
Dastanhaye Khaleh Khorshid | داستانهای خاله خورشید
26 episodes

Ep 26ویژه نوروز - خاله خورشید و سفره هفتسین نوروز ۱۴۰۲
عطر شکوفهها و گلهای بنفشه و لاله، جیک جیک پرندگان، سفره هفت سین با عطر سنبل و زیبایی تخممرغهای رنگ شده، دید و بازدید و رفتن به خانه پدربزرگ و مادربزرگ و گرفتن عیدی از دست آنها و بسیاری از آداب و رسوم دیگر، رنگ زیبایی به زندگی ما میدهد و خاطرات خوش را در ذهن ما ماندگار میسازد. خاله خورشید برای شما بچههای عزیزش سالی سرشار از سلامتی، شادی، یادگیری و موفقیت آرزو میکند. عیدتان مبارک.

Ep 25عمو نوروز و خاله پیرزن
بچهها جون، بیاید با هم به صدای خاله خورشید که قصه جذاب عمو نوروز رو برامون تعریف میکنه گوش کنیم. خاله خورشید این قصه رو از روی یک کتابی به اسم عمو نوروز و خاله پیرزن برامون میخونه. این قصه جزو قصههاییه که از سالهای دور توی خانوادهها تعریف شده، برای همین ممکنه همین قصه رو با جزییات دیگهای هم شنیده باشید. آقای اسدالله شعبانی یک نسخه از قصه رو که بیشتر دوست داشته برداشته و برامون نوشته. حالا خاله خورشید عزیزمون این قصه رو برامون تعریف کرده. خود کتاب تصویرهای خیلی قشنگی داره که آقای حمادالدین جوادزاده کشیده ولی فعلا چون ما داریم به قصه گوش میدیم چشمهامونو میبندیم و اجازه میدیم که تخیلمون تصویرهای قشنگ رو بسازه. انتشارات فاطمی این کتاب رو منتشر کرده. امیدواریم که لذت ببرید.

Ep 24قسمت ۲۴ - استقامت
دراین قسمت خاله خورشید داستانی در مورد زندگی بهیه خانم، دختر حضرت بهاءالله و بعضی از مشکلات و سختیهایی که ایشون در طول زندگی باهاش مواجه میشن برامون تعریف میکنه.

Ep 23قسمت۲۳ - وفاداری و خدمت
در این قسمت خاله خورشید داستانی در مورد موش، لاکپشت و کلاغ و گوزن برامون تعریف میکنه. اونا دوستای خوبین که توی جنگل زندگی میکنن و با هم هیچ مشکلی ندارن.

Ep 22قسمت ۲۲ - صبر و شکیبایی
در این قسمت خاله خورشید داستانی در مورد لیلی برامون تعریف میکنه، دختر کوچولویی که خیلی هلو دوست داره و تصمیم میگیره درختش رو بکاره.

Ep 21قسمت ۲۱ - نورانیت و درخشندگی
در این قسمت خاله خورشید برامون داستانی در مورد پیرزن مهربونی به اسم خاله قندی که توی یه مزرعه تک و تنها زندگی میکنه، تعریف میکنه. یه شب که بارون شدیدی میاد، یکی در میزنه.

Ep 20قسمت ۲۰ - اشتعال
در این قسمت خاله خورشید داستانی درمورد گلاب خانوم برامون تعریف میکنه که قراره براش مهمون بیاد اما هیچی برای پذیرایی تو خونهش نداره. زری کوچولو که اینو متوجه میشه، میره به مامان بزرگش میگه.

Ep 19قسمت ۱۹ - معتمد بودن
در این قسمت خاله خورشید داستانی در مورد پیرمردی به اسم حکیم حسن برامون تعریف میکنه. یه روز حکیم حسن دو تا جوون رو میبینه که از راه دور اومده بودن.

Ep 18قسمت ۱۸ - امیدواری
دراین قسمت خاله خورشید داستانی واقعی در مورد دختر کوچولویی به اسم ویلما برامون تعریف میکنه که به همه آرزوهاش میرسه.

Ep 17قسمت ۱۷ - شجاعت
دراین قسمت خاله خورشید داستانی در مورد علی کوچولو برامون تعریف میکنه که همراه مامان وباباش و خواهرش سارا، به دیدن مادربزرگ و پدربزرگش که توی یه مزرعه زندگی میکردن رفتن. اونجا علی کوچولو داشت با تیرکمون بازی میکرد که اتفاقی میافته.

Ep 16قسمت ۱۶ - محبت و اتحاد
دراین قسمت خاله خورشید داستانی در مورد چندتا کبوتر که توی یه جنگل زندگی میکردن تعریف میکنه. اون نزدیکیا یه شکارچی بود که هر روز اونا رو شکار میکرد.

Ep 15قسمت ۱۵ - راضی بودن
دراین قسمت خاله خورشید داستانی در مورد شاهزادهای به اسم ماهبانو که توی یه قصر با ملکه و پادشاه زندگی میکرد، تعریف میکنه. ماهبانو هر چیزی که میخواست رو داشت اما راضی نبود.

Ep 14قسمت ۱۴ - انقطاع
دراین قسمت خاله خورشید داستانی در مورد سلطان محمود و یکی از وفادارترین خدمتکارانش، ایاز، تعریف میکنه.

Ep 13قسمت ۱۳ - شفقت و مهربانی
دراین قسمت خاله خورشید داستانی در مورد دختر کوچولویی به اسم گلک تعریف میکنه. یه روز گلک لباس قشنگش رو میپوشه و میره که از چشمه آب بیاره.

Ep 12قسمت ۱۲ - امانتداری
در این قسمت خاله خورشید داستانی در مورد مارال کوچولو برامون تعریف میکنه. خونواده مارال میخواستن به مسافرت برن، مارال عروسکش رو به دوستش میده که براش نگه داره.

Ep 11قسمت ۱۱ - عفو و بخشش
در این قسمت خاله خورشید داستانی در مورد شهر مورچهها که توی یه چمنزار پر گل و زیبا قرار داشت برامون تعریف میکنه. یه روز که مورچهها برای تهیه غذا به چمنزار میرن، اتفاقی میافته.

Ep 10قسمت ۱۰ - شکرگزاری
در این قسمت خاله خورشید داستانی در مورد دهکده زیبایی به اسم دهکده گلها برامون تعریف میکنه. یکی از دلایل زیبایی دهکده زنبورهایی بودن که اطراف دهکده زندگی میکردن.

Ep 9قسمت ۹ - فروتنی
در این قسمت خاله خورشید داستانی در مورد یه گل، که تو باغ به زیباییاش معروف بود، تعریف میکنه. هیچ کس حتی اسمشو نمیدونست

Ep 8قسمت ۸ - فداکاری و گذشت
در این قسمت خاله خورشید داستانی برامون تعریف میکنه در مورد یه ماهی کوچولوی سیاه که زیر دریاهای آبی با دوستاش زندگی میکرد. یه روز موقع بازی اتفاقی میافته که اون از خونهاش دور میشه

Ep 7قسمت ۷ - پاکی و خلوص
در این قسمت خاله خورشید داستانی در مورد درخت بزرگی تعریف میکنه که تو حیاط خونه یه خانواده شاد و سرحال رشد کرده. یه روز مرد همسایه چیزی میگه که باعث میشه پدر خانواده به فکر فرو بره

Ep 6قسمت ۶ - سرور و شادی
در این قسمت خاله خورشید داستانی در مورد «ماری» برامون تعریف میکنه. ماری با پدر و مادر و مادربزرگش تو یه خونه روستایی زندگی میکرد

Ep 5قسمت ۵ - سخاوت و بخشندگی
در این قسمت خاله خورشید داستانی از کودکیهای حضرت عبدالبها برامون تعریف میکنه

Ep 4قسمت ۴ - صدق و راستی
در این قسمت خاله خورشید داستانی تعریف میکنه در مورد پادشاهی که به گلها خیلی علاقه داره. این پادشاه برای خودش دنبال جانشین میگشت و برای این کار از گلها کمک میگیره

Ep 3قسمت ۳ - عشق و محبت
در این قسمت خاله خورشید داستانی در مورد دختر کوچولویی به اسم شیرین برامون تعریف میکنه. شیرین با مامان و مامانبزرگش زندگی میکرد اما چند وقتی میشد که که مامانشو ندیده بود

Ep 2قسمت ۲ - عدالت
در این قسمت خاله خورشید داستانی در مورد خرگوش و زرافه و فیلی میگه که تو یه باغ وحش زندگی میکنن. اونا یه روز تصمیم میگیرن که از این بعد غذاشون رو به طور مساوی با هم تقسیم کنن

Ep 1قسمت ۱ - قلب پاک
در این قسمت خاله خورشید داستانی در مورد آقا خرگوشه میگه که تصمیم داره با هویجهایی که از مزرعه چیده سوپ هویج درست کنه، اما تو راه برگشت به خونه آقا موشه رو میبینه