
هزارداستانHazardastan
1,973 episodes — Page 29 of 40

S1 Ep 576576 آشویتس دروازه جهنم1/2✍️نیکولا وزنیسلی
آشویتس دروازه جهنم - اثر نیکولا وزنیسلی - ترجمه احمد مرعشیمن دکتر نیکلاوز نیسلی زندانی سابق مسلخ آشویتس دارای شماره خالکوبی شده A8450 که نویسنده این خاطرات میباشم نزد خدا و وجدان سوگند یاد میکنم که آشویتس یا دروازه جهنم را با بیطرفی کامل و دور از تاثیر هر گونه حس انتقامجویی نوشته ام.من با سربلندی اعتراف میکنم که هدف من بیان و تشریح حقایق است نه آب و تاب دادن به یک سلسله حوادث فجیع و غیر انسانی.الهام دهنده گان واقعی من برای به رشته تحریر درآوردن این صفحه ننگین و ملوث تاریخ میلیونها زن و شوهر,پیر,جوان,دختر,پسروکودکان شیرخواری هستندکه برابر دیدگان من زنده زنده درون کوره های جهنمی آشویتس خاکستر میشدند.من بعنوان پزشک قتلگاه آشویتس زیر بسیاری از احکام و صورتجلسات و تجویزات پزشکی را با شماره A8450 امضاء کرده ام و مافوق من یعنی دکتر میگله نیز با امضاء خود امضاء مرا تصدیق و گواهی میکرد سپس آنها را به انستیتوی زیست شناسی نژادها و تحقیقات مردم شناسی برلن دالن میفرستاد.منظور من نوشتن این خاطرات بدست آوردن شهرت ادبی نیست زیرا من بعنوان یک طبیب در جهنم زندگی میکردم نه بعنوان یک نویسنده و از نظر یک طبیب نیز حقایق را از نظر شما بطور عریان خواهم گذرانید.ولی قبلا از کسانی که دارای قلب و اعصابی ضعیف هستند خواهش میکنم از خواندن این حقایق وحشت انگیز خودداری کنند.--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

S1 Ep 575575 رستاخیز7/7✍️لئو تولستوی
رستاخیز اثر جاودانه تولستویرستاخیز نام رمانی از لئو تولستوی (لف تالستوی)، نویسندهٔ اهل روسیه است. این کتاب یکی از آثار مشهور ادبیات جهان است. یکی از ویژگیهای این اثر این است که برای بدست اوردن شهرت یا ثروت نوشته نشد و تولستوی با دارا بودن این مضامین کتاب را نوشت. معرفی کتاب رستاخیز رستاخیز کتابی از نویسندهٔ روسی لئو تولستوی (لف تالستوی)است که در سال ۱۸۹۹ منتشر شده است و حول محور دو شخصیت به نامهای نخلدیف و ماسلوا است... همانطور که همسر تولستوی میگوید: رستاخیز حاصل زندگی و به عبارتی زندگینامهٔ تولستوی است. رستاخیز داستان شیرین و دلنشینی دارد و تولستوی آن را در میانسالی و دوران پختگی خود نوشته است. در رستاخیز جوانی اصیلزاده و اشرافی، عاشق ندیمهٔ زیبا و جوان عمههایش میشود و دامن وی را لکهدار میکند.ندیمهٔ جوان به عالم فساد و فحشا سقوط میکند و سالهای متمادی برای تأمین معاش خود، به خودفروشی میپردازد تا اینکه قتلی صورت میگیرد و ندیمهٔ معصوم به عنوان متهم درجه اول در دادگاه حاضر میشود. جوان اصیلزاده که ده سال قبل دامن دختر جوان را لکهدار کرده است، جزو هیئت منصفه است. جوان اصیلزاده وقتی در دادگاه زن جوان را ملاقات کرده و از سرنوشت شوم و دردناک وی آگاه میشود، میفهمد که به دلیل یک لحظه کامجویی او چگونه دختر بیگناهی به مغاک انحطاط و تیرگی سقوط کرده است و در همین لحظه روح او دچار تحول و تغییر میشود و برای جبران گناه خود به پا میخیزد ولی آیا میتواند آب رفته را دوباره به جوی باز گرداند و سعادت ازدسترفتهٔ دختر جوان و نگونبخت را به او بازگرداند. او سرانجام دست به اصلاح خود می زند و تمام داراییهای خود را به فقرا میدهد، از نازو نعمت دست میکشد و به کمک به مردم روی میآورد.--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

S1 Ep 574574 رستاخیز6/7✍️لئو تولستوی
رستاخیز اثر جاودانه تولستویتولستوی، در اوج سرشناسی، دچار سرگشتگی و ناامید از بهبود وضعیت جامعه شد و در مرز نابودی فکری و شکست روانی قرار گرفت. او بهعنوان عضوی از اداره کل آمار و سرشماری در مسکو در سال ۱۸۸۲ میلادی با فقر روزافزون کارگران که در برابر محرومیت روستاییان گستردهتر بود، آشنا شد. با بازتاب پذیرفتن از این رخداد تلخ، برای کمکرسانی به کشاورزان و پیشگیری از مهاجرت گروهی آنان به شهرها، دست به ایجاد سازمانی زد که پشتیبانی از روستاییانی که محصولاتشان بدنبال پیشامدها و آفتهای طبیعی آسیب دیده بود، در دستور کار خود گذاشت. او خود نیز با ترک سیگار و الکل و کنارهگیری از سرگرمیهای ویژه مانند شکار جانوران، همدردی خود را نشان داد و اعتراف کرد: «چه خوشیهای ظالمانهای!» از جمله کارهای اجتماعی تولستوی، پشتیبانی از زندانیان سیاسی، دینی و سربازان فراری بود. از سال ۱۸۸۱ میلادی به بعد، با بررسیها و پژوهشهای بیشتر در زمینه دینهای گوناگون، گرایش و وابستگیهای دینی وی نیز بیشتر شد و از همین رو به ترجمه دوبارهٔ انجیل به زبان روسی دست زد . انتشار رمان رستاخیز بهانهای بود در دست مرجع عالی کلیسای ارتدکس، تا در تاریخ ۱۹۰۱ میلادی به دلایل زیر، تولستوی را بهعنوان مرتد معرفی نماید: تکذیب وحدت تثلیث مقدس در وجود خدای واحد. تکذیب بکارت مریم مقدس، قبل و بعد از تولد مسیح. تکذیب رستاخیز مسیح، و ضدیت با مظهر لاهوتی ـ ناسوتیِ مسیح پسر خدا. تکذیب وقوع معجزه در مراسم عشای ربانی. (تولستوی، معجزه را بهطور عام و اعجازِ تبدیل نان به تنِ مسیح را بهطور خاص نفی کردهاست) تولستوی، مبارزات سوسیالیستها را نیز در جهت برقراری دیکتاتوری پرولتاریا، مردود دانسته و به عنوان پرچمدار انساندوستی و مخالف با جنگ و خونریزی شناخته شدهاست. آثار او نیز، جادهصافکن انقلاب ۱۹۰۵ روسیه نام گرفتهاست.--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

S1 Ep 573573 رستاخیز5/7✍️لئو تولستوی
رستاخیز اثر جاودانه تولستویرستاخیز کتابی از نویسندهٔ روسی لئو تولستوی است که در سال ۱۸۹۹ منتشر شده است و حول محور دو شخصیت به نامهای نخلدیف و ماسلوا است... همانطور که همسر تولستوی میگوید: رستاخیز حاصل زندگی و به عبارتی زندگینامهٔ تولستوی است. رستاخیز داستان شیرین و دلنشینی دارد و تولستوی آن را در میانسالی و دوران پختگی خود نوشته است. در رستاخیز جوانی اصیلزاده و اشرافی، عاشق ندیمهٔ زیبا و جوان عمههایش میشود و دامن وی را لکهدار میکند.ندیمهٔ جوان به عالم فساد و فحشا سقوط میکند و سالهای متمادی برای تأمین معاش خود، به خودفروشی میپردازد تا اینکه قتلی صورت میگیرد و ندیمهٔ معصوم به عنوان متهم درجه اول در دادگاه حاضر میشود. جوان اصیلزاده که ده سال قبل دامن دختر جوان را لکهدار کرده است، جزو هیئت منصفه است. جوان اصیلزاده وقتی در دادگاه زن جوان را ملاقات کرده و از سرنوشت شوم و دردناک وی آگاه میشود، میفهمد که به دلیل یک لحظه کامجویی او چگونه دختر بیگناهی به مغاک انحطاط و تیرگی سقوط کرده است و--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

S1 Ep 572572 رستاخیز4/7✍️لئو تولستوی
رستاخیزاثر جاودانه تولستوی--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

S1 Ep 571571 رستاخیز3/7✍️لئو تولستوی
رستاخیز اثر جاودانه تولستویرستاخیز، رستاخیز ذهنی تولستوی در واپسین سالهای زندگی رستاخیز Resurrection سومین و آخرین رمان بلند لئو تولستوی است که منتقدین این کتاب را حاصل یک عمر زندگی و تفکرات تولستوی میدانند. همسر تولستوی رمان را «حاصل زندگی و زندگینامه» تولستوی میداند. یکی از دوستان او که وکیل بود روزی داستان محاکمه زنی را برایش تعریف کرد که در دادگاه زن، شخصی که باعث بدبختی او شده بود در هیئت منصفه، قرار گرفته بود. دوست تولستوی از او خواست تا از این موقعیت برای نوشتن رمان بعد خود استفاده کند. تولستوی در این کتاب وجدان درونی آدمها را مدنظر قرار داده و آنرا برای رستگاری و سعادت انسان لازم میداند. کتاب در مورد رنج طبقات فقیر جامعه و آسیبهایی است که اشرافیت به آنها وارد میکند. نویسنده که خود زاده طبقه اشرافیت است برای اینکه با رنج طبقه زیر دست آشنا شود و شخصیتهای آنها را بهتر بشناسد به زندانها رفت و با زندانیان اوقاتی را گذراند تا جزییترین مسایل را نیز از قلم نیندازد. به همین دلیل هم هست که اکثر شخصیتهای کتاب بسیار ملموس هستند و شخصیتهایی شبیه آنها را هرکس میتواند در اطراف خود بیابد. تولستوی به زیبایی از شخصیتهای کتابش استفاده میکند تا جامعه طبقاتی روسیه و ابتذال آن را برای خوانندگان کتاب به تصویر بکشد. رستاخیز لئو تولستوی درست است که به اندازه «جنگ و صلح» حجیم و مشهور نیست و یا به سادگی «آناکارنینا» نیست اما رمانی است که پختگی نگاه تولستوی و دستاوردهای یک عمر تفکر و مطالعه او در آن به وضوح مشخص است. «کنجی میزوگوچی» فیلمساز شهیر ژاپنی معتقد است که تمام ملودرام بر اساس رستاخیز تولستوی شکل گرفته است. همچنین «لنین» در مقالهی خود به نام «تولستوی؛ آینه انقلاب» آثارلئو تولستوی را در مورد بی عدالتی و رنج طبقات فقیر جامعه میداند: «گرچه تولستوی اشرافزاده است، ولی او یک دهقان واقعی ادبیات روس است. او نویسنده دهقانان نیمه آزاد روسیه است. او اسنادی درباره رفتار و کردار و فرهنگ میلیونها دهقان فقر زده را وارد ادبیات جهانی نمود.». تولستوی قبل از مبارزات «گاندی» هم اشاره کرده بود که: «مقاومت اجتماعی نباید به خشم و خشونت تبدیل شود».--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

S1 Ep 570570 رستاخیز2/7✍️لئو تولستوی
رستاخیز- اثر جاودانه لئو تولستویواکنش کلیسای ارتدکس بعد از انتشار کتاب رستاخیز تولستوی کلیسای ارتدکس و اتهام ارتداد انتشار رمان رستاخیز بهانهای بود در دست مرجع عالی کلیسای ارتدکس، تا در تاریخ ۱۹۰۱ میلادی به دلایل زیر، تولستوی را بهعنوان مرتد معرفی نماید: تکذیب وحدت تثلیث مقدس در وجود خدای واحد. تکذیب بکارت مریم مقدس، قبل و بعد از تولد مسیح. تکذیب رستاخیز مسیح، و ضدیت با مظهر لاهوتی ـ ناسوتیِ مسیح پسر خدا. تکذیب وقوع معجزه در مراسم عشای ربانی. (تولستوی، معجزه را بهطور عام و اعجازِ تبدیل نان به تنِ مسیح را بهطور خاص نفی کردهاست) تولستوی، مبارزات سوسیالیستها را نیز در جهت برقراری دیکتاتوری پرولتاریا، مردود دانسته و به عنوان پرچمدار انساندوستی و مخالف با جنگ و خونریزی شناخته شدهاست. آثار او نیز، جادهصافکن انقلاب ۱۹۰۵ روسیه نام گرفتهاست.--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

S1 Ep 569569 رستاخیز1/7✍️لئو تولستوی
رستاخیز- اثر جاودانه تولستوی«رستاخیز» سومین رمان بزرگ لئو تولستوی است که در سال 1899 منتشر شد. و به نوعی حاصل دوران پختگی و تحولات عمیق فکری او به شمار میرود. تولستوی در این اثر سترگ با ارائهی تصویر سیاه و هولناک از نابرابری و فساد سیاسی دوران تزار، جامعهی روسیه را به نقد کشیده و آن را به بازگشت به آموزههای مسیحیت دعوت میکند. منتقدین ، آثار تولستوی را جاده صافکن انقلاب 1905 و متعاقب آن، انقلاب بزرگ اکتبر میدانند. داستان رستاخیز با نمایی از فضای طبقاتی و ترسیم دادگاههای آشفتهی روسیه آغاز میشود… «نخلیدیف»، اشرافزادهای خوشگذران که در جایگاه هیئت منصفه قرار گرفته در مواجهه با ماسلووا، زنی متهم به قتل، به یاد میآورد که در دوران نوجوانی، برای ارضای هوای نفس خود، چگونه ماسلوورا ندیمهی روستایی خود را در مسیر تباهی و گناه قرار دادهاست. لحظهای تاثیرگذار در وجدان او که باعث تغییراتی عمیق در روح عدالتخواه او میشود. دلیل مانایی و شکوه این کتاب، تفصیل سرگذشتی است که تولستوی با بازدید از زندانها و سفر به مناطق دوردست سیبری، تاریخ این سرزمین را در قالب یک داستان به رشتهی تحریر در آورده است.ماسلوا دختري است روستايي كه پدري ولگرد و آواره داشته. اين دختر از كودكي نزد دو خانم بيوه به خدمتكاري در خانه آنها گماشته ميشود و آنها به او لقب دختر نجات يافته ميدهند.در ۱۸ سالگي اين دختر جوان، در خانه آن دو بيوه ثروتمند با پرنسي به نام نخلودف آشنا و توسط او فريفته ميشود و نخلودف ديدگاه اقتصادي خاصي دارد و بيشتر مايل به تقسيم اراضي و مالكيت اشتراكي است و از لحاظ عاطفي به عدالت و برابري اعتقاد فراواني دارد.ماسلوا در خانه ارباب خود گرفتار توطئهاي مرگبار ميشود و اربابش با دسيسهاي از سوي افرادي مرتبط با آن خانه، به قتل ميرسد. مأموران به ماسلوا ظنين شده و او را دستگير ميكنند. هنگامي كه نخلودف از جريان آگاه ميشود و ماسلوا را بازميشناسد، به ملاقات او ميآيد و شرمنده و خجالتزده از رفتار سابق خود، تصميم ميگيرد با قبول وكالت ماسلوا و سرپرستي و احتمالاً ازدواج با وي، رنجهايش را كاهش دهد و اسباب آزادي او را فراهم كند...به گمان تولستوي ، يكي از موجبات پريشاني و نيستي افراد بشر، زندگاني شهري و تمدن كنوني است، چنانكه ژانژاك روسو فيلسوف مشهور فرانسوي معاصر وي نيز زندگي بيآلايش روستايي را بر زندگي تشريفاتي و پر زحمت شهري ترجيح ميداد و دامان طبيعت و زمين را براي رفع تمام نيازهاي زندگاني انسان و كسب خوشبختي او كافي ميدانست.هرچند تولستوي يك راسيوناليسم(عقلگراي افراطي)، به شمار ميرود، اما در زماني كه رمانهاي بزرگش را مينوشت، اين راسيوناليسم دوران كسوف را ميگذراند. نظريات او در كليت خود، به لحاظ تاثيري كه در آن از مسيحيت گرفته چندان بديع نيست، اما روح اخلاقي و عرفاني و معنوي حاكم بر آن موضوع جالب توجهي است، به ويژه آنكه در عصر وي گرايش به ماديت و ماترياليسم روسي پيش از انقلاب بيشتر بوده و تعاليم و عقايد وي كه بعضاً با ديدگاههاي راسيوناليستي او در ديگر آثارش نيز متباين بود، گامي به پيش به شمار ميرفت.راهي براي دستيابي به آرامش درون. نقد حاضر تنها از اين بعد يعني ديدگاه معنوي اين نويسنده بزرگ به بررسي اجمالي يكي از آثار متوسط، اما قابل توجه وي ميپردازد.--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

S1 Ep 568568 پارازیت✍🏼دان دلیلو
کتاب صوتی پارازیت - دان دلیلوجک گلدنی به همراه همسر و فرزندانش زندگی میکند. او استاد مطالعات حزب نازی و هیتلرشناسی در دانشگاهی کوچک در مرکز ایالاتمتحده است. گلدنی متوجه میشود که همسرش بدون اطلاع او قرصی مصرف میکند که در جایی ثبت نشده است و .... «جک» استاد دانشگاه و پنجاهویک ساله است. او سه بار ازدواج ناموفق داشته است و همه زنهای قبلی او جاسوس بودهاند. جک از هر زن فرزندانی دارد که تعدادی از آنها با مادرانشان و باقی آنها با خودش زندگی میکنند. او و همسر چهارمش «بابت» دچار یک ترس مشترکاند. این ترس را جک تنها با خودش نجوا میکند، اما همسرش دنبال درمان آن است.… «پارازیت»هشتمین رمان دون دیلو است که توسط وایکینگ پرس در سال ۱۹۸۵ منتشر شده است. این جایزه ملی کتاب خیالی ایالات متحده را برای داستان به دست آورد. این رمان، نمونه ای از ادبیات پسامدرن است، و در لیست "بهترین رمان های انگلیسی زبان از سال ۱۹۲۳ تا ۲۰۰۵" قرار داد. دلیلو در ابتدا می خواست کتاب پاناسونیک را صدا کند ، اما شرکت پاناسونیک اعتراض کرد. ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- «ترس از مرگ» حسی است که برای بسیاری از انسانها آشناست؛ احساس اینکه آخر داستان نزدیک است و اضطرابی که از روبهرو شدن با نقطهی پایان ما را دربرمیگیرد. این حس آشنا، بنمایهی اصلی کتاب پارازیت است؛ داستانی پستمدرن در نکوهش مصرفگرایی جوامع امروزی و تسلطی که رسانهها بر انسانها دارند.--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

S1 Ep 567567 بیماری سیاه✍🏼نینا بربروا
کتاب صوتی بیماری سیاه - نینا بربرواشخصی در بانک رهنی پاریس یک جفت گوشواره به امانت گذاشته است؛ اما روزی که برای پسگرفتن گوشوارهها برمیگردد متوجه میشود که سنگ گوشواره دچار «بیماری سیاه» شده است! «بیماری سیاه» روایت اول شخص «یوگنی پتروویچ» است که تصمیم میگیرد گوشوارههای یادگار زنش را بفروشد و از پاریس به شیکاگو، بهدنبال دوستش «دروژین»، برود. داستان سه بخش دارد: بخش اول در پاریس است و تلاش یوگنی برای فروش گوشوارهها، همخانه شدنش با یک دختر بالرین زیبا و ترک پاریس به مقصد نیویورک را روایت میکند. بخش دوم در نیویورک میگذرد و شرح اقامت یکسالهی یوگنی، به عنوان پیشکار و منشیِ نویسندهای روس و روابط عاشقانه یوگنی با دختر نویسنده است. بخش سوم هم گفتار کوتاهی است از یوگنی در شیکاگو.--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

S1 Ep 566566 پرده پندار✍️علی دشتی
کتاب صوتی پرده پندار نویسنده: علی دشتیشیخ ابوعلی فضلبن محمد فارمدی (۴۰۲ – ۴۷۷ هـ ق) از عارفان و واعظان نامدار طوس و چون زادگاه او فارمد از روستاهای طوس بود، به فارمدی معروف شد. مرقد او هم در آبادی فارمد در شمال شهر مشهد مقدس قرار دارد. وی ابتدا در نیشابور از محضر شیخ ابوسعید ابیالخیر کسب فیض کرده و چون از نیشابور به میهنه بازگشته به شاگردی نزد شیخ ابوالقاسم قشیری شده است. پیشنهاد می کنیم این داستان که به زندگی این شخصیت تاریخی پرداخته است بشنوید و لذت ببرید. برادر غزالی پیامی از جانب شیخ علی فارمدی برای او میآورد که زندگی غزالی را دگرگون میکند. پس از در گذشت امام الحرمین مدرس نظامیه نیشابور، غزالی که در انتظار تولیت مدرسه بود به دعوت خواجه نظام المک به لشکرگاه خوانده میشود. قبل از حرکت شیخ علی فارمدی پیشگویی در حق غزالی میکند که روزی مقبول آستان حق خواهد شد که مردمان از وی روی گردان شوند. غزالی آشفته از این پیشگویی راهی لشکرگاه میشود و در مناظرهای که میان او و دیگر علما برگزار شده است شرکت میکند و پیروز میشود و از خواجه نظام الملک لقب زینالدین شرف الائمه را دریافت مینماید و سپس به تولیت مدرسه نظامیه بغداد انتخاب میشود. غزالی در بغداد طی فتوایی فلاسفه و باطنیان را تکفیر میکند و پس از آن خلیفه عباسی از او دعوات میکند با ترکان خاتون همسر ملکشاه بر سر جانشینی او مذاکره نماید. غزالی پس از دیدار با ترکان خاتون دچار بیماری و وسواس فکری میشود و در هیم اثناء برادرش به دیدار وی میآید. غزالی طی اتفاقی ثروتش را به مستمندان میبخشد و راهی سفر میشود، در این سفر به طور ناشناس برای شاگردی نزد شیخ نصر میرود که در مناظرهای هویتش آشکار میشود و...--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

S1 Ep 565565 کالیگولا✍🏼رابرت گريوز
کالیگولا - اثر رابرت گريوز- راوي استاد بهروز رضويکالیگولا نام امپراتوری است که در سالهای ابتدایی قرن اول پس از میلاد در روم حکومت می کرد. زندگی این امپراتور دیوانه که با قتل و جنون در آمیخته بود، درونمایه این کتاب است. کالیگولا با نام کامل «گایوس جولیوس سزار کالیگولا اگوستوس ژرمانیکوس» سومین امپراتور روم بود.کالیگولا (چکمه کوتاه) نامی بود که ارتشیان برای او انتخاب کرده بودند؛ به خاطر چکمههای نسبتاً کوتاهی که هنگام جنگ میپوشید. او در میان رومیان به عنوان یک ولیعهد محبوب و سردار دلیر لشکر شناخته میشد و سلطنت با عدل و داد او بر این محبوبیت افزود. وی حتی مالیاتها را حذف کرد، اما این دوران تنها شش ماه طول کشید؛ کالیگولا دچار جنون شد و جنایتهای بسیاری را در دوران حکومتش مرتکب شد و چنانچه تاریخ نویسان رومی نقل میکنند، تجاوز وی به همسران درباریان و خویشاوندان و کشتن آدمها، سرگرمیهای دلخواه او بودند. او به تدریج خود را در حد خدایان و شخصیتی نامیرا خواند، تا اینکه ... ------------------------------------- رابرت فون رانک گریوز، زاده ی 24 جولای 1895 و درگذشته ی 7 دسامبر 1985، منتقد، رمان نویس و شاعر انگلیسی بود.گریوز در خانواده ای از طبقه ی متوسط اجتماع در ویمبلدون لندن به دنیا آمد. او سومین فرزند از 5 بچه ی خانواده بود و پدرش، ترانه سرای شناخته شده ای بود. گریوز در سن 7 سالگی به ذات الریه و سرخک مبتلا شد و تا آستانه ی مرگ پیش رفت.او، تحصیلات اولیه ی خود را در چندین مدرسه گذراند و در سال 1909، موفق به کسب بورسیه از چارترهاوس شد.با شروع جنگ جهانی اول در آگوست 1941، او بی درنگ به نیروهای ارتش پیوست و خیلی زود در رده های نظامی ارتقا پیدا کرد. گریوز اولین مجموعه ی شعرش را در سال 1916 به انتشار رساند.او بلافاصله پس از جنگ، با نانسی نیکلسون ازدواج کرد و خانواده ی پرجمعیتی تشکیل داد اما با مشکلات مالی و ضعف های جسمی و روحی زیادی مواجه بود.رابرت گریوز سرانجام در سن 90 سالگی به خاطر ایست قلبی درگذشت.--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

S1 Ep 564564 مغازه خودکشی✍️ژان تولی
مغازه خودکشی اثر ژان تولی (کامل)مغازه خودکشی (فرانسوی: Le Magasin des suicides) رمانی با سبک کمدی سیاه نوشته ژان تولی است. داستان این کتاب که در سال ۲۰۰۶ منتشر شده، در یک شهر آخرالزمانی رخ میدهد که از اثرات شدید تغییر اقلیم تحت تأثیر قرار گرفتهاست و در آن همه افراد افسردهاند. همچنین در سال ۲۰۱۲ انیمیشنی فرانسوی براساس این کتاب اکران شدهاست.در ناکجاآباد، انسانها بسیاری از منابع طبیعی را از بین بردهاند. هوا بسیار آلوده است و دیگر گُلی نمیروید. خودکشی عادی و بسیار رایج است و مردم برای پایان دادن به زندگی تلخ خود به مغازه خودکشی میآیند تا روش خودکشی خود را انتخاب کنند اما.... خانواده تواچ مالک مغازه خودکشی هستند. در این مغازه انواع روشها و وسایل لازم برای خودکشی به مشتریها فروخته می شود. این خانواده یک دختر به نام مرلین دارند و یک پسر به نام ونسان. اسم این دو بچه از روی مرلین مونرو و ونسان ونگوک، شخصیتهای مهمی که خودکشی کردهاند، گرفته شده است. در این خانواده پسر دیگری به دنیا می آید که نام او را آلن می گذارند. آلن تداعیکننده نام آلن تورینگ، دانشمند و ریاضیدان نابغه انگلیسی است. تورینگ در اواخر عمر به دلایلی افسرده شد و جسد بیجان او را روی تختخواب یافتند و کنار تختش، سیبی گازده و آغشته به سیانور افتاده بود. آلن با تمام خانواده تواچ متفاوت است. او برعکس خانواده ی افسرده و دلمردهاش، کاملاً شاد و سرزنده است و به طرز عجیبی خوشبین و بانشاط است. تفاوتهای آلن سبب می شود که مشتریهای افسرده مغازه تغییر کنند و به تدریج .... مخاطبان و شنوندگان محترم داستان «مغازه خود کشی» در نظر داشته باشند که این داستان در واقع هجو خودکشی و به سخره گرفتن آن است با این وجود برای زیر ۱۸ سال توصیه نمی شود مغازهی خودکشی یک کمدی سیاه تکان دهنده است که بعد از چاپ شدن، توجه فراوانی برانگیخت. این رمان عجیب، هجوی است تمام عیار درباره ی مرگ و امید. این اثر یکی از درخشانترین آثار فانتزی سیاهی است که در دو دههی گذشته در جهان نوشته شده است. حضور متراکم مرگ، تلاش برای ساختن امید به زندگی، نبردی نمادین و مملو از شوخیهای ظریف، درنهایت قرار است خواننده را میخ کوب کند. این رمان به سبب توصیف موضوع خودکشی و انواع روشهای آن، برای گروه سنی نوجوان مناسب نیست. راوی شیرین سپه راد منبع ایرانصدا--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

S1 Ep 563563 هانیبال✍🏼توماس هریس
هانیبالاین کتاب که ادامه داستان سکوت بره ها می باشد بسیار هیجانانگیز است. نویسنده، این اثر را با مهارت منحصربهفردی نوشته است. پیشنهاد میکنیم این داستان جذاب را بشنوید و لذت ببرید. این داستان دنباله موفقی از رمان سکوت بره هاست که در سال ۱۹۹۷ نوشته شده است داستان تا آنجا ادامه داشت که هانیبال موفق به فرار از دست پلیس می گردد وپلیس جوانی به نام استارلینگ موفق به کشتن بوفالو بیل قاتل زنان درشت اندام می گردد. در این قسمت نویسنده هانیبال را محور قرار داده است و داستان بسیار هیجان انگیز تر و دلهره اور می نمایاند این داستان ۷ سال پس از سکوت بره ها اتفاق می افتد زمانی که افسر جوان به مدارج بالاتری دست پیدا کرده است اما در ادامه وی وارد خطر ناکترین و سیاه ترین ایام کاری خود در ارتباط با این آدمخوار مخوف می گردد. زنده می ماند تا بتواند جایزه خود را دریافت کند... توماس هریس، کارش را با خبرنگاری جنائی در امریکا و مکزیک آغاز و پس از مدتی به عنوان نماینده اسوشیتدپرس در نیویورک، مسیر ترقی را به سرعت پیمود. نخستین رمان او با نام "یکشنبه سیاه" به سال ۱۹۷۵ منتشر و دوسال بعد توسط مرحوم "جان فرانکن هایمر" به فیلم درآمد. داستان های بعدی وی بترتیب "اژدهای سرخ" در سال ۱۹۸۱، سکوت بره ها در سال ۱۹۸۸ و هانیبال در سال ۱۹۹۹ منتشر شni hsj. *کتاب:(۲۰۰۶)Hannibal Rising فیلم:(۲۰۰۷)Hannibal Rising--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

S1 Ep 562562 کوچه مدق✍🏼نجيب محفوظ
کوچه مدق - اثر نجيب محفوظرمان «کوچه مَدَق» حکایت محلهای است قدیمی و فقرزده در قلب مصر؛ کوچه ای که عشق و دلدادگی های فراوان به خود دیده و قلبهای شکسته و ناکامی های ساکنانش بخشی از تاریخ آن است و ... حمیده دختری جوان و بسیار زیباست و بزرگترین آرزویش فرار از این محله نکبتبار و رسیدن به یک زندگی آرمانی است. عباس حلو، جوانی است پاکسرشت که دچار عشق حمیده میشود، اما زندگی ساده و ابتدایی مانند مردمان معمولی طبقه پایین جامعه دارد. عباس برای برآوردن خواستههای حمیده به استخدام ارتش انگلستان درمیآید، ولی در غیاب او، برای حمیده خواستگاران دیگری پیدا می شود ---------------------------------------------------- نَجیب مَحفوظ عبدالعزیز ابراهیم احمد الباشا -نویسنده و نمایشنامهنویس مصری و برندهٔ جایزه نوبل ادبیات سال ۱۹۸۸، در ۱۱ دسامبر ۱۹۱۱ در یکی از محلات قاهره بهنام جمیلیه، به دنیا آمد و در ۳۰ اوت ۲۰۰۶ پس از یک عمل جراحی در بیمارستان درگذشت . او که فرزند یک کارمند دولتی بود، در قسمت فرهنگی خدمات کشوری مصر از سال ۱۹۳۴ تا زمان بازنشستگیاش در سال ۱۹۷۱ کار کرد. ابتدا در وزارت موقوفات مشغول بهکار و سپس مدیر سانسور ادارهٔ هنر و سرانجام رئیس بنیاد حمایت از سینما و در دوران آخر کارمندی، مشاور وزیر فرهنگ شد. او ۳۰ کتاب داستانی نوشت و در سال ۱۹۸۸ برنده جایزه نوبل در ادبیات شد تا اولین عربی باشد که این جایزه را دریافت کند. .--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

S1 Ep 561561 گدا✍️غلامحسین ساعدی
گدا نوشته غلامحسین ساعدینويسنده: غلامحسین ساعدی راوي:فرح بدیعی غُلامحُسین ساعِدی معروف به گوهرمراد یکی از بزرگترین نویسندگان معاصر ایرانی است. وی در دی ماه ۱۳۱۴ در تبریز متولد شد و تحصیلات خود را با درجه دکترای پزشکی، گرایش روان پزشکی در تهران به پایان رساند. داستان گدا روایتگر پیرزنی است گدایی می کند و هیچ کدام از فرزندها خواستارش نیستند و چالش اصلی داستان دغدغه هایی است که پیرزن در تنهایی و دربه دری اش با آن رو به رو می شود و واکنش فرزندانش به این درمانگی.--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

S1 Ep 560560 پناهگاه✍️علی جولای
داستان پناهگاه رازی را در خود مانند کودکی دارد که در کنار دریا با سنگ ریزه و صدفهای زیبا بازی می کند، اما بی خبر از آن که دریایی بس بزرگ و اقیانوسی بیکران در مقابل دیدگانمان وجود دارد که در اعماق آن اسرار بزرگ و شگفت انگیزی نهفته است. فریبا، خانمِ خانه، به رابطهی پنهانی مهلقا، خدمتکارش که از کودکی در خانهی او پرورش یافته، با سهراب، یکی دیگر از خدمتکاران خانه، پی میبرد و مهلقا را از ادامهی ملاقاتها با سهراب در پناهگاه داخل باغ منع میکند. ازطرفی سهراب، عشق پنهانش را به مهلقا ابراز میکند. فریبا از مهلقا میخواهد که سهراب را بعد از مدتها به خانه دعوت کند. فریبا از سهراب میخواهد که مهلقا را فراموش کند. سهراب برخلاف اطاعات اوامر خانم در گذشته، حالا در مقابل او میایستد.... آرام، دختر جوانی است که وارد این جمع میشود و به فریبا میفهماند از اقوام اوست. مهلقا از حضور آرام ناراحت است و به او حسادت میکند. فریبا به کمک مهلقا، خاطرات رازآمیزش را که سالها پنهان بود، مکتوب میکند. در ادامه، سهراب و آرام با هم ملاقات میکنند و مهلقا از این ملاقات احساس شکست میکند. فریبا در خاطراتش، ماجرای بچههایی را تعریف میکند که در زیرزمین خانهی پدریاش زندانی شده بودند و بدون هویت به زندگیشان ادامه میدادند و توسط پدرش سربه نیست میشدند. سهراب از گذشتهی خودش در این خانه برای آرام صحبت میکند و پی به زخم اجدادیای میبرد که در فریبا و مهلقا هم وجود دارد. مهلقا هم با سرخوردگی و ناراحتی رابطهی صمیمانهای را بین سهراب و آرام حدس میزند.نویسنده: علی جولای کارگردان: آشا محرابی قالب: نمایشی--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

S1 Ep 559559 دوقلوهای عجيب✍️مارک تواين
دوقلوهاي عجيب - اثر مارک تواين - راوي استاد بهروز رضوي--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

S1 Ep 558558 تصویر تلخ یک نقاش✍🏼آگاتا کریستی
تصویر تلخ یک نقاش اثر آگاتا کریستیمن هیچگاه از رمانهای پلیسی خوشم نمی آمده است اما این داستان نظرم را عوض کرد! ... کارآگاه جورج هیل بنا به درخواست دختر کارولین برای کشف واقعیت دست به یک رشته فعالیت دامنه دار میزند ولی مشکلات زیادی پیش میآید. در واقع اگر کارولین شوهرش را نکشته باشد، پس هیل باید جای دیگری به دنبال حقیقت باشد، اما دامنهٔ فعالیت محدود است. روزی که آمیاس کریل شوهر خانم کارولین به قتل رسید ۵ نفر حضور داشتند:الزا گریر، دختر جوان و زیبایی که با آمیاس کریل سروسری داشته و داشته و آمیاس مشغول ترسیم تصویری وی بودهاست. برادران فیلیپ و مردیت بلیک که هم همسایه و هم از دوستان قدیمی کارولین و آمیاس میباشند، آنجلا وارن خواهر ناتنی خانم کارولین که در آن زمان نوجوانی بیش نبوده و خانم سیسیلیا ویلیام پرستار و سرپرست آنجلا..... تصویر تلخ یک نقاش داستانی است که به شیوهٔ غیر معمول، ولی بسیار جالب، پیش میرود و خواننده را در بر میگیرد. کاراگاه نخست به دیدن ۵ نفری میرود که در روز حادثه در خانه صحنه حضور داشتهاند، وی از هریک از از آنها جداگانه با روش خود حرف بیرون میکشد و سعی میکند داستان را از زبان خودشان بشنود تا بلکه به جریان قتل آمیاس پی ببرد. ضمناً نام این پنج نفر را پنج خوک کوچک مینهد که هریک سمبل یکی از شاهدان حاضر در قضایا هستند. فیلیپ بلک:خوک کوچکی که به بازار رفت چون مشاور مالی بود. مردیت بلک:خوک کوچکی بود که در خانه ماند چون وی مایملک خانواده را به ارث برد و به اصطلاح بست نشست! الزاگریر:سومین خوک کوچک بود که خوراک گوساله خورد چون به این غذا بسیار علاقه داشت. خانم سیسیلیا ویلیام :چهارمین خوک کوچکی بود که کاری از دستش بر نمیآمد، چون از کار تدریس بازنشسته بود و درآمد بسیار اندکی بود و به قول معروف با آب باریکه گذران زندگی میگذراند. آنجلا وارن:وی نقش خود را به عنوان پنجمین خوک کوچک خیلی خوب ایفا میکرد چون همیشه در راه خانه جیغ میزد. *این کتاب ویژگی هرکول پوآرو است. پنج خوک کوچک به طرز غیر معمولی است که همان حوادث را از دیدگاه پنج نفر که در روز قتل شانزده سال پیش در آن حضور داشتند، بازگو می کنند. داستان مرموزی که به گواه منتقدان و نویسندگان یک شاهکار است. *کتاب: Five Little Pigs(۱۹۴۲) سریال: Five Little Pigs(۲۰۰۳-۲۰۰۹) داستان این رمان در سریالهای مذکور با تغییراتی همراه بوده است.--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

S1 Ep 557557 پرده آهنین سخنرانی وینستون چرچیل
پرده آهنین، وینستون چرچیلوينستون چرچيل (۱۸۷۴ - ۱۹۶۵) نخست وزیر بریتانیا در سالهای ۱۹۵۱ تا ۱۹۵۵ و عهدهدار سمتهای مهم دیگری از جمله فرماندهی نخست نیروی دریایی در جنگ جهانی اول بود. او به همان اندازه که قهرمان دموکراسی بود قربانی آن نيز بود. در طول بيشتر سالهای دهه ۱۹۳۰ چرچيل به دلیل هشدارهای مصرانه و فاقد محبوبيتش درباره خطر آلمان نازی از مناصب عمومی برکنار بود. او در سال ۱۹۴۵ پس از اينکه هممیهنانش را در جنگ برابر هيتلر به پیروزی رساند، در انتخابات سراسری به طور ناگهانی و نامحترمانه از مقامش کنار گذاشته شد. با این حال او همچنان پوپوليست و دموکراتی تمامعیار باقی ماند و هرگز دست از این قاعده مشهورش نکشید که: «دموکراسی بدترين نظام سياسی است، جز اينکه در ميان بقيه از همه بهتر است.» چرچیل در سخنرانی «پرده آهنین»، که سال ۱۹۴۶ در شهر فولتون ایالت میسوری آمریکا در دومین دوره تبعید سیاسیاش ایراد کرد، تمامیتطلبی شوروی و نازی را از یک سرشت میداند و میگوید که دموکراسیهای غربی مبارزهای طولانی و دشوار در برابر تبلیغات بیامان و قدرت مسلح آن در پیش دارند. میتوان گفت اين سخنرانی - که در ايالات متحده آمریکا با همدلی بسيار بيشتری شنیده شد تا در بریتانيای کبیر - جنگ سرد را کلید زده است. باور چرچيل به پیروزی نهايی انديشهها و جامعههای دموکراتيک بر تماميتخواهی، پیشآگاهی او را نشان میدهد. وقايع سالهای ۱۹۸۹ و ۱۹۹۰ با فروپاشی ديوار برلین و جايگزينی دولت کمونيست با دولتهای دموکراتيک در اروپای مرکزی و شرقی گويی اثباتی بر حقانيت او بود. سخنرانی «پرده آهنین» وینستون چرچیل را با ترجمه آموزشکده توانا به فارسی، به رایگان دانلود کنید و بخوانید.--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

S1 Ep 556556 کابوس مرگ✍️آگاتا کریستی
کابوس مرگ اثر آگاتا کریستیکابوس مرگ اثر آگاتا کریستی اگر به داستانهای جنایی و کارآگاهی علاقه دارید و دلواپسی و هراس این ماجراها برای شما جذاب است، پیشنهاد میکنم داستان «کابوس مرگ» را بشنوید. «ملاقات با مرگ» نوشته آگاتا کریستی، روایتی دهشتناک از مرگ است که با ورود خانم مارپل به ماجرا، پرده از معما برداشته میشود. «کاترین ساندرز» که به تازگی با «جیسون» ازدواج کرده است، به تنهایی از نیوزلند به انگلستان میرود تا در منطقه ی «پیریموس» خانه ای بخرد. او در آنجا خانهای ویلایی میخرد که احتیاج به تعمیر دارد. اما جالب اینجاست که در این خانه وسایل و مکانهایی هست که کاترین قبلاً آنها را دیده است. این موضوع او را وحشتزده میکند و درنهایت تصمیم میگیرد برای مدتی پیش جین و جوآنا، پسرخالهی جیسون و همسرش، برود. آنها برای تنوع و سرگرمی، کاترین را به تئاتر دعوت می کنند، اما موضوع تئاتر درباره قتل مشکوکی است که کاترین را به وحشت میاندازد و این نشانههای عجیب و کنار هم، اتفاقی را در ذهن کاترین بیدار می کند.... جین پیشنهاد میدهد برای بهبود حال کاترین، موضوع را با عمه ی خود، یعنی «خانم مارپل» مطرح کنند که همین موضوع سبب میشود اتفاقی هجده ساله فاش شود.--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

S1 Ep 555555 آخرین انار دنیا✍🏼بختیارعلی
آخرین انار دنیا نوشته ی بختیار علیرمان «آخرین انار دنیا» نوشته «بختیار علی محمد» (زاده ۱۹۶۰- سلیمانیه)، نویسندهی کردتبار است که برای نخستینبار در سال ۱۹۹۶ در کشور سوئد چاپ شد. این رمان تاکنون به زبانهای بسیاری ترجمه شده است. «مظفر صبحدم» در هنگام جنگهای داخلی با فرماندهی خود در خانهی کوچکی محاصره میشوند و امکان فرار هردو نفر وجود ندارد؛ بنابراین مظفر تصمیم میگیرد بماند و در برابر نیروهای دشمن مقاومت کند تا یعقوب صنوبر بتواند فرار کند. بعد از این اتفاق، مظفر اسیر و به مدت ۲۱ سال در صحرا زندانی میشود. مظفر صبحدم در ۲۲ سالگی اسیر شد و وقتی که در زندان بود فقط فرماندهاش، یعنی یعقوب صنوبر، به او نامه مینوشت؛ نامههای امیدبخشی که در آن به او وعدهی زندگی در زیباترین قصر جهان را میداد، اما تنها چیزی که مظفر به آن اهمیت میداد، پسرش «سریاس» بود. درواقع تنها دلیل زندهماندن او و تحمل زندان، دیدن دوبارهی پسرش بود. یعقوب صنوبر، مظفر را از زندان آزاد میکند، اما به هنگام آزادی به او میگوید که در بیرون از زندان همه تو را از یاد بردهاند و دنیای بیرون فاسد شده است و همه دچار بیماریاند و تو نباید روح پاک خودت را دوباره به دست دنیای خارج بدهی و آن را آلوده کنی. ولی مظفر صبحدم شوق دیدار پسرش را دارد؛ بنابراین از دست فرمانده خود فرار میکند و …. * بختیار علی نویسنده، شاعر، مقالهنویس معاصر کُرد، در سال ۱۹۶۰ در سلیمانیه عراق زاده شد و ۳۶ سال بعد، در سال ۱۹۹۶ به آلمان مهاجرت کرد. بختیار علی تاکنون آثاری چون «مرگ تک فرزند دوم»، «غروب پروانه» و «آخرین انار دنیا» را منتشر کرده است و بسیاری او را حرفهایترین نویسندهی کردزبان میدانند. رمانهای بختیار در اقلیم کردستان عراق طرفداران بسیار دارد و بیشترین میزان شمارگان کتاب را در این خطه به خود اختصاص داده است. نخستین رمان او به نام «مرگ تک فرزند دوم» (مهرگی تاقانهٔ دو وه م) در سال ۱۹۹۷ در سوئد منتشر شد. دومین رمانش غروب پروانه (ئێوارهٔ په روانه) در سال ۱۹۹۸ در استکهلم سوئد و سومین اثرش، رمان «آخرین انار دنیا» (دواههمین ههناری دونیا) در سال ۲۰۰۲ در سلیمانیه به چاپ رسید. بختیار علی با مدد از رئالیسم جادویی، تاریخ و گذشتهی روانی مردمان کرد را بازگو میکند که همچون انسانی مدرن در چنبرهای از احساسات و خواستهها به دام افتادهاند. آخرین انار دنیا، رمانی جهانی است؛ چراکه تاکنون به زبانهای آلمانی، روسی، انگلیسی، عربی، یونانی، ترکی، اسپانیایی و فارسی ترجمه شده است. این رمان در ایران دو بار با ترجمههایی از آرش سنجابی و مریوان حلبچهای به چاپ رسیده است. این کتاب در سال ۲۰۰۳ برندهی جایزهی بهترین رمان از جشنواره «گلاویژ» شد.--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

S1 Ep 554554 🎭تس✍️توماس هاردی
- توماس هاردی: تس که دختری زیبا و معصوم است در پی اصرار مادر برای رفتن به دیدار خانوادهٔ ثروتمند دوربرویل، که گمان می شود خویشاوندان واقعی آنان هستند، به شهر میرود. در آنجا با الکآشنا شده و پس از آنکه توسط او مورد تجاوز قرار میگیرد و باردار میشود به دهکدهٔ خود باز میگردد. فرزند بیمار تس تنها چند هفته پس از تولد میمیرد و او به زندگی سخت گذشته باز میگردد. در همان هنگام او و کلر عاشق یکدیگر می شوند و تس پس از آشفتگیها و درگیریهای ذهنی فراوان، سرانجام در شب ازدواجشان گذشته و آنچه را که بر سر اومده را برای کلر تعریف می کند. به دنبال آن کلر که دچار دوگانگی شده است به نوعی او را از خود می راند و تس که تنها مانده است روزگار خود را با کار و نوشتن نامه برای کلر می گذراند. چندی بعد دوباره سرو کلهٔ الک پیدا می شود و پشیمانی خود را از آنچه که کرده بیان می کند و از تس تقاضا دارد که همراه او برود و از این پس زندگی خوبی داشته باشد. در آخر نیز کلر که بیمار و رنجور است به اشتباه خود مبنی بر مقصر دانستن تس پی می برد و به دنبال او میآید. داستان به طرز غمانگیزی در حالی که تس الک را کشته است و به شوهرش میپیوندد، ادامه می یابد و سرانجام با محاکمهٔ تس و حکم مرگ او پایان میپذیرد. ---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- موضوع: رمان نویسنده: توماس هاردی کارگردان: جواد پیشگر قالب: نمایشی--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

S1 Ep 553553 شب خاموش✍🏼مری هیگینز کلارک
شب خاموش اثر مری هیگینز کلارکمری هیگینز کلارک، نویسندهی این رمان، به نوشتن آثاری در فضای تعلیقی شهرت دارد. رمان «شب خاموش» نیز، در چنین فضایی یک حادثهی کیفقاپی شبانه را روایت میکند. این رمان، در فضای تعلیقی روایت یک کیفقاپی ساده است که با آدمربایی همراه میشود. کاترین، در شب سال نو درحالی همراه دو پسرش در خیابان قدم میزند که نگران همسر بیمارش است. همسر کاترین، بهخاطر ابتلا به سرطان در بیمارستان بستریست. در این گشت و گذار شبانه، کیف کاترین توسط زنی کیفقاپ دزدیده میشود و در جریان این کیفقاپی، برایان (فرزند کوچک کاترین) نیز، ناپدید میشود ... . «مری هیگینز کلارک» نویسندهی آمریکایی ایرلندیتبار و فارغالتحصیل رشتهی فلسفه از دانشگاه فوردهام است. او در ابتدا تنها داستان کوتاه مینوشت، اما رفتهرفته به نوشتن رمان هم مشغول شد. او سبک نویسندگی خاصی دارد و تلفیقی از سبک نگارش «آگاتا کریستی» و «آرتور کانون دویل» است. *کتاب: (۱۹۹۵)Silent Night--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

S1 Ep 552552 خوشا به حال افتادگان✍🏼ژرژ سیمنون
خوشا به حال افتادگان- اثر ژرژ سیمنون - راوي استاد بهروز رضويژرژ سیمنون سال 1903 در لیئژ بلژیک به دنیا آمد. او در کودکی با مادرش رابطهی بسیار خوبی داشت اما روابطش با پدرش بسیار خشک و معمولی بود. او در زمان جنگ جهانی اول در کالج سن لویی درس خواند. ژرژسیمنون پدرش را در نوزده سالگی بر اثر سکته قلبی از دست داد و پس از آن مجبور شد برای تامین مخارجش درس را رها کند و مشوغل کاری شود. او سرانجام به عنوان خبرنگار در یکی از روزنامههای بلژیک مشغول به کار شد. این کار باعث شد سیمنون مهاتهای زیادی را یاد بگیرد و با طبقات مختلفی از مردم در ارتباط باشد. یادگیری مهارتهای تند نویسی و و یرایش باعث شد بعدها سرعتش در نگارش و آماده کردن آثارش برای چاپ خیره کننده باشد. اولین رمان ژرژ سیمنون سال در گذشت پدرش، بانام مستعار منتشر شد این کتاب «بر پل دز ارش» نام دارد. ژرژسیمنون ابتدا با نام مستعار ژرژسیم شروع به نوشتن و چاپ داستانهای عامهپسند کرد، گزارشهایی وجود دارد که مدعیاند سیمنون از حدود بیستویک نام مستعار استفاده کرده است. او با این نامها رمانهای بازاری و عامهپسند مینوشت و البته توانست اوضاع مالی خود را سروسامان بدهد و پول خوبی به دست آورد. ژرژ سیمنون سال 1923 با زنی به نام رژین ازدواج کرد و به فرانسه رفت. از سال 1930 بود که ژرژ سیمنون فعالیتش را بهصورت حرفهای آغاز کرد. او مجموعه داستانی کارآگاهی برای انتشارات فایار نوشت که قهرمان همهی آنها کارآگاهی به نام ژول مگره بود. ردپای ژول مگره بهقدری در آثار سیمنون پررنگ است و شخصیتپردازی او بهقدری کامل شده است که بعضی گمان میکردند که شاید برداشتی از شخصیت خود او باشد؛ اما ژرژ سیمنون در مصاحبههای بسیاری بر این نکته تأکید کرده است که: «من کمیسر مگره نیستم»، افراد زیادی هم وجود دارند که معتقدان بسیاری از جنبههای شخصیتی کارآگاه مگره از دزیره سیمنون، پدر نویسنده وام گرفتهشده است. اولین داستان از مجموعه داستانهای ژول مگره که با نام «مسافری که با ستاره شمال آمد» در ایران شناخته میشود، سال 1931 منتشر شد. پسازآن و تنها در طی سه سال، سیمنون 19 رمان دیگر از مجموعهی کارآگاه مگره را نوشت. کارآگاه مگره و داستانهایش بهشدت با استقبال مواجه شد و حتی توانست نظر مثبت منتقدان را به دست آورد. سیمنون در جوانی و هنگامیکه بهعنوان خبرنگار کار میکرد، خبرنگار جنایی هم بود و بسیاری از شیوههای تحقیقات پلیسی را یاد گرفته بود، این آموختهها زمان خلق کارآگاه مگره به کارش آمد و باعث شد این مجموعه بسیار موفق باشد. پس از انتشار داستانهای مگره در همین زمان کوتاه، سیمنون تصمیم گرفت ماجراهای این شخصیت را ادامه ندهد. او برای اینکه به هدفش برسد، در نوزدهمین داستان کارآگاه مگره را بازنشسته کرد. سیمنون فعالیت حرفهایش را ادامه داد و شروع به کار با انتشارات بزرگ دیگری کرد. ثروتش هم بیشتر شده بود وزندگی مرفهی داشت. زمان جنگ جهانی دوم و هنگامیکه آلمانیها بلژیک را تصرف کردند او مسئول امور پناهندگان بود و همچنین داستان دیگری از مجموعهی مگره نوشت که در آن بازنشستگی مگره در رمان قبلی در نظر گرفته نشده بود. او در طی سالهای بعد بازهم داستانهایی از کارآگاه مگره منتشر کرد. همچنین مجموعه رمانهایی نوشت که خودش آنها را رمان تراژدی مینامید. داستانهای سیمنون پر از شخصیتپردازیهای کمنظیر و بسیار پیچیده است. او مانند جراحی هوشمند روان انسانها را کالبدشکافی میکند و از واقعیت آنها پرده برمیدارد. او ترسها، عقدهها، وابستگیها و رنجهای روحی را بهخوبی میشناسد و در آفرینش شخصیتهایش بهخوبی از آنها استفاده میکند. مهارتهای سیمنون در آفرینش خشونت و جنایت بهقدری خوب است که میتوان گفت هیچ نویسندهای نمیتواند در نگارش داستانهای پلیسی و کارآگاهی با او برابری کند.ژرژ سیمنون سال 1946 همراه خانوادهاش به کانادا مهاجرت کرد. آنجا او با زنی به نام دونیز آشنا شد و عاشق او شد. ژرژ سیمنون همسرش را طلاق داد و با این ز ازدواج کرد. سیمنون و همسر دومش پس از ازدواج به آمریکا مهاجرت کردند و 5 سال آنجا زندگی کردند. در این دوران فروش آثار سیمنون بسیار زیاد بود و او مقبولیت بسیاری پیداکرده بود. همچنین در همین دوران به عضویت آکادمی سلطنتی بلژیک درآمد. سال 1966 و همزمان با 45 سالگی کارآگاه مگره مراسم بزرگداشتی در هلند برگزار شد و مجسمهای از کارآگاه مگره ساخته شد. از میان 322 داستان و رمان بهجامانده از سیمنون 102 داستان به کارآگاه مگره اختصاص دارد.--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

S1 Ep 551551 چراغی برای شبانگاه✍🏼ارسکاين کالدول
چراغی برای شبانگاه - اثر ارسکاين کالدول - راوي استاد بهروز رضويارسکین کالدول (زاده ۱۷ دسامبر ۱۹۰۳ - درگذشته ۱۱ آوریل ۱۹۸۷) نویسنده معاصر آمریکایی است، در جوانی به شغلهای مختلفی دست زد ولی موفقیتی پیدا نکرد تا اینکه عاقبت الامر نویسنده شد. او از پیشروان پرداختن به درونمایههای اجتماعی، از جمله فقر و نژادپرستی بهویژه در ایالتهای جنوبی آمریکا، در ادبیات قرن بیستم آمریکا بهشمار میرود. وی کتاب تعظیم به خورشید فروزان را با همین درونمایه نوشت.[۱] بسیاری از کتابهای وی از جمله قصههای بابام، غوغای ژوئیه و جادهٔ تنباکو و چراغی برای شبانگاه در سالهای دور به زبان فارسی چاپ و منتشر شدهاست--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

S1 Ep 550550 حرمت شکنی✍🏼آلیس مونرو
دختر نوجوانی با کنجکاوی متوجه رازی می شود که پدر و مادرش از او مخفی کردهاند؛ اینکه قبل از به دنیا آمدن او ، فرزند دیگری داشته اند که در تصادف کشته شده است. آشکار شدن این راز ، لورن را به این فکر می اندازد که نکند او فرزندخوانده است و ... خانوادهای سه نفره به تازگی به شهری جدید نقل مکان کردهاند. «هری»، پدر خانواده، امتیاز هفته نامه شهر را خریده و به همراه همسرش، آیلین، در آن کار می کند. دخترشان(لورن) هم همانجا به مدرسه می رود. روزی در حال جابهجایی لورن بسته ای سبک را برمیدارد و از پدرش می پرسد که داخل آن چیست. هری به او می گوید که خاکستر نوزادی است که قبل از لورن داشتهاند و مجبور می شود پرده از رازی بردارد که سالها پنهان کرده بودند. اینکه وقتی آیلین باردار بوده، با نوزادی که داشتهاند در حال رانندگی تصادف می کند و ... شاید هیچچیز به این اندازه رنجآور نیست که بدانید سالها رازی را که فقط به شما مربوط است، از شما پنهان کردهاند. اما چرا؟ چه کسی راست می گوید؟ حرف چه کسی را باید باور کرد --------------------------------------------------------------------------- آلیس مونورو آلیس مونرو (به انگلیسی: Alice Munro) (زاده ۱۰ ژوئیه ۱۹۳۱) آلیس مونرو ،نویسنده کانادایی معاصر و برنده جایزه نوبل ادبیات در سال ۲۰۱۳. آکادمی سوئد مونرو را «استاد داستان کوتاه معاصر» توصیف کرد زندگینامه آلیس آن مونرو ۱۰ ژوئیه ۱۹۳۱ در کانادا به دنیا آمد. پدرش کشاورز و مادرش معلم مدرسه بود. او نویسندگی را از نوجوانی شروع کرد و اولین داستانش به نام «ابعاد یک سایه» در سال ۱۹۵۰ زمانیکه هنوز دانشجوی دانشگاه وسترن اونتاریو بود منتشر شد.[۳] او تا پیش از انتخاب نویسندگی به عنوان یک حرفه مشاغلی چون پیشخدمتی و تصدی کتابخانه را تجربه کرده بود و حتی مدتی نیز در مزارع تنباکو مشغول به کار بود. با این حال او سال ۱۹۵۱ دانشگاه را ترک کرد تا ازدواج کند. او سال ۱۹۶۳ به ویکتوریا نقل مکان کرد و کتابفروشی «کتاب مونرو» را افتتاح کرد که هنوز مشغول به کار است. مونرو به ویژه در داستانهای اولیهاش به مضامینی چون بلوغ و کنار آمدن با خانواده پرداختهاست. اما با گذر سن، توجه او به میانسالی و تنهایی بیشتر شدهاست. زادگاه مونرو شهر کوچک وینگهام در ایالت انتاریوی کاناداست و فضای داستانهایش هم غالباً شهرهای کوچک این ایالت است. داستانهایش معمولاً روندی آرام دارند، ولی حادثه یی در زیر این سطح آرام جریان دارد که مونرو در طول داستان با ظرافت از آن رازگشایی میکند و در پایان خواننده را شگفت زده برجا میگذارد. مضامین خود را از زندگی روزمره مردم انتخاب میکند و نگاه ویژه یی به مسائل و جزئیات زندگی زنان دارد. اگرچه به مشکلات و دغدغههای دختران جوان علاقه دارد، در کتابهای اخیرش به مسائل زنان میانسال و سالمند توجه بیشتری نشان دادهاست. خاطره در داستانهایش نقش مهمی دارد. شخصیتهایش را عمیقاً میشناسد و دربارهٔ زندگی آنها تأمل میکند و دیالوگها را با مهارت به کار میگیرد. صداقت در بیان، زبان شفاف و روان و دقت در جزئیات از ویژگیهای داستانهای اوست. «مارگارت اتوود» دیگر نویسندهٔ نامدار کانادایی، آلیس مونرو را یکی از «مقدسات ادبیات جهان» نام دادهاست، منتقدان و نویسندگان، سبک ساده چند لایه و شخصیتهای ساده و دیالوگهای مناسبش را ستودهاند . پیرنگهای--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

S1 Ep 549549 گرد آفرید✍🏼ابوالقاسم فردوسی طوسی
گرد آفرید اثر ابوالقاسم فردوسی طوسیگردآفرید دختر گَژدَهَم و خواهر گُستَهَم، پهلوان بانویی است جذاب و دلفریب که در موقعیت شناسی، هوش سیاسی و قدرتِ رزم کم از مردان ندارد و در عین حال، سرشار از سرشتی زنانه است. پیشنهاد می کنیم این داستان را که به این زن جنگجو شاهنامه پرداخته است بشنوید و لذت ببرید. داستان نبرد گرد آفرید و سهراب یکی از زیباترین داستان های شاهنامه است. اما این تنها داستان گرد آفرید نیست بلکه در خلال آن داستانی های دیگر از زنان مشهور شاهنامه نیز نقل می شود . سهراب جوانی دلاور است که از توران به ایران ، با تحریک افراسیاب حمله می کند ،تا به دربار کیخسرو برود و پادشاهی را از او بگیرد.او به سپید دژ می رسد و در آنجا با رزم آوران ایرانی می جنگد و پسران کژدهم (که صاحب قلعه سپد دژ است) را اسیر می کند. در این میان گرد آفرید دختر کژدهم به جنگ سهراب می رود و با دلاوری می جنگد .سهراب وقتی در می یابد که طرف مقابلش یک زن است با او از در مصالحه در می آید و به دعوت پدر گرد آفرید به عنوان مهمان به قصر می رود در آنجا پدر گرد آفرید از او می خواهد که سهراب را سرگرم کند تا پیکی که برای کسب تکلیف در باره ی وی به دربار کیخسرو فرستاده باز گردد و تکلیف سهراب مشخص شود . گردآفرید شروع به داستان گویی می کند و داستان پوراندخت و فرود و داستان شهناز دختر جمشید و ضحاک را از ایران باستان برای او تعریف می کند تا جایی که سهراب مجذوب گرد آفرید می شود و تصمیم می گیرد با او ازدواج نماید اما گرد آفرید نمی پذیرد از دربار کیخسرو فرمان می رسد که پدر گرد آفرید سهراب را بکشد اما سهراب از این تو طئه جان سالم به در می برد و تصمیم می گیرد .--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

S1 Ep 548548 مرگ و پنگوئن✍️آندری کورکف
مرگ و پنگوئن اثر آندری کورکف - راوی استاد بهروز رضویآندری کورکف، زاده ی 23 آپریل 1961، نویسنده ای اوکراینی است. کورکف از مؤسسه ی زبان های خارجی در شهر کی یف فارغ التحصیل شد و مترجمی زبان ژاپنی را نیز آموخت. اولین رمان او دو هفته قبل از سقوط اتحاد جماهیر شوروی به چاپ رسید. او یک رمان نویس و متفکر مستقلی است که به روسی می نویسد. وی نویسنده 19 رمان از جمله پرفروش ترین آنها به نام مرگ و پنگوئن ، 9 کتاب برای کودکان و حدود 20 فیلمنامه مستند ، داستانی و فیلم تلویزیونی است. کار وی در حال حاضر به 37 زبان ، از جمله انگلیسی ، ژاپنی ، فرانسوی ، آلمانی ، ایتالیایی ، چینی ، سوئدی ، فارسی و عبری ترجمه شده است و در 65 کشور منتشر شده است. کورکوف مدت هاست به عنوان مفسر مورد احترامی در مورد کشور اوکرین در سطح بین المللی ، به ویژه در اروپا و ایالات متحده شناخته می شود. او مقاله های متنوعی را برای انتشارات مختلف در سراسر جهان نوشت. کتابهای او پر از طنز سیاه ، واقعیت پس از شوروی و عناصر سورئالیسم است..--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

S1 Ep 547547 ماجرای وينستون✍️هاوارد فاست
ماجراي وينستون - اثر هاوارد فاست - راوي استاد بهروز رضويهاوارد ملویل فاست (به انگلیسی: Howard Fast) (زاده ۱۱ نوامبر ۱۹۱۴ – درگذشته ۱۲ مارس ۲۰۰۳) رماننویس و نویسنده تلویزیونی کمونیست آمریکایی بود. او با نامهای مستعار ای. وی. کانینگهام و والتر اریکسون نیز قلم زده است. هاوارد فاست در شهر نیویورک زاده شد. مادرش یک مهاجر بریتانیایی و پدرش یک مهاجر اوکراینی و هر دو یهودی بودند. با مرگ مادرش در ۱۹۲۳ و بیکار شدن پدرش، جوانترین برادرش یولیوس برای ادامه زندگی نزد خویشاوندان شان رفت لیکن هاوارد و برادر بزرگش ژروم به کار فروختن روزنامه مشغول شدند. هاوارد جوان نوشتن را در سنین پایین آغاز کرد. در حالی که به سیاحت در اکناف آمریکا و انجام شغلهای گوناگونی مشغول بود، نخستین داستانش به نام دو دره را در سال ۱۹۳۳ منتشر کرد. اما اولین کار مشهورش، شهروند تام پین برداشتی داستانی از زندگی توماس پین بود. فاست که همواره به تاریخ آمریکا علاقهمند بود، داستان آخرین مرز را در مورد تلاش شاینها برای بازگشت به سرزمین مادری شان و داستان راه آزادی را دربارهٔ زندگی بردگان سابق در دوره بازسازی به رشته تحریر در آورد فاست در زمان جنگ جهانی دوم در خدمت دفتر اطلاعات ایلات متحده بود و برای صدای آمریکا مینوشت. او در ۱۹۴۳ به حزب کمونیست آمریکا پیوست و در ۱۹۵۰ به کمیته اقدامات غیر آمریکایی احضار شد. در آنجا او از افشا کردن نام همکارانش در تأسیس بنیادی برای حمایت از یتیمان سربازهای آمریکایی حاضر در جنگ داخلی اسپانیا امتناع کرد (یکی از همکارانش النور روزولت بود) و به یک دوره زندان سهماهه به دلیل اخلال در کار کنگره محکوم شد. در زندان، نوشتن اثر مشهورش اسپارتاکوس که رمانی در مورد یک شورش در بین بردگان رمی بود، را آغاز کرد. اما بعد از آزادی از زندان، در فهرست سیاه اکثر بنگاههای انتشاراتی قرار گرفت و مجبور شد خودش این رمان را به چاپ برساند. بر طبق معیارهای موجود برای کتابهای چاپ شده به وسیله نویسنده اثر، این رمان به موفقیتی بزرگ دست یافت و در چهار ماه نخست، هفت بار تجدید چاپ شد (بر اساس خاطرات فاست، از ۵۰۰۰۰ نسخه چاپ شده، ۴۸۰۰۰ نسخه فروش رفت). پس از این جریان، فاست انتشارات بلو هرون را تأسیس کرد و به این طریق توانست تا زمانی که هنوز در فهرست سیاه قرار داشت، آثار خودش را به چاپ برساند. دقیقاً همانطور که تولید فیلم مبتنی بر اسپارتاکوس (پخش فیلم در ۱۹۶۰) را به عنوان مرحله مهمی در از هم پاشیدن فهرست سیاه هالیوود به حساب آوردند، چاپ مجدد رمان فاست به وسیله نشر کراون (Crown) در ۱۹۵۸ نیز به نحو بارزی باعث خروج فاست از لیست سیاه انتشاراتیها گردید. فاست در سال ۱۹۵۲ به عنوان نامزد حزب کارگر در انتخابات کنگره حضور داشت. در خلال دهه ۱۹۵۰ برای نشریه دیلی ورکر که روزنامه ارگان حزب کمونیست آمریکا بود، قلم زد. فاست مشهورترین نویسنده آمریکایی در اتحاد شوروی بهشمار میرفت و در ۱۹۵۳ به جایزه صلح لنین دست یافت. اما در ۱۹۵۶ به دلیل مسائلی از قبیل شرایط موجود در اتحاد شوروی و اروپای شرقی از حزب جدا شد. فاست مدتی در فرهنگستان ملی طراحی به مقدمات نقاشی مشغول شد. در سال ۱۹۴۵ خبرنگار مجلههای «اسکوایر» و «کورونت» در اروپا و خاور دور بود. در ۱۹۴۷ در دانشگاه ایندیانا تدریس میکرد.--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

S1 Ep 546546 مرواریدهای پشیمانی✍🏼فیلیپ کلودل
مرواریدهای پشیمانی اثر فیلیپ کلودلراوی بعد از شانزده سال که مادرش را ترک کرده است، برای دیدن جنازهی او روانهی زادگاهش میشود. با ورود به شهر محل تولدش، پسرک ولگردی را میبیند که همچون شبحی کنار هتل محل اقامت او پرسه میزند. راوی به یاد کودکی خودش میافتد که کنار همین هتل از درختی بالا میرفت و دخترک گارسونی را میدید که هر شب خسته به طرف اتاقش بازمیگشت. در هتل صدای خندهی زنی دیوانه شنیده میشود که پیاپی نام پسرش را که مرده است، صدا میزند. صاحب هتل تعریف میکند که او گارسون قدیمی اینجاست. راوی درمییابد که او همان زنی گارسونی است که در سالهای کودکیاش در این هتل بوده است. راوی به یاد کودکی و تنها گذاشتن مادرش میافتد و با کولهباری از پشیمانی از ترک مادر، برای مراسم تدفین او رهسپار میشود. * «فیلیپ کلودل» کتاب «مرواریدهای پشیمانی» را در سال ۲۰۰۹ نوشت. نام اصلی کتاب «چندتایی از صدها پشیمانی» است. آثار کلودل برندۀ جوایز متعددی ازجمله «برگ طلایی شهر نانسی»، «مارسل پانیول»، «بورس گنکور داستان کوتاه»، جایزۀ اروپایی «اورِژیو» و «سزار» بهترین فیلم در سال ۲۰۰۹ شدهاند. از یازده ژانویه ۲۰۱۲ فیلیپ کلودل به عضویت «آکادمی گنکور» که یکی از برجستهترین آکادمیهای ادبی فرانسه است، درآمده است. فیلیپ کلودل از سرشناسترین نویسندگان معاصر فرانسه است. او در خانوادهای کارگری زاده شده و ساکن شهر «لورن» در فرانسه است. وی بعد از به پایان رسیدن تحصیلاتش به مدت ۱۱ سال، به عنوان معلم، در زندانها فعالیت کرد و ارتباط وی در این فضا با شاگردانش، که قشر خاصی از جامعه بودند، بر داستانهای کوتاه، رمانها و بعدها بر فیلمنامههایش تاثیر فراوان گذاشت. همچنین او به جوانان معلول نیز آموزش میداد و همین تجربیات نگاه او را به مسائل اجتماعی معطوف کرد. تجربه زیستی و کاری «فیلیپ کلودل» در حوزه آسیبهای اجتماعی باعث شده تا در اغلب آثارش توجه خاصی به کمبودهای روانی شخصیتهایش داشته باشد و تأثیر آنها را بررسی کند. کلودل بارها در مصاحبههایش بر تأثیر این تجربه تاکید کرده و گفته است که چنین مراوداتی سبب شده دیدگاههای قبلی او درباره انسانها، جرم و قضاوت کردن افراد تغییر کند و اگر وی تدریس در زندان را آغاز نمیکرد، هرگز نمیتوانست برخی از رمانها و فیلمهایش را خلق کند. از او تاکنون ده رمان و شش مجموعه داستان کوتاه منتشر شده است. کتاب مرجع Quelques-uns des cent regrets - ۲۰۰۰ راوی: بهروز رضوی--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

S1 Ep 545545 موژيک ها✍🏼انتوان چخوف
موژيک ها - اثر انتوان چخوف - راوی استاد بهروز رضوینیکولا» پیش خدمت هتلی در مسکو است که به خاطر بیماری اش به ناچار شغلش را رها می کند و با خانواده اش به روستای زادگاهش و نزد پدر و مادرش بازمی گردد. او و خانواده اش شرایط سختی در روستا دارند و تلاش می کنند تا به رفاه حداقلی برسند، اما .... نیکولا مجبور می شود همراه خانواده اش در کنار مادر خسیس و غرغرو اش و همسران دو برادرش و هشت بچه ی دیگر زندگی کند. یک زندگی جانکاه و توان فرسا؛ تنش های زیاد میان همسر برادرانش با همسرش و برخوردهای زننده ی مادرش، باعث می شود بیماری او بهبود نیابد، تا اینکه..--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

S1 Ep 544544 مقام رسمی✍🏼ویلیام سامرست موام
مقام رسمی اثر ویلیام سامرست موام«مقام رسمی» داستانی از ویلیام سامرست موام از معروفترین نویسندگان و نمایشنامهنویسان انگلیسی است. لوئیس ریمایر با شماره ۶۸۷۶۳ به اتهام قتل همسرش، دورهٔ دوازدهٔ ساله محکومیتش را در زندان سن لورن دو مارونی، ندامتگاه بزرگی در گینهٔ فرانسه میگذراند. او به دلیل این که قبلا پلیس بود و همچنین رفتار خوبش در زندان به عنوان جلاد رسمی انتخاب شده است. برای او کلبه ای در ۵۰۰ متری زندان ساخته اند تا از دست دیگر مجرمین در امان باشد. تا این که یک روز کاری پرکار در زندگی اش پیش میآید و او قرار است گردن شش مرد محکوم به اعدام را بزند. درباره کتاب صوتی مقام رسمی ویلیام سامرست زاده ۲۵ ژانویه ۱۸۷۴ - درگذشته ۱۶ دسامبر ۱۹۶۵، داستاننویس و نمایشنامهنویس انگلیسی بود. سامرست موآم را بیشتر به خاطر جملات قصارش میشناسند که نمونهاش در زیر آمدهاست: ما مینویسیم چون مجبوریم که بنویسیم. عشق واقعی عشق یک طرفه است بدون هیچ چشم داشت و پاداشی. فاجعه بزرگ انسانها در هلاک نوع بشر نیست، در دست شستن از عشق ورزیدن است. اگر پنجاه میلیون نفر چیز احمقانه ای بگویند، آن چیز کماکان احمقانه است.--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

S1 Ep 543543 موسیقی یک زندگی✍🏼آندره مکین
موسیقی یک زندگی اثر آندره مکینآندره مکین نویسنده فرانسوی روسی تبار و برنده جایزه گنکور ۱۹۹۵ است آندره مکین در سال ۱۹۵۷ در کرانسویارسک سیبری زاده میشود اولین قصههای دوران کودکیش را از جد مادریاش به زبان فرانسه میشنود و همین امر بیگمان باعث دلبستگی و شیفتگی فراوان او به زندگی در فرانسه میگردد. در بدو ورود به فرانسه در سال ۱۹۸۷ کتابهای «دختر یک قهرمان اتحاد جماهیر شوروی» و «اعترافات یک پرچمدار شکست خورده» را برای مؤسسات انتشاراتی فرانسوی فرستاد و هر بار بدون اینکه خوانده شوند به او برگردانده شدند مکین در ابتدا تصمیم گرفت آثارش را با نامهای مستعار مختلف و به عنوان ادبیات ترجمه شده روسی به فرانسه برای ناشران بفرستد او حتی مجبور شد «اعترافات یک پرچمدار شکست خورده» را به زبان روسی شکسته بستهای نوشته و نسخه اصلی را با نام مترجمی که وجود خارجی نداشت و نام فامیل مادربزرگ مکین را یدک میکشید ارائه دهد و تنها بدین ترتیب بود که اولین کتابش به چاپ رسید. مکین با کتاب «به یاد رودخانه عشق» از گمنامی خارج شد و بالاخره کتاب «وصیتنامه فرانسوی» بود که برای این نویسنده روس که به خود لقب «نویسنده منحوس» دادهاست جایزه گنکور و جایزه مدیسی را به ارمغان آورد. .مؤلفههای عمده آثار مکین را بهطور کلی میتوان تجربه هولانگیز و شخصی او از دوران تلخ استالینیسم و تبعات وحشتناک آن در کلیت اجزای فرهنگی و سیاسی کشور روسیه دانست و این نکته بیشتر از آن جهت حائز اهمیت است که آندره مکین در غالب آثار خود توانسته این تجربه تلخ شخصی را با جادوی ادبیات و رمان، همهگیر و عمومیکند. آندره مکین زبان فرانسه را بسیار ماهرانه بکار میگیرد و همین توانایی آثار او را نسبت به سایر نویسندگان هم دورة خود ویژه و متمایز میکند. او در آخرین کتابش با عنوان «جرم الگا آربلینا» داستانی رسواکننده که میتواند سوژهای یک رمان پلیسی باشد را شرح میدهد و با استفاده از زبانی بهغایت شاعرانه خواننده را وادار میکند هنوز به رؤیا باور داشته باشد. در برخورد اول با آثار و نوشتههای مکین و با نگاهی اجمالی به رمانهایی که در طی دورة پانزده سال اقامت خود در فرانسه خلق کردهاست با نویسندهای مواجه میشویم که همانگونه که در بیان خود و در استفاده از زبان دوگانهاست، در اندیشه و درونمایه داستانهای خود نیز با این دوگانگی دست و پنجه نرم میکند. در زبان دوگانهاست، زیرا فرانسهاش سرشار از تصاویر فرهنگ اسلاو میباشد، تصاویری که از دوران کودکی در ذهن انباشتهاست، اما از سوی دیگر ظرافتهای زبان فرانسه را نیز به زیبایی به کار میبرد و در بیانش روح این زبان جاری میباشد. چهار کتاب از آندره مکین نویسنده روسیتبار فرانسوی و برنده جوایز گنگور ومدیسی به فارسی ترجمه و به چاپ رسیدهاست. اعترافات یک پرچمدار شکست خورده (۱۳۷۸) موسیقی یک زندگی (۱۳۸۱)، وصیتنامه فرانسوی (۱۳۸۳)، رمان زنی که منتظر بود (۱۳۸۴) از این نویسنده ترجمه و به چاپ رسیده که ترجمه سه اثر آخر از ساسان تیسمی است.--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

S1 Ep 542542 جهنم - بهشت✍🏼جومپا لاهیری (بهترین کتاب در مورد مهاجرت)
جهنم بهشت اثر جومپا لاهیری (بهترین کتاب در مورد مهاجرت)جهنم- بهشت یکی از داستانهای کتاب «خاک غریب» است. این مجموعه داستان که سال 2008 منتشر شده است مانند بقیهی کتابهای لاهیری داستان مهاجران هند وبنگال است که در آمریکا زندگی میکنند. داستان جهنم- بهشت از این مجموعه که به صورت مستقل نیز منتشر شده است نیز داستانی از زبان دختری به نام یوشا است که در خانوادهای بنگالی در آمریکا زندگی میکند. داستان دربارهی آشنایی جوانی به نام پراناب چاکرابوتی با خانوادهی یوشا به خصوص مادرش آپارنا وتعاملات میان آنهاست است. نویسنده با هوشمندی از روایت دخترکی استفاده کرده است که تغییرات مادرش را با دقت زیر نظر دارد و تحولات روحی او را هرچند نمود عملی و بیرونی ندارند درک میکند،در بخشی از داستان او در این باره میگوید: «آنموقع نمیدانستم که سر زدنهای عمو پراناب چیزی بود که مادرم تمام طول روز منتظرش بود، چیزی که باعث میشد او ساری نو بپوشد و در انتظار آمدنش موهایش را شانه کند. و نمیدانستم که از قبل برنامهی تنقلات نامحدودی که میخواست با آنها از او پذیرایی کند را میچید. نمیدانستم که برای لحظهای زندگی میکرد که صدای «بودی!» گفتن او را از ایوان بشنود، و اینکه روزهایی که حواسش نبود مادر کاملاً قبراق و سرزنده بود.» داستان سالهای زیادی را در برمیگیرد و سرنوشت روابط شخصیتهای داستان در ان به زیبایی روایت میشود. خلاصه داستان جهنم، بهشت پراناب چاکرابورتی دانشجوی هندی دانشگاه ام آی تی است که درذهن دارد به کلکته برگردد. او دچار غم غربت شده است و از زندگی در امریکا عذاب میکشد. روزی او در یکی از خیابانهای بوستون دختری به نام یوشا و مادر بنگالیاش آپارنا را میبیند. او آنها را تعقیب میکند و سرانجام با این خانواده طرح دوستی میریزد. آپارنا خودش هم در غم غربت دست و پا میزند و احساس تنهایی میکند. او از پذیرایی از پراناب در خانهشان خوشحال است.--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

S1 Ep 541541 تدی✍🏼جی دی سالینجر
تدي - اثر جی دی سالینجر - راوی استاد بهروز رضویتدی یکی از داستانهای مجموعه «نه داستان» نوشته جروم دیوید سلینجر است که در ایران به نام دلتنگیهای نقاش خیابان چهل و هشتم منتشر شده است. این داستان درباره پسری به نام تدی است که در حال بازگشت از انگلستان است و ... پسر کوچکی به نام تدی با وجود سن کم، اندیشه هایی فلسفی و ماورایی دارد. او در روی یک کشتی، همراه با پدر و مادر و خواهر کوچکترش، در حال طی کردن یک سفر طولانی است. در این سفر او با اندیشمندان گوناگونی ملاقات می کند و آنها از او سئوالات فلسفی می کنند. در پاسخ به یکی از این سئوالات، تدی از زمان پایان زندگی آنها حرف می زند و این سخن او سبب می شود که آنها گمان کنند او در حال پیشگویی است. سپس در کشتی .. ------------------------------------ جروم دیوید سالینجر یا جروم دیوید سَلینجر (زادهٔ ۱ ژانویهٔ ۱۹۱۹ – درگذشتهٔ ۲۷ ژانویهٔ ۲۰۱۰) نویسندهٔ معاصر آمریکایی بود. رمانهای پرطرفدار وی، مانند ناطور دشت در نقد جامعهٔ مدرن غرب و خصوصاً آمریکا نوشته شدهاند. سالینجر بیشتر با حروف ابتداییِ نام خود «جی.دی. سالینجر» معروف است .اطلاعات اندکی دربارهٔ زندگی سالینجر منتشر شدهاست، و او، با توجه به شخصیت گوشهگیر خود، همواره تلاش میکرد دیگران را به حریم زندگیاش راه ندهد. او در سال ۱۹۱۹ در منهتن نیویورک از پدری یهودی و مادری مسیحی (که پس از ازدواج با پدرش به یهودیت گروید) به دنیا آمد. در هجده ـ نوزده سالگی، چند ماهی را در اروپا گذرانده و در سال ۱۹۳۸، همزمان با بازگشتش به آمریکا، در یکی از دانشگاههای نیویورک به تحصیل پرداخته، اما آن را نیمهتمام رها کرد.[۱][۲] نخستین داستان سالینجر به نام جوانان در سال ۱۹۴۰ در مجلهٔ استوری به چاپ رسید. چند سال بعد (طی سالهای ۱۹۴۵ و ۱۹۴۶)، داستان ناطور دشت به شکل دنبالهدار در آمریکا منتشر شد و سپس در سال ۱۹۵۱ روانهٔ بازار کتابِ این کشور و بریتانیا گردید. ناطور دشت، نخستین کتاب سالینجر، در مدت کمی شهرت و محبوبیت فراوانی برای او به همراه آورد و بنگاه انتشاراتی راندوم هاوس (Random House) در سال ۱۹۹۹ آن را بهعنوان شصتوچهارمین رمان برتر سده بیستم معرفی کرد. این کتاب در مناطقی از آمریکا بهعنوان کتاب «نامناسب» و «غیراخلاقی» شمرده شده و در فهرست کتابهای ممنوعهٔ دههٔ ۱۹۹۰ ــ منتشرشده از سوی «انجمن کتابخانههای آمریکا» ــ قرار گرفت. فرنی و زویی، نُه داستان (در ایران با عنوان دلتنگیهای نقاش خیابان چهل و هشتم (یکی از داستانهای آن) ترجمه و منتشر شده) تیرهای سقف را بالا بگذارید، نجاران و سیمور: پیشگفتار، جنگل واژگون، نغمهٔ غمگین، هفتهای یه بار آدمو نمیکشه و یادداشتهای شخصی یک سربازاز جمله آثار کمشمارِ سالینجر هستند. همچنین بعد از مرگ او، مجموعه داستانی به نام «داستانهای پس از مرگ» در ایران ترجمه و چاپ شد.[۳] سالینجر دارای شخصیتپردازی نیرومند در داستانهای خود است. او بهطور ویژهای خانوادهٔ گلَس را، که معروفترین شخصیتهای داستانهای او هستند، به عرصه کشاند و در داستانهای متفاوت از افراد این خانواده پردهبرداری کرد. خانوادهای که دارای هفت بچه هستند، نابغههایی که در یک برنامهٔ رادیویی بهطور پیاپی حضور دارند و در دورههای مختلف جزو شرکتکنندگان برنامهٔ «بچه باهوش» هستند؛ ولی در این خانواده بزرگترین برادر، مرشد دیگران است و او شخصیتی است با نام سیمور. سیمور ابتدا با اشارهٔ کوچکی در یکی از داستانهای کوتاه با نام یک روز خوش برای موز ماهی حضور مییابد و همانجا پس از گفتگو با دختری کوچک به اتاق خود میرود و خودکشی میکند. در فرنی و زویی نیز اشارههایی به او میشود، ولی در کتاب تیرهای سقف را بالا بگذارید، نجاران و سیمور: پیشگفتار، سالینجر از زبان بادی، پسر دوم خانواده، شروع به گسترش و بیان سیمور میکند. این که شباهتهای زیادی بین سیمور و خود سالینجر و بادی وجود دارد کمابیش در قهرمانهای دیگرِ سالینجر با خود او مشخص است. بهعنوان نمونه، شخصیت هولدن در ناطورِ دشت نیز از این قاعده مستثنی نیست. جنبهٔ مهم زندگی سالینجر، مبهمبودن او برای منتقدان و هواداران اوست. به بیان بهتر، نوعی دور از دسترس بودن است. به همین دلیل، اطلاعات زیادی در مورد زندگی روزمره و عادی او موجود نیست. سالینجر در ۲۷ ژانویهٔ ۲۰۱۰ و به مرگ طبیعی در محل زندگی خود در شهر کوچک کورنیش در نیوهمپشایر درگذشت.--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

S1 Ep 540540 پستخانه✍️رابیندرانات تاگور
پستخانهعلاقمندان به هندوستان و سفرهای معنوی می توانند همراه با پسرک این کتاب شوند که با وجود بیماری اش که او را خانه نشین کرده ، در کنار پنجره خانه به رویاهای سفرهای دور و درازی فرو می رود. پسرک، اتاقی را انتخاب کرده که پنجره دارد؛ تا عابران را ببیند و با آنها حرف بزند. آمل، پسری بیمار است. او پدر و مادرش را از دست داده و حالا نزد پدرخوانده مهربانش زندگی میکند. آمل بهعلت بیماری نباید در معرض هوای آزاد باشد، اما دلش میخواهد جاهای نادیده را ببیند و از کوهها بالا برود؛ او دلش پرواز و سفر میخواهد. پدرخوانده که پیش از داشتن آمل مردی پولدوست بود، حالا به خاطر پسرک حاضر است هر کاری کند. او دلش میخواهد آمل دانشمند شود، اما پسرک میخواهد دنیا را ببیند. پزشک گفته است پسرک باید تا بهبودی کامل در فضای بسته زندگی کند. آمل اتاقی را که پنجره دارد، انتخاب کرده تا بتواند بیرون و رهگذران را ببیند. پیرمردی از آشنایان پدرخوانده، خود را «جهانگرد» معرفی کرده و به دیدار پسرک آمده است. او برای آمل از سرزمینهای دور حرف میزند و از اتفاقات عجیب؛ آمل او را دوست دارد. پسرک فکر می کند که سرانجام یک روز پادشاه برای او نامهای خواهد نوشت .... *نمایشنامه: The Post Office(۱۹۱۲) فیلم: Dak Ghar(۱۹۶۵)--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

S1 Ep 539539 جنگل✍🏼آپتون سینکلر
جنگل - اثر آپتون سینکلر - راوي استاد بهروز رضوي«یورگیس» جوان و قوی هیکل، همراه نامزدش «آنا» به شهر میآید. محل کار او «کشتارگاه صنعتی شیکاگو» است. کشتارگاهی که هر روز هزاران دام زنده از گاو گرفته تا خوک را به آنجا میآورند و طی فرایندی دهشتناک تبدیل به فرآورده های متنوع گوشتی میکنند. «یورگیس» وقتی با جریان تولید و فرآوری گوشت در کشتارگاه عظیم شیکاگو آشنا شد، پیش خود فکر کرد تنها کاری که امثال او میتوانند بکنند، این است که همه شرایط آن کار را بپذیرند و هر کاری را که به ایشان محول میکنند، به خوبی انجام دهند و سپاس گزار باشند؛ چراکه آن شرکت بزرگ، آنها را حمایت کرده و آسایششان را فراهم کرده است؛ پس باید برایشان خوب کار کنند. در همین زمان خانواده دوازده نفری یورگیس به این فکر افتادند خانهای بخرند، حتی اگر این تصمیم برابر با پرداخت قسطهای زیاد و طولانی مدت باشد؛ چون می خواستند از شر اجارهنشینی آسوده شوند. در جست و جوی خانه جدید، دلالی خانهای به آنها نشان میدهد و یورگیس، زنان خانه را برای تنظیم سند نزد او میفرستد، چون خودش نمیتواند مرخصی بگیرد. زنها میروند، اما به سند شک میکنند و قرار میشود وکیلی پیدا کنند تا به آنها درباره سند اطمینان خاطر بدهد ... *درباره ی نویسنده: «آپتون سینکلر» در سال ۱۸۷۸م در «بالتیمور ایالت مریلند» آمریکا به دنیا آمد و در سال ۱۹۶۸م درگذشت. پس از پایان تحصیلاتش در «سیتی کالج» نیویورک با نوشتن داستانهای بازاری برای مجلات زرد کار ادبیاش را شروع کرد. سپس به نوشتن داستانهای تاریخی روی آورد. در این دوران داستاننویسی را به خوبی یاد گرفت تا این که از این مهارت در نوشتن آثار بزرگی چون «جنگل» سود برد، به طوری که در سال ۱۹۴۳م موفق به دریافت جایزه ادبی «پولیتزر» شد. طی دوران شکوفایی در حدود ۱۰۰ اثر منتشر کرد که هرکدام بعد از مرگ او جنجالی در وادی ادبیات به راه انداختند. به عنوان مثال از روی یکی از رمانهای او به نام «نفت» فیلم مشهور «خون به پا خواهد شد»، ساخته شد که در سال ۲۰۰۷م نامزد ۷ جایزه اسکار شد. با این حال هیچ کدام از آثار او به شهرت رمان بزرگ او «جنگل» نرسیدند. سینکلر این رمان را برای نشان دادن شرایط خشن و زندگی مهاجران در ایالات متحده در شیکاگو و شهرهای صنعتی مشابه نوشت. هدف اصلی او در توصیف صنعت گوشت و شرایط کاری پیشرفت سوسیالیسم در ایالات متحده بود. با این حال، بیشتر خوانندگان ازتمام نقص های بهداشتی و اقدامات غیر بهداشتی (در صنایع بسته بندی گوشت آمریکایی در اوایل قرن بیستم )مطلع شدند، که به شدت به تظاهرات عمومی منجر شد و به اصلاحات از جمله قانون بازرسی گوشت منجر شد. این کتاب فقر طبقه کارگر، فقدان حمایت اجتماعی، زندگی سخت و ناخوشایند و شرایط کاری و ناامیدی در میان بسیاری از کارگران را نشان می دهد. این عناصر با فساد عمیق ریشه دار مردم با قدرت مقایسه می شوند.--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

S1 Ep 538538 بیلی باد ملوان✍️هرمان ملویل
بیلی باد ملوان - اثر هرمان ملویلملوان جوان و زیبایی به نام "بیلی باد" مجبور است در طول جنگ بین انگلستان و فرانسه در نیروی دریایی خدمت کند. او بسیار خوش چهره با قلبی مهربان است و با پشتکاری که از خود در کارش نشان میدهد، بسیار زود مورد توجه رؤسا و افسران مافوقش قرار میگیرد."بیلی باد" پسری است سرراهی که هیچ اطلاعی از پدر و مادر واقعی خود ندارد. نقص مادرزادی او لکنت زبانش است که در لحظات بحرانی به سراغش میآید. او در کشتی "حقوق بشر" در شغل ملوانی مشغول به کار است. کاپیتان "ور" و دیگر ملوانان او را دوست دارند، اما ناظم کشتی، یعنی آقای "کلا گارت" که ذاتا آدمی است خبیث و خشن، از دوستی دیگران با بیلی خوشش نمیآید و در پی آزار اوست. بیلی در برابر همهی کارهای سختی که کلاگارت به او واگذار میکند از خود مقاومت نشان میدهد تا زمانی که کلاگارت در حضور ناخدا "ور" به بیلی تهمت برانگیختن شورش در کشتی را میزند. "بیلی" که به دلیل لکنت زبان، قادر به دفاع از خود نیست با مشت به شقیقهی کلاگارت میزند و فاجعه آغاز میشود. درباره ی نویسنده: هرمان ملویل (Herman Melville) نویسنده بزرگ آمریکایی در اول اوت سال ۱۸۱۹ در خانواده ای روشنفکر و نسبتاً مرفه در شهر نیویورک به دنیا آمد و در ۲۸ سپتامبر ۱۸۹۱ در همانجا درگذشت. هرمان ده سال اول زندگی را تقریباً در رفاه و نیکبختی به سر برد و زندگی آرام و خوشی را با هفت خواهر و برادر دیگر خود گذراند و متوجه گذشت زمان نبود تا اینکه ناگهان تغییر بزرگی در زندگی آرام و آسوده آنها رخ داد. پدر هرمان، «آلان ملویل Allan» به سوی ورشکستگی رفت و دیگر نتوانست در مقابل این ورشکستگی که کلیه زندگیش را به باد داد، قد راست کند و از فرط ناراحتی و ناکامی فراوان دو سال بعد از این شکست، زمانی که هرمان دوازده سال داشت، رخت از جهان بربست و خانوادهاش را در تنهایی و تنگدستی گذاشت. رمان بیلی باد همچنین منبع خوبی برای الهام گیری کارگردانان سینما و تئاتر بوده است. «بیلی باد» یکی از آثار مشهور ادبی جهان است که به کسانی که علاقمند به داستان های ماجراجویانه دریایی هستند، پیشنهاد می شود.--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

S1 Ep 537537 پناهگاه✍️آلیس مونرو
پناهگاه اثر آلیس مونروزن جوانی به نام «کارلا» که ظاهراً مشکل خاصی در زندگی با همسرش «کلارک» ندارد، اما در جایی از داستان احساس میکند کلارک او را درک نمیکند... آن ها به آموزش سوارکاری مشغولند و اما حالا شاگرد زیادی ندارند و بیشتر درآمدشان از تیمارداری اسب ها می گذرد، از این رو اوضاع مالی آن ها بهم ریخته است. کلارک آدم خوش برخوردی نیست و خیلی زود از کوره در می رود و سر چیزهای کوچک با مردم دعوا می کند و بیشتر امور مرتبط به اسب ها را کارلا انجام می دهد. آن ها همسایه ای به نام سیلویا جیمیسون دارند که برای تعطیلات به یونان رفته بود و به تازگی برگشته است. کلارک که همیشه فکرهای عجیب و غریب در سردارد از کارلا می خواهد که سراغ سیلویا برود و با تهمت زدن به شوهر مرحومش و تهدیدی به بدنام کردن او از وی اخاذی کند. اما کارلا در مواجه با سوغاتی که سیلویا برای او آورده چه عکس العملی نشان می دهد؟ «گریزپا» مجموعهداستانی است از «آلیس مونرو»،نویسنده شهیر و معاصر زن کانادایی که در جهان به قدر کفایت شناخته شده و اغلب نوشتههایش برنده یا دستکم نامزد جوایز معتبر و باارزشی بودهاند مجموعه داستان فرار یا گریزپا (به انگلیسی: Runaway) سال ۲۰۰۴ منتشر شد و در همان سال برنده جایزه گیلر شد. کتاب مشتمل بر ۸ داستان کوتاه است که ۳ داستان آن دارای شخصیت واحدی به نام جولیت هندرسون است. این کتاب را مژده دقیقی و شقایق قندهاری مستقلاً به فارسی ترجمه کردهاند. مونرو در داستانهایش معمولاً به مسائل زنان و دغدغههایشان میپردازد.گرچه در داستانهای او،مردان نیز دارای ارزش و احترام ویژهای هستند ولی اغلب قهرمانان یا شخصیتهای اصلی آثارش را زنان تشکیل میدهند.این نویسندة هشتاد سالة کانادایی علاقة وافری به بررسی و طرح مسائل روانشناختی زنان در قصههای خود دارد.در آثار او زنان یا انسانهایی فریبخورده و ناکامند،یا افرادی نگران و در جستوجوی آرامش برای خود و دیگران یا اشخاصی که به کشف و مکاشفه و مشاهده در جامعه میپردازند تا هرچه بیشتر از همنوعان خود بیاموزند و با گونههای دیگر زندگی و افکار انسانی آشنا شوند. از سوی دیگر داستانهای او بُرش یا بازتابی از زندگی حقیقی است و به شدت از فضاهای رئالیستی برخوردار است.طوری که وقتی داستانی از او را میخوانید،احساس میکنید هر چیز درست عین خودش است،همانگونه که هست. در دهم اکتبر ۲۰۱۳ آکادمی سوئد اعلام کرد که جایزه نوبل ادبیات به این نویسنده نامآور کانادایی تعلق میگیرد. او که در زمان اعلام این خبر ۸۲ ساله بود یکصد و دهمین برنده جایزه ادبی نوبل، اولین کانادایی برنده این جایزه و سیزدهمین زنی بود که از ۱۹۰۱ تا کنون موفق به گرفتن این جایزه معتبر ادبی شد. پیش تر از این در یک دهه اخیر زنانی چون هرتا مولر و دوریس لسینگ این عنوان را از آن خود کرده بودند. زندگی زنان در روستاها و شهرهای کانادا از درون مایههای آثار اوست. بسیاری از منتقدان ادبی آثار مونرو را با آنتوان چخوف مقایسه میکنند.--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

S1 Ep 536536 درباره آزادی✍🏼جان استوارت میل
درباره آزادی اثر جان استوارت میلجان استوارت میل (زیسته در سالهای 1806 تا 1873) شاید یکی از ستوده ترین نظریه پردازان دموکراسی در عصر مدرن باشد. پدرش جیمز میل نظریه پرداز فایده گرایی (utilitarianism) بود و پسر معیشت خود را با کار در کمپانی هند شرقی به عنوان بازرس تامین می کرد. اما زندگی فکری او کارش را کوچک جلوه می دهد. میل دفاع خود از دموکراسی لیبرال را بر پایه اصالت فایده قرار می دهد و از جمله استدلال می کند که آزادی اندیشه و عمل موجب بهبود تدریجی سعادت آدمی می شود. ایده های خوب ایده های بد را از میدان به در می کنند و شیوه های برتر زندگی که تنها با آزمون در یک جامعه آزاد شناخته می شود شیوه های فروتر را کم اهمیت می سازد. از نظر او، دموکراسی مرجح است نه فقط به خاطر حقوق پیشینی افراد بلکه به خاطر اینکه دموکراسی کیفیت زندگی همگان را افزایش می دهد. در فرهنگ دوره ویکتوریا در انگلستان که به طور روزافزون مادی تر و غیرمذهبی تر می شد، این نحوه استدلال بنیادهای تازه ای برای نهادهای دموکراتیک فراهم می آورد. با اینهمه، فایده گرایی میل بدان معنا نبود که در بیان قاطع حقوق فردی جدی نباشد.--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

S1 Ep 535535 پرونده محرمانه لس آنجلس✍️جیمز الروی
پرونده محرمانه لس آنجلس اثر جیمز الرویپیچیدگی عمیق داستانی که میشنوید، ریشه در انگارههای جامعهشناسی و رفتارشناختی موجود در کشور آمریکا دارد. جامعهای صنعتی و شلوغ که آنچه اصلا در آن به چشم نمیآید، شرافت و صداقت است. این داستان علاوهبر بیان رویدادهای تاریخی شهر لسآنجلس در طولِ سالهای ۱۹۴۰ تا ۱۹۶۰، وقایع پنهانی، اطلاعات سرّی و همچنین شبکههای تبهکاری این شهر را برملا میکند. داستان روایت سه پلیس شهر «لس آنجلس» است که درگیر ماجرای قتلی در کافه «نایت اوول» میشوند. ماجرا به جرایم سازمانیافته، فحشا، مواد مخدر و فساد سیاسی گسترش مییابد. عنوان داستان، «محرمانه»، به مجلهی رسوایی برمیگردد که بهصورت تخیلی با عنوان «هاش هاش» منتشر میشود. گروهبان «ادموند اکسلی» پسر بازرس افسانهای پلیس لسآنجلس است؛ افسری بسیار برجسته برمبنای تواناییهای شخصی. تحصیلات، هوش، عینکی بودن و برخورد سرد و جدّی او باعث دوری وی از همکارانش میشود. خشم همکارانش هنگامی اوج میگیرد که وی حاضر میشود علیه آنها شهادت دهد. «وندل باد وایت» افسری قویهیکل با قدی بلند و تندمزاج است. همکار بسیار نزدیک وی، «دیک استنسلند»، درپیِ شهادت دادنِ اکسلی در ماجرای شب خونین کریسمس، از خدمت در پلیس لسآنجلس کنار گذاشته میشود. به این ترتیب، روابط باد و اکسلی تیرهتر میشود. اما درپیِ قتل دیک در کافه نایت اوول، باد و وایت به نوعی درگیر ماجرایی میشوند که پس از کش و قوس فراوان، آن دو را به هم نزدیک میکند. * دربارهی کتاب: این رمان نخستین بار در سال ۱۹۹۰ منتشر شد و سومین قسمت از «چهارگانه لسآنجلس» الروی بود که زندگی در این شهر در دهههای ۴۰ و ۵۰ میلادی را به تصویر میکشید. دیگر کتابهای او «کوکب سیاه» (که فیلم شد)، «هیچکجای بزرگ» و «جاز سفید» هستند. کتاب حاضر مهمترین اثر نویسنده است. درامی پیچیده و انتقادی با درونمایهی پلیسی بسیار غنی با شخصیتهایی مستحکم و عمیق. در سال ۱۹۹۷ فیلمی در ژانر نئو نوآر و جنایی، به کارگردانی «کرتیس هنسن»، بر اساس این رمان ساخته شد. «محرمانه لس آنجلس» پس از اکران با توجه منتقدان همراه بود. در وبگاه «راتن تومیتوز»، محرمانه لس آنجلس ۹۹٪ امتیاز دارد، با ۷۳ نقد مثبت از مجموع ۷۴ نقد. همچنین در وب سایت «متاکریتیک» دارای امتیاز ۹۰ از ۱۰۰ بر اساس ۲۸ نقد است. در هفتادمین دورهی جوایز اسکار در سال ۱۹۹۷ این فیلم نامزد کسب ۹ جایزه از جمله جایزهی اسکار بهترین فیلم، جایزهی اسکار بهترین کارگردانی، جایزهی اسکار بهترین فیلمنامهی اقتباسی و جایزهی اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل زن بود که از این میان، اسکار بهترین بازیگر زن نقش مکمل به «کیم باسینگر» تعلق گرفت و «برایان هلگلند» و «کرتیس هَنسن» بهطور مشترک جایزهی اسکار بهترین فیلمنامهی اقتباسی را بردند. * دربارهی نویسنده: «جیمز الروی» (زادهٔ ۴ مارس ۱۹۴۸) نویسنده، رماننویس و فیلمنامهنویس اهل ایالات متحده آمریکا است. وی از سال ۱۹۸۱ میلادی مشغول فعالیت بوده است. الروی را میتوان نویسندهای دانست که همیشه سینما با او مهربان بوده است. همچنین او از مهمترین و ارزشمندترین چهرههای ادبیات عامهپسند آمریکاست. او علاوه بر نوشتن، دستی در کار بازیگری نیز دارد. از جمله فیلمهایی که وی در آن نقش داشته است، میتوان به «پسران شگفتانگیز» اشاره کرد. وی همچنین برندهی جوایزی همچون جایزهی ادگار شده است. * کتاب: L.A. Confidential ,۱۹۹۰ *فیلم: L.A. Confidential ,۱۹۹۷--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

S1 Ep 534534 بینوایان✍️ویکتورهوگو
بینوایان از ویکتور هوگودر سال ۱۸۱۵ در فرانسه مردی به نام «ژان والژان» بعد از سپری کردن محکومیت ۱۹ ساله ی خود به دلیل دزدیدن یک قرص نان، از زندان آزاد میشود. ژان والژان پس از آنکه شرایط اجباری آزادی مشروط خود را زیر پا میگذارد، تصمیم میگیرد زندگی شرافتمندانهای را آغاز کند. بینوایان تصویر راستین سیمای مردم فرانسه در قرن نوزدهم است که در آن چهرهٔ چند قهرمان برجستهتر ترسیم شده است؛ ازجمله ژان والژان. او مرد میانسال خستهروانی است، با نیمتنهٔ کهنه و شلواری وصلهدار که پس از گذراندن نوزده سال زندان با اعمال شاقه، جایی برای رفتن ندارد و کسی پناهش نمیدهد حتی در لحظهای حاضر میشود به زندان بازگردد ولی راهش نمیدهند و در اوج درماندگی و سیهروزی به خانهٔ اسقفی پناه میبرد. اسقف با خوشرویی و مهربانی از او پذیرایی میکند، ولی این مهمان ناخوانده نیمهشب ظروف نقرهٔ اسقف را به سرقت میبرد و ساعتی بعد به دست ژاندارم دستگیر میشود، اما بزرگواری اسقف مسیر زندگی او را تغییر میدهد. ژان والژان در بیست و پنج سالگی اسیر پنجههای ستمگری شده است. او که روستایی پاکدلی بوده به سبب سرقت یک قرص نان برای سیر کردن کودک گرسنهٔ خواهرش، این همه سال زندان را تحمل کرده است؛ در نتیجه مهربانی و عاطفه برایش امر فراموش شده ای است. سرانجام نیکمنشی یک مرد روحانی، درهای نیکبینی و خیراندیشی را به روی او باز میکند و یکی از بزرگان روزگارش میشود. نویسنده در این رمان اجتماعی که به بیعدالتیهای جامعه حملهور میشود، درواقع نبرد میان خیر و شر را بازگو میکند. ژان والژان، زندانی توبه کاری است که در مرحله بعدی در هیأت حامی و نیکوکار ظاهر میشود و در پایان به حد کمال میرسد و تا مقام و درجه رهاییبخش فرامیرود.ویکتور هوگو شاعر و نویسنده بزرگ و سرشناس فرانسوی در پنجم می ۱۸۰۲ میلادی به دنیا آمد. هوگو برجستهترین نویسنده رمانتیک جهان به حساب میآید. از مهمترین آثار او میتوان به «بینوایان»، «گوژپشت نتردام» و چندین مجموعه شعر اشاره کرد. وی همچنین چندین نمایشنامه نوشتهاست. هرچند که هوگو بیشتر بهعنوان یک رماننویس شناخته میشود، خیلیها معتقدند که او بهعنوان یک شاعر، نقش بهمراتب مهمتری را ایفا کرده است. وی در روز جمعه ۲۲ ماه مه ۱۸۸۵ در خانه خویش در کوچه ایلو در پاریس درگذشت. پدرش کنت هوگو ژنرال ارتش ناپلئون بود. خانواده هوگو در سال ۱۸۱۱ به اسپانیا رفتند، ولی بعدها دوباره به پاریس بازگشتند و هوگو در این شهر تحصیلات مقدماتی را گذراند. او ابتدا شعر می سرود و همین اشعار در ابتدای کار شهرت فوقالعادهای برایش به ارمغان آورد. هوگو پیرو سبک تازه رمانتیسیسم بود و با آنکه پیش از او رمانتیسیسم در آثار دیگر نویسندگان نیز ظاهر شده بود، از آنجا که ویکتور هوگو در ترویج این سبک پیشقدم شده و در این راه سعی وافری داشت، او را به عنوان مبتکر رمانتیسیسم میشناسند. هوگو در سال ۱۸۴۱ میلادی باوجود مخالفت بدخواهان به عضویت آکادمی فرانسه در آمد و در سال ۱۸۴۸ نیز نماینده مجلس این کشور شد. پس از انقلاب، ناپلئون سوم در سال ۱۸۵۱ میلادی درپی کودتایی برخی از مخالفان را به تبعید فرستاد که ویکتور هوگو نیز در میان آنان بود.--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

S1 Ep 533533 سرزمین پدری✍🏼هانس گئورگ نواک
سرزمین پدری - اثری از هانس گئورگ نواک - راوی بهروز رضویچندتن از ساکنان روستای برلونه ایتالیا که از زندگی یکنواخت خود خسته شدهاند، با پیشنهاد یکی از افراد دهکده به آلمان مهاجرت میکنند تا بعد از کسب درآمد لازم، به روستای خود برگردند و هتلی بسازند و به روستای خود رونق بخشند، اما بعد از مهاجرت... روستای برلونه در ایتالیا بسیار زیباست. سروها، درختهای زیتون، چشمه و دریاچه، همه و همه منظرهای منحصربه فرد به وجود آوردهاند. شبها همهی مردم در کنار چشمه جمع میشوند؛ با هم حرف میزنند و بازی میکنند، اما دیگر از این زندگی تکراری خود خسته شدهاند و وضعیت اقتصادی خانوادهها نیز چندان مناسب نیست. یکی از اهالی به نام «روبرتو» طرح جدیدی برای ساخت یک هتل در برلونه اعلام میکند. او میگوید در این صورت جهانگردان زیادی برای دیدن روستای ما به کشور ایتالیا میآیند. دیگران از نقشهی او استقبال میکنند اما آنها برای عملی کردن این آرزو سرمایهای ندارند؛ از این رو تصمیم میگیرند برای کار به آلمان بروند. البته فقط مردها. ۱۶ نفر برای کار به شهر ولفسبورگ آلمان میروند. آنها میخواهند کار کنند تا پسانداز خود را روی هم بگذارند و بتوانند هتل را تأسیس کنند. فکر میکنند با دو سه سال اشتغال میتوانند به هدف خود برسند، اما مسأله به همین سادگی نیست. بهتدریج این گروه ۱۶ نفره از هم جدا میشوند. بعضی در حاشیهی شهر کار پیدا میکنند، افرادی ازدواج میکنند و روبرتو نیزخانوادهاش را به آلمان میبرد. با این شرایط، رفتهرفته آرزوی آنها به یک خیال مبدل میشود و ... ------------------------------------------------------- هانس-گئورگ نواک (زاده 12 فوریه 1926 در بورگ (در نزدیکی مگدبورگ) ، † 15 نوامبر 2005 در وورزبورگ) نویسنده، مترجم و ناشر کتاب، کتاب کودک و نوجوان آلمانی بود. هانس-گئورگ نواک در 12 فوریه سال 1926 در بورگ در نزدیکی مگدبورگ متولد شد. در دوره رایش سوم، او - تقریباً در تمام دوران نوجوانان پسر در آن زمان - در جوانان هیتلر حضور داشت. او یک سرباز بود و از سال 1944 تا 1947 به عنوان اسیر جنگ در معدن ذغال سنگ بلژیک کار می کرد. از سال 1948 تا 1953 دبیر YMCA در بروکسل بود و پس از آن در یک اردوگاه بین المللی جوانان در بلژیک برای تفاهم بین مردم کار کرد. سرانجام، او سازمان کنسرت و مهمان خود را تأسیس کرد. اولین کتاب او در سال 1955 منتشر شد. از سال 1960 او نویسنده و ناشر آزاد بود. نواک همچنین به عنوان مترجم ظاهر شد و بسیاری از نویسندگان آنگلو-آمریکایی و فرانسوی را در آلمان شناخت. وی در سال 1996 "بنیاد جوانان" هانس-جورج نواک "را برای کودکان و نوجوانان محروم تأسیس کرد.--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

S1 Ep 532532 تمام آنچه پسرم باید درباره دنیا بداند✍🏼فردریک بکمن
تمام آنچه پسرم باید درباره دنیا بداند اثر فردریک بکمناین کتاب نامهای است به پسرکی که تازه به دنیا آمده؛ اما درواقع نوشتهای است جذاب دربارهی انسان بودن، عاشقشدن، پدر و مادر بودن و بهطور کلی زندگی. این کتاب، پیامهای شخصیِ مردی در خط مقدمِ پدربودن است و بهزیبایی، شگفتی و بیم عمیق برآمده از تجربهی همهی «اولینهایی» را به تصویر میکشد که پدرها و مادرها را شگفتزده میکند. شرح صادقانه و بیپردهی «بکمن» از معنای پدر یا مادربودن، طیف گستردهای از احساسات را دربرمیگیرد: ترس از کوتاهی کردن که باعث میشود همهی اسباببازیهای پلاستیکی در یک مغازه را بخرید؛ احساس خجالت، زمانی که کودکتان را آمادهی رفتن به مکانی سردسیر میکنید، اما یادتان میرود که کفش پایش کنید و احساسی از بیثباتی که باعث میشود هر پدر و مادری همیشه تلاش کند تا بهترین کار را انجام دهد. در طول این مسیر، بکمن داستان چگونگی آشنایی با همسرش (زنی کاملاً متفاوت با خود) و ماجراهای جذابی را دربارهی فراز و فرودهای زندگی نیز روایت می کند. کتاب مرجع Things My Son Needs to Know about the راوی: محمدرضا قلمبر--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

S1 Ep 531531 آخرین روز یک محکوم به اعدام✍️ویکتورهوگو
داستان کوتاه آخرین روز یک محکوم به اعدام اثر ویکتور هوگو--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

S1 Ep 530530 خندههای بیصدا✍🏼محبوبه سلطانزاده
خنده های بی صداکتاب «خندههای بیصدا»، نوشتهی محبوبه سلطانزاده، تاکنون به دو زبان ترجمه شده است. این مجموعه دربرگیرندهی ۹ داستان کوتاه طنز است. داستانهای این کتاب عبارتاند از: خواستگاری امتحان علوم مکتبخانهی عمه بلقیس پاپوش هدیهی پدربزرگ شکمو مهمان تازهوارد بچهها بیایید عروسی کادوی روز مادر **** در داستان «پاپوش» راوی از یکی از همکلاسهای خود با نام «جعفر» یاد میکند که بهعلت سادگی بیش از حد، همیشه با تمسخر دیگر دانشآموزان روبهرو میشود. تا آنجا که روزی یکی از دانشآموزان، کاریکاتور دبیر ریاضی را میکشد و نام جعفر را پای تصویر مینویسد و همین امر، موجب خشم دبیر ریاضی میشود. اما روزی راوی متوجه میشود که جعفر، صاحب چرخی است که شبها بهوسیلهی آن نانهای سوخته و خردشده را جمعآوری میکند و آن را برای خود و پدر بیمارش میبرد. راوی با مشاهدهی این صحنه، به یاد تحمل و صبر جعفر میافتد و از آن پس، دیگر به کسی از دوستانش اجازه نمیدهد تا برای جعفر، پاپوش درست کنند.--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

S1 Ep 529529 دود✍🏼لوئيچي پيراندلو
دود اثر لوئيچي پيراندلو - راوي استاد بهروز رضويلویجی پیراندلو ( ۱۸۶۷– ۱۹۳۶)، نمایشنامهنویس و رماننویس ایتالیایی بود که در سال ۱۹۳۴ برندهٔ جایزه نوبل ادبیات شد. داستانهای کوتاه او نیز شهرت زیادی دارد. وی از نویسندگان معروف قرن بیستم ایتالیا است زندگینامه لویجی پیراندلو در سیسیل متولد شد. پدر او بازرگان گوگرد بود و انتظار داشت که پسرش هم همان شغل را انتخاب کند. اما لوییجی در تحصیلاتش موفق بود و توانست در رشتهٔ ادبیات ادامهٔ تحصیل دهد. او در سال ۱۸۸۷ وارد دانشگاه رم شد و بعد از آن برای تحصیل به بن رفت و آنجا تز دکترای خود را دربارهٔ گویش بومی سیسیلی تکمیل کرد. پیراندلو در نخستین کوشش خلاقش مراثی رم گوته را ترجمه کرد و بعد از ملاقاتش با کاپوانا، نویسندهٔ سیسیلی، همهٔ توجهش را بر ادبیات داستانی ناتورالیستی متمرکز کرد. او در سال ۱۸۹۳، نخستین رمان خود، مطرود را نوشت. وی مدتها استاد سبکشناسی دانشگاه رم بود. وی تا بعد از جنگ جهانی اول در کارش ناشناخته بود. تا اینکه نمایشنامهای از او با نام «شش کاراکتر در جستجوی یک نویسنده» شهرتی ناگهانی برایش آورد. پیراندلو از خانوادهای ثروتمند بود که در یک منطقه رشد نیافته و خشن زندگی میکردند. جایی که هر کسی مجبور بود خودش از حقوقش دفاع کند؛ بنابراین، او خیلی زود تحت تأثیر بی عدالتی و ستم موجود بین مردم قرار گرفت. پیراندلو زندگی آسانی نداشت. علاوه بر سختیهایی که از ورشکستگی پدرش در تجارت برایشان ایجاد شد، موضوع دیگر اختلال روانی زنش بود که پیراندلو در خانه از او مراقبت میکرد. پیراندلو با توجه به علاقهای که نسبت به درونیات افراد داشت، شخصیت نقشهای داستانی اش را بیشتر با قرار دادن آنها در موقعیتهای خیالی کاوش میکرد تا شرایط واقعی. امروزه پیراندلو به عنوان یکی از تأثیر گذارترین نمایشنامه نویسان قرن بیستم شناخته میشود. آثار مهم وی عبارتند از: درد مطبوع، عشق بدون دلبستگی، سفیدیها و سیاهیها، مسخرهٔ مرگ و زندگی، نوبت، زمان، زن مطرود، هانری چهارم، بیست داستان--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

S1 Ep 528528 قلابی✍️رومن گاری
قلابی اثر رومن گاری - راوی استاد بهروز رضوی--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

S1 Ep 527527 خنده جاويدان✍🏼پارلاگرکویست
خنده جاويدان - اثر پار لاگرکویست - راوي استاد بهروز رضويپَر فابیان لاگِرکْویست ، شاعر و نویسندهٔ سوئدی بود که در سال ۱۹۵۱ برندهٔ جایزهٔ نوبل ادبیات شد. لاگرکویست در آثارش بیشتر با مسائل سیاسی و اجتماعی و عقیدتی مانند مسئله خوب و شر در وجود انسان درگیر بود .او کوچکترین پسر از هفت پسر یک خدمتکار راه آهن بود که به تحصیل مذهبی – سنتی پرداخت و در خانه ای بزرگ شد که تنها کتاب های انجیل و مناجات در آن بود.در نوجوانی در پیرامون خانواده ای مذهبی، از باورهای دینی سختگیرانه ی آن دوران جدا شد، اما برخلاف بسیاری از نویسندگان و متفکران زمان خود،باورهای دینی را به صلابه ی نقد نکشید و تصمیم داشت که نویسنده شود. از این رو، از زمان دانش آموزی در تاریخ، آغاز به نوشتن در مطبوعات محلی کرد. پار لاگرکویست از ۱۹۱۰ تا ۱۹۱۲ به تحصیل تاریخ هنر و ادبیات در دانشگاه اوپسالا پرداخت و در ۱۹۱۲ میلادی، نخستین مجموعه داستان های خود را نوشت سپس در ۱۹۱۳ به پاریس رفت و برای یک سال در رشته هنر تحصیل کرد. زمانی دراز در آن جا زندگی و به جنبشی که در باره هنر ایجاد می شد، علاقه پیدا کرد. بنا بر این مکتب های خود را کوبیسم و اکسپرسیونیسم انتخاب نمود. در طی زمان جنگ جهانی اول، او در کپنهاگ زندگی کرد و در آن جا به نوشتن نمایشنامه مشغول بود که با کارن زورنسن آشنا شد و در ۱۹۱۸ با او ازدواج کرد.این ازدواج در ۱۹۲۵ به پایان رسید . او پس از مدتی با بیوه گوستا زاندلس – نقاش – به نام الاینه لوئلا ازدواج کرد و 5 سال بعد با خانواده اش به سوئد بازگشت و در جزیره ای به نام لیدیگو زندگی کرد. پس از بازگشت به سوئد، به رواج نظریه های تازه در زیباشناسی پرداخت و در نوشتاری به نام هنر سخن که نوشت، کوشید تا نشان دهد که در ادبیات نیز باید جنبشی به وجود آید، در پی این نظریه پردازی ها ، پار لاگرکویست در سال ۱۹۴۰ به عضویت آکادمی سوئد برگزیده شد. اما در ۱۹۴۴ میلادی بود که با نوشتن داستان بلند خود، برای نخستین بار به جهانیان شناخته شد. وی با نوشتن باراباس، مشهورترین اثرش در ۱۹۵۰ میلادی، برنده جایزه نوبل در ادبیات در۱۹۵۱شد. او مقاله، نمایشنامه، داستان های کوتاه و بلند بسیار نوشته است که در آنها – به عنوان یک اخلاق گرا – انگیزه های مسیحیت سنتی بدون پیروی از نظریه پردازی کلیسا را به کار برده است و با وجود اینکه، از دیدگاه سوسیالیسی در سیاست برخوردار بود، اما هیچگاه دین را افیون مردم نمی دانست. بیشتر نوشته او در باره علاقمندی های آدمی، نمادهایش و خدایان، و در جایگاه بشر – به عنوان فرد و نوع آدمی – در دنیایی که شیطان جا و حرفی ندارد، می باشد. نکته مهم در نوشته های او جدال بین خوبی و بدی است. پار فابیان لاگرکویست در ۱۱ جولای ۱۹۷۴ در سن ۸۳ سالگی و در استکهلم – سوئد –درگذشت.--- Send in a voice message: https://podcasters.spotify.com/pod/show/hazardastan/message Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.