
رُخدادِ ۱۸۲۷ ـ زمان بازگشت ملاها به مساجد است
بيا برويم به صد و پنجاه سال قبل... به خانه های حوض دار، به اتاق های تو در تو... من، پاييز كه شد...
The Artin Partovian Comedy Podcast || Radio Shemroon · SHEMROON COMEDY RADIO
Audio is streamed directly from the publisher (pdcn.co) as published in their RSS feed. Play Podcasts does not host this file. Rights-holders can request removal through the copyright & takedown page.
Show Notes
به خانه های حوض دار، به اتاق های تو در تو...
من، پاييز كه شد انار دان كنم برايت با گلاب و شكر!
شب ها درز پنجره ها را با ملافه بگيری كه سرما توی تنمان نرود.
بنشينيم دور كرسی، از حجره بگويی برايم و كسب و كارت. لبخند بزنم و سيب پوست كنم بعد از شامت بخوری كه خستگی در كنی،
دراز كشيده باشی، لا به لای حرف هايت سكوت بشود، دنبال چشم هايت بدود نگاهم، بفهمم كه خوابی و لحاف را روی تنت صاف و صوف كنم...
بيا برويم به صد وپنجاه سال قبل...
به همان جايی كه تا زمان پير شدنمان، يادم نيايد كِی گفتی دوستم داری، يادم نيايد كِی كادوهای يک دفعه ای گرفته باشی برايم،
ولی خوب بخاطر بياورم لا به لای ملافه هايی كه لای درزهای پنجره ميگذاشتی چقدر "دوستت دارم" بوده...
بيا برويم به صد و پنجاه سال قبل...
به واقعيت، به پای هم ديگر پير شدن، به ماندن، به با لباس سفيد رفتن با كفن سفيد برگشتن...
بيا فاصله بگيريم از امروزی بودن ها، از ماهگرد گرفتن ها و سالگرد گرفتن ها، از كادو های يک دفعه ای، از دوستت دارم های تلگرامی، از امروز بودن ها و فردا رفتن ها...
بيا فاصله بگيريم از اين همه مجازی بودن، بيا اصلا حرفی نزن نگو دوستم داری اما واقعی باش...
اين دنيای امروز دارد حال همه را بهم می زند...
کاش در روی زمین، ظلم از آغاز نبود !
زندگی، این همه پیچیده و پر راز نبود
صحبت از بستن و زنجیر نمی کرد کسی
کاش در حد قفس، وسعت پرواز نبود!
جوجه ها کاش ز پرواز نمی ترسیدند !
آسمان در قرق قرقی و شهباز نبود
محتسب کار به مستان گذرگاه نداشت
کاش جز میکده ها جای دگر باز نبود !
کاش دستی که سبوهای خرابات شکست،
غافل از آه جگر سوز سبو ساز نبود !
صحبت از خوب و بد زاغ و زغن نیست، ولی!
بلبلی با زغنی کاش هم آواز نبود !
شعله ای کاش نمی سوخت پری را، هرگز !
از ازل شمع چنین دلبر و طناز نبود
باغ در چنبره ی خار، گرفتار نبود
کاش در مسلک نیکان، سخن از ناز نبود !
کاش «کیوان» به مدار دگری می چرخید !
کاش در چرخه ما غمزه و غماز نبود !
- گفت :كجا داريم ميريم؟
گفتم :ميريم قاشقزنی شب هالوين.
گفت :ما اجازه نداريم این کارو بکنیم. مادرم اجازه نميده!
+ واسه چی اجازه نمیده؟
- مخالف مذهب ماست!
+ حالا من از تو یه سئوال میكنم از خود تو از مادرت و از رهبر مذهبيت سئوال نمیكنم! تو دوست داری این کارو انجام بدی يا نه؟
گفت :- آره...
گفتم : پس راه بيافت!
-------------------
BACK TO MOSQUE TIME | 06-28-2018 | ARASH
#رادیو #شمرون #کمدی #طنز #براندازم #طنزغیررادیویی #سربازم #رفراندوم
رُخدادِ ۱۸۲۷ ـ زمان بازگشت ملاها به مساجد است
طنزغیررادیویی با اجرای آرتین پرتویان | پنجشنبه | ۷ تیر | ۲۵۷۷
دوشنبه تا آدینه ۶ عصر بوقت تورنتو از رادیوشمرون