا دربارهٔ او سخن گفته‌اند، پیدا كرده‌ایم او عیسی پسر یوسف و از اهالی ناصره است.» نتنائیل به او گفت: «آیا می‌شود كه از ناصره چیز خوبی بیرون بیاید؟» فیلیپُس جواب داد: «بیا و ببین.» وقتی عیسی نتنائیل را دید كه به طرف او می‌آید گفت: «این است یک اسرائیلی واقعی كه در او هیچ مكری وجود ندارد.» نتنائیل پرسید: «مرا از كجا می‌شناسی؟» عیسی جواب داد: «پیش از آنکه فیلیپُس تو را صدا كند، وقتی زیر درخت انجیر بودی، من تو را دیدم.» نتنائیل گفت: «ای استاد، تو پسر خدا هستی! تو پادشاه اسرائیل می‌باشی!» عیسی در جواب گفت: «آیا فقط به علّت اینکه به تو گفتم تو را زیر درخت انجیر دیدم ایمان آوردی؟ بعد از این كارهای بزرگتری خواهی دید.» آنگاه به او گفت: «یقین بدانید كه شما آسمان را گشوده و فرشتگان خدا را در حالی‌كه بر پسر انسان صعود و نزول می‌كنند خواهید دید.»”یوحنا 1:1-51 TPVhttps://bible.com/bible/181/jhn.1.1-51.TPV

Dec 3, 20239 min

Ep 224معرفی یوحنای رسول

یوحنای رسول نویسنده انجیل یوحنا و سه نامه اول، دوم و سوم یوحنا و کتاب مکاشفه است. یوحنا در گروه شاگردان عیسی مسیح قرار داشت و همراه پطرس و یعقوب این امتیاز به او داده شده بود که در رویداد تجلی عیسی مسیح و دیدار با موسی و الیاس حضور داشته باشد (متی فصل 17 آیه های 1-9). اهمیت او در گروه دوازده نفره رسولان با رشد ایمانی او بیشتر شد و پس از مصلوب شدن مسیح به یک ستون در کلیسای اورشلیم تبدیل شد (غلاطیلن فصل 2 آیه 9)، او همراه با پطرس خدمت کرد (اعمال رسولان فصل 3 آیه 1، فصل 4 آیه 13، فصل 8 آیه 14)، و در نهایت رومی ها او را به جزیره پطموس تبعید کردند و در آنجا با دریافت رویاهای شگفت انگیز از طرف خداوند کتاب مکاشفه را نوشت.https://www.gotquestions.org/Farsi/Farsi-life-John-Apostle.html

Dec 2, 202312 min

Ep 223معرفی انجیل یوحنا

یوحنا فصل 20 آیه 31 هدف نگارش این کتاب را این گونه بیان می‌کند: «ولی همين مقدار نوشته شد تا ايمان آوريد كه عيسی، همان مسيح و فرزند خداست و با ايمان به او، زندگی جاويد بيابيد». هدف انجیل یوحنا برخلاف سه انجیل هم‌نظر ارائه دادن گزارش تاریخی زندگی مسیح نیست، بلکه هدف نشان دادن الوهیت اوست. یوحنا نه تنها به دنبال این بود که ایمان ایمانداران نسل دوم را تقویت کند و باعث ایمان دیگران شود، بلکه او سعی کرد تعلیمی دروغین را که در حال انتشار بود اصلاح نماید. یوحنا تاکید کرد که مسیح «پسر خدا»، خدای کامل و انسان کامل است، برخلاف این آموزۀ غلط که بر طبق آن «روح-مسیح» در هنگام تعمید بر عیسای انسان فرود آمد و بر روی صلیب وی را ترک گفت.<iframe width="100%" height="180" frameborder="no" scrolling="no" seamless="" src="https://share.transistor.fm/e/04d07490"></iframe>

Dec 1, 202315 min

Ep 222بیاید با هم به انجیل یوحنا گوش بدهیم

گفته شده است که کتاب های الهی دیگر را نباید خواند؟ حالا به هر دلیل اما در مورد گوش دادن به انها چیزی گفته نشده است پس شبکه کلیسای خانگی افغانستان شما را دعوت میکند که شنوده انجیل یوحنا باشید.

Nov 30, 20232 min

Ep 221بیشتر از یک سرود

بیشتر از یک سرودبرنامه هفتگی پادکست خبر خوششنبه: تحقق پیشگوی های عهد عتیق که در مورد عیسی مسیح است یک شنبه: موعظه یا درسی از دیگر معلمین دوشنبه: فصلی از کتاب جان پایپر سه شنبه: سرود پرستشیچهار شنبه: پنج شنبه: فصلی از کتاب جان پایپرجمعه:

Nov 28, 20232 min

Ep 220دعا برای شنوندگان ۵۰ دلیل که چرا عیسی امد تا مصلوب شود

در این مدت ما ۵۰ دلیل از کتاب جان پایپر را ضبط کردبم برای شما عزیزان تا بدانید هدف عیسی از امدن و مصلوب شدن چی بود و نشان بدهیم که جز عیسی مسیح راه دیگری برای نجات وجود ندارد. برنامه هفتگی پادکست خبر خوششنبه: تحقق پیشگوی های عهد عتیق که در مورد عیسی مسیح است یک شنبه: موعظه یا درسی از دیگر معلمین دوشنبه: فصلی از کتاب جان پایپر سه شنبه: سرود پرستشیچهار شنبه: پنج شنبه: فصلی از کتاب جان پایپرجمعه:

Nov 27, 20237 min

Ep 219علم و ایمان - فصل اول - قسمت هفدهم . دیدگاههای متفاوت در رابطه با علم و ایمان ۳

گالیله - مناقشه میان کلیسا و علمبرنامه هفتگی پادکست خبر خوششنبه: تحقق پیشگوی های عهد عتیق که در مورد عیسی مسیح است یک شنبه: موعظه یا درسی از دیگر معلمین دوشنبه: فصلی از کتاب جان پایپر سه شنبه: سرود پرستشیچهار شنبه: پنج شنبه: فصلی از کتاب جان پایپرجمعه:

Nov 26, 202328 min

Ep 218مشایح پادشاه نامیده خواهد شد

عیسی مسح پادشاهی است که دوست دارد با شما ملاقات داشته باشد. با شما صمیمی باشد و رفاقت ایجاد کند. او پادشاهی است که نه بخاطر مال و دولت گشای و ثروت بیشتر بلکه برای بدست اورد قلب شما خود را فدا ساخته است. یک بار برای او فرست بدهید تا وارد قلب شما شده و با شما این رفاقت را ایجاد کند و خواهید دید و دانست که او خدای زنده‌ای است که لایق پرستش و ستایش است. برنامه هفتگی پادکست خبر خوششنبه: تحقق پیشگوی های عهد عتیق که در مورد عیسی مسیح است یک شنبه: موعظه یا درسی از دیگر معلمین دوشنبه: فصلی از کتاب جان پایپر سه شنبه: سرود پرستشیچهار شنبه: پنج شنبه: فصلی از کتاب جان پایپرجمعه:

Nov 25, 20236 min

Ep 217دلیل ۵۰ برای اینکه نشان دهد خدا از بدترین وقایع جهت نیکویی استفاده می‌کند

خداوند خدای ما هرگز متعجب نمی شود چون از قبل همه چیز را به درستی میداند و میداند که ما چقدر انسان های شریری هستیم ولی باز هم از همین شراتی که ما داریم استفاده میکند تا نقشه و اراده خود را به کمال برساند. باید بدانیم که از این خداوند بدی و شرارت نه بلکه محبت و ارامش بیرون می اید این شرارت از ما هست که همیشه بر علیه خداوند قیام می‌کنیم و میخواهیم خودخواهی خود را از او بالاتر قرار بدهیم ولی باز هم خداوند در عیسی مسیح راهی برای نجات ما امده کرده است. برنامه هفتگی پادکست خبر خوششنبه: تحقق پیشگوی های عهد عتیق که در مورد عیسی مسیح است یک شنبه: موعظه یا درسی از دیگر معلمین دوشنبه: فصلی از کتاب جان پایپر سه شنبه: سرود پرستشیچهار شنبه: پنج شنبه: فصلی از کتاب جان پایپرجمعه:

Nov 23, 20239 min

Ep 216پادشاهان

پادشاهانبرنامه هفتگی پادکست خبر خوششنبه: تحقق پیشگوی های عهد عتیق که در مورد عیسی مسیح است یک شنبه: موعظه یا درسی از دیگر معلمین دوشنبه: فصلی از کتاب جان پایپر سه شنبه: سرود پرستشیچهار شنبه: پنج شنبه: فصلی از کتاب جان پایپرجمعه:

Nov 21, 20233 min

Ep 215دلیل ۴۹ برای اینکه از تاج جلال و افتخار مزین گردد

عیسی تاج و جلال خود را رها کرد و امد تا در بدترین شرایط بمیرد و قربانی شود چون میدانست این کار او ارزشمند و ضروری است چون بدون این قربانی محال بود که ما بتوانیم به حضور خدا باز گردیم. ولی او با اینکار خود نیز ان جاه و جلالی را که از ازل داشت را دوباره گرفت و خدا او را عظت و جلال داد تا بر همه اقوام پادشاهی کند چون او ابتدا خود را خالی کرد از همه چیز تا همه چیز را با ما بدست اورد. برنامه هفتگی پادکست خبر خوششنبه: تحقق پیشگوی های عهد عتیق که در مورد عیسی مسیح است یک شنبه: موعظه یا درسی از دیگر معلمین دوشنبه: فصلی از کتاب جان پایپر سه شنبه: سرود پرستشیچهار شنبه: پنج شنبه: فصلی از کتاب جان پایپرجمعه:

Nov 20, 20237 min

Ep 214علم و ایمان - فصل اول - قسمت شانزدهم . دیدگاههای متفاوت در رابطه با علم و ایمان ۲

گالیله - مناقشه میان کلیسا و علمبرنامه هفتگی پادکست خبر خوششنبه: تحقق پیشگوی های عهد عتیق که در مورد عیسی مسیح است یک شنبه: موعظه یا درسی از دیگر معلمین دوشنبه: فصلی از کتاب جان پایپر سه شنبه: سرود پرستشیچهار شنبه: پنج شنبه: فصلی از کتاب جان پایپرجمعه:

Nov 19, 202328 min

Ep 213مشایح پادشاه نامیده خواهد شد

پادشاهی عیسی پادشاهی بود که نه با انتخاب مردم و این دنیا بلکه از جانب خود خدا انتخاب شده بود، و پادشاهی او ازلی و ابدی است. عیسی با وارد شدن به اورشلیم بر کره الاغ یک بار دیگر نشان داده که علاقه ای به پادشاهی این دنیا ندارد چون او نیامده بود که پادشاهی این دینا را بدست بگیرد هرچند کار دشواری برای او نبود بلکه او امده بود که پادشاهی اسمانی را در قلب های ما شروع کند. پادشاهی که در آن جنگ و فساد و بی عدالتی نیست بلکه در صلح و ارامش خداوند خواهیم زیست. بخاطر همین نه با نشانه اقتدار و قدرت که اسب است بلکه با نشان فروتنی و صلح و ارامش یعنی الاغ یا خر وارد اورشلیم شد. برنامه هفتگی پادکست خبر خوششنبه: تحقق پیشگوی های عهد عتیق که در مورد عیسی مسیح است یک شنبه: موعظه یا درسی از دیگر معلمین دوشنبه: فصلی از کتاب جان پایپر سه شنبه: سرود پرستشیچهار شنبه: پنج شنبه: فصلی از کتاب جان پایپرجمعه:

Nov 18, 20235 min

Ep 212دلیل ۴۸ برای تقویت شدن در خوشی او و ما

در ای دنیا برای کسانی که به عیسی مسیح ایمان دارند رنج و در خواهد بود چون این دنیا زیر سطلنت شیطان است و خدای این دنیا پادشاهش شیطان است و مردمان این دنیا خوشحال و شاد هستند با سلطنت شیطان اما قافل از اینکه روزی خواهد امد که همه قضاوت خواهند شد و این ما مسیحیان هستیم که نجات خواهیم یافت بخاطر اینکه عیسی مسیح خوش خود را در ما به کمال رسانیده است و او ما را از گناه و مرگ و حیات اوده است. ولی هنوز تا وارد شدن به پادشاهی خدا ما رنج و عذاب خواهیم کشید و در در مقابل انچه انتظار ما را می‌کشد این رنج ها چیزی نیست. برنامه هفتگی پادکست خبر خوششنبه: تحقق پیشگوی های عهد عتیق که در مورد عیسی مسیح است یک شنبه: موعظه یا درسی از دیگر معلمین دوشنبه: فصلی از کتاب جان پایپر سه شنبه: سرود پرستشیچهار شنبه: پنج شنبه: فصلی از کتاب جان پایپرجمعه:

Nov 16, 202310 min

Ep 211چون ریزد باران روح تو

چون ریزد باران روح توبرنامه هفتگی پادکست خبر خوششنبه: تحقق پیشگوی های عهد عتیق که در مورد عیسی مسیح است یک شنبه: موعظه یا درسی از دیگر معلمین دوشنبه: فصلی از کتاب جان پایپر سه شنبه: سرود پرستشیچهار شنبه: پنج شنبه: فصلی از کتاب جان پایپرجمعه:

Nov 14, 20232 min

Ep 210دلیل ۴۷ برای نجات ما از داوری آخر

در تمام مراحل ما توسط مرگ مسیح نجات یافته‌ایم. در گذشته و یکبار برای همیشه، گناه ما توسط خود مسیح پرداخت شده است. ما تنها توسط ایمان عادل شمرده شده‌ایم. در زمان حاضر، مرگ مسیح حضور و قدرت روح خدا را در ما استوار می‌سازد تا ما را روزانه از پیروزی و آلودگی گناه نجات بخشد. و در آینده، خون مسیح ریخته شده بر صلیب خواهد بود که،‌ما را از خشم خدا محافظت کرده و ما را به درجه کمال و شادمانی می‌رساند. خشم خدا بخاطر این است که همه ما گناه کردیم و از جلال او محروم مانده ایم. برنامه هفتگی پادکست خبر خوششنبه: تحقق پیشگوی های عهد عتیق که در مورد عیسی مسیح است یک شنبه: موعظه یا درسی از دیگر معلمین دوشنبه: فصلی از کتاب جان پایپر سه شنبه: سرود پرستشیچهار شنبه: پنج شنبه: فصلی از کتاب جان پایپرجمعه:

Nov 13, 20239 min

Ep 209علم و ایمان - فصل اول - قسمت پانزدهم . دیدگاههای متفاوت در رابطه با علم و ایمان ۱

گالیله - مناقشه میان کلیسا و علمبرنامه هفتگی پادکست خبر خوششنبه: تحقق پیشگوی های عهد عتیق که در مورد عیسی مسیح است یک شنبه: موعظه یا درسی از دیگر معلمین دوشنبه: فصلی از کتاب جان پایپر سه شنبه: سرود پرستشیچهار شنبه: پنج شنبه: فصلی از کتاب جان پایپرجمعه:

Nov 12, 202328 min

Ep 208مشایح پادشاه نامیده خواهد شد

بخاطر اینکه بتواند حکم مصلوب شدن مسیح را بدست بیاورد،‌یهودیان به او این تهمت را زدند که او خود را پادشاه می‌نامد در حالیکه هرگز عیسی مدعی نبود که پادشاه این جهان است بلکه او پادشاه بود اما پادشاه ابدی و وپادشاه اسمانی، چون خداوند وعده داده بود که مسیح پادشاه است و هست همین حالا در دست راست خدای نشست است . پادشاهی میکند اما پادشاهی او با پادشاهی زمینی فرق دارد چون در پادشاهی او صلح و ارامش است جنگ و خشونت نیست ولی در پادشاهی ما هست. اگر میخواهد بدانید که او چه نوع پادشاهی دارد می‌توانید همین حالا ان را تجربه کنید با دعوت عیسی به قلب هایتان و قبول کردن او به عنوان پادشاه قلبمان. چرا چون پادشاه این دنیا دوست دارد کشتار را،‌دوست دارد ظلم و نا عدالتی را اما عیسی بخاطر همین ظلم و ناعدالتی ها جان داد تا ارامش را بیاورد. برنامه هفتگی پادکست خبر خوششنبه: تحقق پیشگوی های عهد عتیق که در مورد عیسی مسیح است یک شنبه: موعظه یا درسی از دیگر معلمین دوشنبه: فصلی از کتاب جان پایپر سه شنبه: سرود پرستشیچهار شنبه: پنج شنبه: فصلی از کتاب جان پایپرجمعه:

Nov 11, 20235 min

Ep 207دلیل ۴۶ برای جمع آوری کردن بقیه گوسفندان خو از سراسر دنیا

عیسی زجر کشید و مرد تا گوسفندانش صدایش را بشنوند و زنده بمانند. این همان چیزی بود که قیافا بدون اینکه بداند ان را گفت: «عیسی خواهد مرد....نه تنها برای ملت، بلکه برای جمع کردن تمامی فرزندان که در دوره دستها متفرقند.» او زندگی خودش را داد تا گوفندان را جمع کند. توسط خودن خود رحمتی را خریده که صدایش را برای متعلقین خود قابل تشخیص می‌سازد. دعا کن که خدا این رحمت را شامل حال تو کند، و تو آن را بشنوی و حیات داشته باشی. برنامه هفتگی پادکست خبر خوششنبه: تحقق پیشگوی های عهد عتیق که در مورد عیسی مسیح است یک شنبه: موعظه یا درسی از دیگر معلمین دوشنبه: فصلی از کتاب جان پایپر سه شنبه: سرود پرستشیچهار شنبه: پنج شنبه: فصلی از کتاب جان پایپرجمعه:

Nov 9, 20237 min

Ep 206این قلب نالان

این قلب نالانبرنامه هفتگی پادکست خبر خوششنبه: تحقق پیشگوی های عهد عتیق که در مورد عیسی مسیح است یک شنبه: موعظه یا درسی از دیگر معلمین دوشنبه: فصلی از کتاب جان پایپر سه شنبه: سرود پرستشیچهار شنبه: پنج شنبه: فصلی از کتاب جان پایپرجمعه:

Nov 7, 20233 min

Ep 205دلیل ۴۵ برای فدیه یا کفاره شدن مردم از هر قبیله و زبان و مردم و ملتی

فرمان مسیح به شاگردانش این بود که رفته همه امت ها را شاگرد من بسازید، البته شاگرد مسیح ساختن نه با شمشیر و فشار بلکه با شهادت در مورد انچه عیس تعلم داد و انچه او گفته است. و در پادشاهی مسیح از همه نژاده ها و ملت ها خواهند امد تا خدا را پرستش کنند و برای شما هم در پادشاهی او جا هست فقط نیاز دارید که قلب خود را به او بسپارید و او را به عنوان خداوند و منجی خود قبول کنید. برنامه هفتگی پادکست خبر خوششنبه: تحقق پیشگوی های عهد عتیق که در مورد عیسی مسیح است یک شنبه: موعظه یا درسی از دیگر معلمین دوشنبه: فصلی از کتاب جان پایپر سه شنبه: سرود پرستشیچهار شنبه: پنج شنبه: فصلی از کتاب جان پایپرجمعه:

Nov 6, 20239 min

Ep 204علم و ایمان - فصل اول - قسمت چهاردهم. کلام خدا و خلقت خدا ۳

یک تعریف جامع برای همه علوم وجود ندارد در این قسمت به مسئله معرفت شناسی و تقلیل گرایی که یکدیگر از محدوده های علمی است و از کتاب (گورکن آیا علم خدا را دفن کرده است) اشاره میشود و نقل قولهایی آز دانشمندان میشود .ومعرفی کتاب (انحصار در آوردن دانش)علم برنامه هفتگی پادکست خبر خوششنبه: تحقق پیشگوی های عهد عتیق که در مورد عیسی مسیح است یک شنبه: موعظه یا درسی از دیگر معلمین دوشنبه: فصلی از کتاب جان پایپر سه شنبه: سرود پرستشیچهار شنبه: پنج شنبه: فصلی از کتاب جان پایپرجمعه:

Nov 5, 202329 min

Ep 203کاهن اعظم همچون ملکی صدیق

خداوند وعده داده بود که عیسی همچون ملکی صدیق کاهن اعظمی خواهد بود. حالا اینکه ملکی صدیق چه کسی است باید نگاه کنیم به پیدایش زمانیکه ابراهیم با او ملاقات کرد ولی چیزی که میدانیم او کاهن اعظم و پادشاه سالیم یعنی صلح است و عیسی مسیح هم پادشاه صلح و کاهن اعظم خدا است که نه از نمایندگی بلکه خودش بجای ما قربانی شد و تنها کسی است که میتواند در حضور خدا از ما شفاعت کند چون او در دست راست خدای زنده نشسته است و حکومت میکند. به این موضوع باید جدید نگاه کرد که چرا در کتاب مقدس وعده های بیشماری در مورد عیسی مسیح است؟ چرا عیسی مسیح قربانی شد بخاطر ما؟ ایا حقیقت از ما پناهن شده است؟برنامه هفتگی پادکست خبر خوششنبه: تحقق پیشگوی های عهد عتیق که در مورد عیسی مسیح است یک شنبه: موعظه یا درسی از دیگر معلمین دوشنبه: فصلی از کتاب جان پایپر سه شنبه: سرود پرستشیچهار شنبه: پنج شنبه: فصلی از کتاب جان پایپرجمعه:

Nov 4, 20235 min

Ep 202دلیل ۴۴، برای نابود سازی خصومت و دشمنی بین نژادها

بدرفتاری، نژاد پرستی و رفتارهای توهین آمیز مابین یهودیان و غیر یهودیان در زمان عیسی همان اندازه جدی و نژادی و قوم پرستی بود که در خصومت‌های ملی دنیای زمان ما هست. و عیسی مسیح بخاطر این قربانی شد تا این دیوار جدای را بین همه اقوام نابود بسازد چون همه به صورت و شبیه خدا افریده شده اند و همه را خداوند با ایمان به مسیح لایق این خواهد ساخت که وارد پادشاهی او بشوند. پس اگر ما هنوز در خود این نژاد پرستی را داریم از آن مسیحی نیستیم و انجیل را به درست درک نکرده ایم و اگر شما میخواهید که از این نژاد پرستی ها و توهین ها ازاد شوید مسیح تنها راهی است که شما دارید. برنامه هفتگی پادکست خبر خوششنبه: تحقق پیشگوی های عهد عتیق که در مورد عیسی مسیح است یک شنبه: موعظه یا درسی از دیگر معلمین دوشنبه: فصلی از کتاب جان پایپر سه شنبه: سرود پرستشیچهار شنبه: پنج شنبه: فصلی از کتاب جان پایپرجمعه:

Nov 2, 202310 min

Ep 201در انتظار روی تو

در انتظار روی توبرنامه هفتگی پادکست خبر خوششنبه: تحقق پیشگوی های عهد عتیق که در مورد عیسی مسیح است یک شنبه: موعظه یا درسی از دیگر معلمین دوشنبه: فصلی از کتاب جان پایپر سه شنبه: سرود پرستشیچهار شنبه: پنج شنبه: فصلی از کتاب جان پایپرجمعه:

Oct 31, 20232 min

Ep 200دلیل ۴۳ برای رها سازی قدرت خدا در پیام انجیل

انجیل یعنی خبر خوش. انجیل پیش از اینکه الهیات باشد خبر یک واقع بزرگ تاریخی بود که میتوان گفت بهترین خبری است که در سراسر دنیا پخش شد و میشود .خبر خوش اینکه عیسی مسیح خداون بخاطر گناه بشر مرد و در قبر نهاد شده و از مردگان قیام کرد و هرکسی که به او ایمان اورد اجازه داده شود که فرزند خدا خوانده شود. اما همه به این انجیل پاسخ مثبت نمیدهند چون خدای این دنیا (شیطان) چشم دل انها را کور کرده است با دروغ و فریب های خود که بزرگی مسیح را نتوانند ببیند و نجات پیدا کنند. ایا میخواهید که خدای کل هستی خدای شما باشد یا خدای مکار و دروغگوی این دنیا شیطان را اطاعت کنید. مسیح خبر خوش را اعلام کرده حالا نوبت به شما است که پاسخ بگوید. و انتخاب کنید. برنامه هفتگی پادکست خبر خوششنبه: تحقق پیشگوی های عهد عتیق که در مورد عیسی مسیح است یک شنبه: موعظه یا درسی از دیگر معلمین دوشنبه: فصلی از کتاب جان پایپر سه شنبه: سرود پرستشیچهار شنبه: پنج شنبه: فصلی از کتاب جان پایپرجمعه:

Oct 30, 20236 min

Ep 199علم و ایمان - فصل اول - قسمت سیزدهم. کلام خدا و خلقت خدا ۲

علم و ایمان - فصل اول - قسمت سیزدهم. کلام خدا و خلقت خدا ۲برنامه هفتگی پادکست خبر خوششنبه: تحقق پیشگوی های عهد عتیق که در مورد عیسی مسیح است یک شنبه: موعظه یا درسی از دیگر معلمین دوشنبه: فصلی از کتاب جان پایپر سه شنبه: سرود پرستشیچهار شنبه: پنج شنبه: فصلی از کتاب جان پایپرجمعه:

Oct 29, 202329 min

Ep 198مشایح برای شافی دل های شکسته امده

عیسی مسیح از خدمتی که داشت کاملا اگاه بود و میدانست که دقیقا برای چه وارد این دنیا شده است. او هرگز به خواندگی خود شک نکرد و اراده خدا را زیر سوال نبرد و تلاش هم نکرد که بداند که ایا واقعا خوانده شده است یا نه. بلکه واضح و اشکار بیان کرد که امده است تا راه نجات را مهیا کند. اگر دوست دارید در مورد نجاتی که مسیح مهیا کرد بدانید ما را دنبال کنید برنامه هفتگی پادکست خبر خوششنبه: تحقق پیشگوی های عهد عتیق که در مورد عیسی مسیح است یک شنبه: موعظه یا درسی از دیگر معلمین دوشنبه: فصلی از کتاب جان پایپر سه شنبه: سرود پرستشیچهار شنبه: پنج شنبه: فصلی از کتاب جان پایپرجمعه:

Oct 28, 20235 min

Ep 197دلیل ۴۲ برای خلع سلاح کردن قدرتمندان و اولیاء امور

اکنون در مسیح هیچ اتهامی بر علیه مردم خدا نخواهد بود. نه انسان و نه شیطان قادر نیستند که چوب فرمان به دست بگیرند. پرونده قانونی بسته شده است. مسیح ان نیکلی مطلق ما است. مهتم کننده ما خلع سلاح شده است. اگر او قصد این کند که در دادگاه بهشتی اتهامی وارد کند، شرم تمام صورتش را میگرد آه که چقدر در این دنیا همانطور که مسیح را خدمت میکنیم و مردم را دوست میداریم باید ازاد و شجاع باشیم! هیچ محکومیتی برای انانی که در مسیح هستند نیست. پس بیاید تا از وسوسه‌های شیطانی رو برگردانیم و وعده‌های او دروغ است و قدرتش منزوی برنامه هفتگی پادکست خبر خوششنبه: تحقق پیشگوی های عهد عتیق که در مورد عیسی مسیح است یک شنبه: موعظه یا درسی از دیگر معلمین دوشنبه: فصلی از کتاب جان پایپر سه شنبه: سرود پرستشیچهار شنبه: پنج شنبه: فصلی از کتاب جان پایپرجمعه:

Oct 26, 20236 min

Ep 196خالق آسمان

خالق آسمانبرنامه هفتگی پادکست خبر خوششنبه: تحقق پیشگوی های عهد عتیق که در مورد عیسی مسیح است یک شنبه: موعظه یا درسی از دیگر معلمین دوشنبه: فصلی از کتاب جان پایپر سه شنبه: سرود پرستشیچهار شنبه: پنج شنبه: فصلی از کتاب جان پایپرجمعه:

Oct 24, 20232 min

Ep 195دلیل ۴۱ برای تضمین کردن قیام از مردگان

عیسی کلید های قیامت و مردگان را در دست دارد چون او شیطان را شکست داده و کلید های را که ما را با ان میترساند را از او گرفته است و مسیح است که قیامت ما است چون او خود از مردگان قیام کرده و تا به امروز زنده است و زندگی میکند. برنامه هفتگی پادکست خبر خوششنبه: تحقق پیشگوی های عهد عتیق که در مورد عیسی مسیح است یک شنبه: موعظه یا درسی از دیگر معلمین دوشنبه: فصلی از کتاب جان پایپر سه شنبه: سرود پرستشیچهار شنبه: پنج شنبه: فصلی از کتاب جان پایپرجمعه:

Oct 23, 20237 min

Ep 194علم و ایمان - فصل اول - قسمت دوازدهم . کلام خدا و خلقت خدا ۱

علم و ایمان - فصل اول - قسمت دوازدهم . کلام خدا و خلقت خدا ۱برنامه هفتگی پادکست خبر خوششنبه: تحقق پیشگوی های عهد عتیق که در مورد عیسی مسیح است یک شنبه: موعظه یا درسی از دیگر معلمین دوشنبه: فصلی از کتاب جان پایپر سه شنبه: سرود پرستشیچهار شنبه: پنج شنبه: فصلی از کتاب جان پایپرجمعه:

Oct 22, 202328 min