PLAY PODCASTS
رُخدادِ ۱۸۱۷ ـ  دیروز فیوز رادیوی ماشینم سوخت

رُخدادِ ۱۸۱۷ ـ دیروز فیوز رادیوی ماشینم سوخت

دیروز فیوز رادیوی ماشینم سوخت و بی‌رادیو شدم. باید از بقالی سرِ کوچه یک فیوز سه دلاری بخرم و خل...

The Artin Partovian Comedy Podcast || Radio Shemroon · SHEMROON COMEDY RADIO

June 13, 20181h 57m

Audio is streamed directly from the publisher (pdcn.co) as published in their RSS feed. Play Podcasts does not host this file. Rights-holders can request removal through the copyright & takedown page.

Show Notes

دیروز فیوز رادیوی ماشینم سوخت و بی‌رادیو شدم.
باید از بقالی سرِ کوچه یک فیوز سه دلاری بخرم و خلاص. اما از دیروز که رادیو ندارم، دیگر استیو گاس هم حرف نمی‌زند.
استیو مجری اخبار رادیو ملی است.
یک کلاغ بدسرشت که هر روز تمام اخبار سیاه دنیا را جمع می‌کند و به زور فرو می‌کند توی حلق آدم. هر روز که از ماشین پیاده می‌شدم حس یک شهروند لاغر و بی‌دفاع را داشتم که بدون دستکش با تایسون توی رینگ بوکس افتاده‌ است.
افسرده و داغون از خبرهای سیاه استیو. داعش. جنگ. طالبان. ترامپ. سنکشن. لیدی‌گاگا. اما یک فیوز سه دلاری، جان خودش را در راه آرامش من از دست داد و خودش را سوزاند...
ماشینِ بی‌رادیو یعنی سکوت.
بعد از سال‌ها امروز بدون استیو گاس تا محل کارم راندم.
در سکوت. اما بعد از سه دقیقه، جیرجیر لنت‌های ترمز ماشین را شنیدم.
ناله‌اش طوری بود که یعنی باید عوضش کنم.
صدایی که تا حالا لای خبرهای استیو گم شده بود.
بعد یک حساب سرانگشتی کردم و دیدم باید پانصد دلار پیاده بشوم. افسرده شدم.
این پانصد دلار خیلی سیاه‌تر از خبرهای استیو بود. انگار خود البغدادی آمده تا جانم را بگیرد...
حالا هم تصمیم گرفتم تا سریع‌تر سه دلار بدهم و یک فیوز بخرم تا استیو بیاید و نجاتم بدهد.
بدبختی آدم‌های دیگر را جار بزند تا من صدای خبرهای بدِ خودم را نشنوم.
کلا یکی باید باشد تا مدام سیاه‌ترین خبرها را داد بزند تا آدم صدای لنت ترمز ماشینش را نفهمد.
غصه خوردن برای دیگران به مراتب راحت‌تر از غصه خوردن برای خود آدم است...

تا ذره ای ز درد خودم را نشان دهم
بگذار در جدا شدن از یار جان دهم

همچون نسیم می گذرد تا به رفتنش
چون بوته زار دست برایش تکان دهم

دل بُرده از من آنکه ز من دل بریده است
دیگر در این قمار نباید زیان دهم

یعقوب صبر داشت و دوری کشیده بود
چون نیستم صبور چرا امتحان دهم

یوسف فروختن به زر ناب هم خطاست
نفرین اگر تو را به تمام جهان دهم

يكى بايد باشه كه وقتى نگاش مى كنى،نه اينكه غصه هات يادت بره
نه...
فقط يادت بياد دليل بزرگترى براى خوشحال بودن دارى...



می گویند منبر را از چوب درخت گردو می سازند
که بسیار محکم و با کیفیت است.
درخت گردو علاوه بر چوب مرغوب،
سایه و بار خوبی هم دارد.
اما درخت چنار میوه ندارد،
سایه درست و حسابی
هم ندارد، از آن چوبه دار میسازند.
دعوای این دو درخت در
شعر استاد شهريار
شنیدنی ست!

گفت با طعنه منبری به چنار:
سرفرازی چه میکنی؟ بی بار!
نه مگر ننگ هر درختی تو؟
کز شما ساختند چوبه دار!

پس بر آشفت آن درخت دلیر،
رو به منبر چنین نمود اخطار؛
گفت: گر منبر تو فایده داشت،
کـار مردم نمی کشید به دار !

---------------------------
MY RADIO IS BROKEN | 08-12-2018 | TUE