PLAY PODCASTS
رُخدادِ ۱۸۲۰ ـ  دیگر هیچکسی خسته نیست

رُخدادِ ۱۸۲۰ ـ دیگر هیچکسی خسته نیست

آدمهای زیادی را دیده ام که خسته اند. خیلی خسته. خسته اولین چای صبح را می نوشند. خسته ازدحامِ کوچه...

The Artin Partovian Comedy Podcast || Radio Shemroon · SHEMROON COMEDY RADIO

June 16, 20182h 7m

Audio is streamed directly from the publisher (pdcn.co) as published in their RSS feed. Play Podcasts does not host this file. Rights-holders can request removal through the copyright & takedown page.

Show Notes

آدمهای زیادی را دیده ام که خسته اند. خیلی خسته. خسته اولین چای صبح را می نوشند. خسته ازدحامِ کوچه و خیابان را تحمل
می کنند. خسته آدمهای خسته دور و برشان را نگاه می کنند. خسته به خانه بر می گردند. خسته همبسترکسی می شوند خسته تر از خودشان . خسته به خواب می روند و در رویاهایشان روزهایی را می بینند که هیچکس خسته نیست.
روزگار طوری با ما تا کرده که از همه چیز و همه کس خسته شده ایم و بیش از همه، از خودمان. دیگر حتی طاقت تنها بودن با خودمان را نداریم. درد کوچکی نیست از خلوتی فرار کنیم که می توانست مامنی برای جراحت قلبهامان باشد.
کاش می شد گاهی آن خودِ خسته را بیدار نکنیم. بگذاریم یکروز بیشتر بخوابد. برود پیاده روی، آنقدر راه برود تا پای دلتنگی اش درد بگیرد و یک جا بنشیند و دیگر همراهش نیاید.. برود سینما و برای مرگ ستاره فیلم آنقدر بگرید تا خالی خالی شود. یکی از آن کتابهای شعری که خاک می خورد را بردارد، طوری در آن غرق شود که دیگر نفس هیچ خاطره ی غمگینی بالا نیاید. بگذاریم آدم خسته مان جایی،پشتِ پنجره ای، گوشه ی کافه ای، روی نیمکت متروکی ، یا حتی درعبورِ شتابِ زده ی هزاران آدمی که رد می شوند و نمی بینندش، یا آرام بگیرد یا خودش را برای همیشه فراموش کند. آنوقت به خانه بر گردیم واگر کسی گفت خسته نباشی! بگوییم دیگر خسته نیستم !!!! دیگر هیچکسی خسته نیست!




آی مردم خسته ام
نای ایستادن ندارم من به پا
خسته ام از رویش تکرارها
خسته از رنگ و ریا
از دروغ
از نقاب خنده بر سیمای درد
خسته از روییدن گلهای زرد
خسته از پاییز از شبهای سرد
خسته ام از مرگ مرد
خسته ام از قتل عام لحظه ها
از سکوت عقل در غوغای نادانسته ها
خسته از ذوق سراب
خسته از بیداد خواب
خسته از عدلی که تنها گفته آمد در کتاب
خسته ز ترس و گریز از آینه
خسته از تقدیرها تعبیرها
خسته از نا با یدی ها یی که من دانسته ام
از خیانت خسته ام
از خود و خوبی و خواب و خار و خلقت خسته ام
آی مردم از حقیقت خسته ام
من نمی گویم که عشق آیین شهوت گستریست
غیر این اما نبود...
هرکسی با عشق زیست
چو با این عشق آلودم ز پاکی رسته ام
من ز عشق آلودگی از عشقبازی خسته ام
خسته از ناباوری
خسته از ناگفتنم
خسته از این خستگی هر لحظه بر آشفتنم
خسته از زنجیر بغضم بر سراپای صدا
خسته از خاموشی فریادها
خسته از ترس سکوت ترسناک کوچه ها
خسته ام من از شب آشفتگی
خسته ام از ساز و برگ بندگی
خسته از آوارگی..
آی مردم خسته ام
خسته ام از زندگی.....


بگو با من در اين سياره خاكي !
براي زخم هاي به تن خورده !
براي دردهاي به قلب مانده !
مرحمي جز خواب فراموشي هست ؟!!

-------------------
NO ONE IS TIERED ANYMORE | 06-15-2018 | ARASH
رُخدادِ ۱۸۲۰ ـ دیگر هیچکسی خسته نیست
طنزغیررادیویی با اجرای آرتین پرتویان | جمعه | ۲۵ خرداد | ۲۵۷۷
دوشنبه تا آدینه ۶ عصر بوقت تورنتو از رادیوشمرون